پدیده «تجربه نزدیک مرگ» شامل یک سری مولفه های به ظاهر فراهنجار و غیر عادی است که افراد و بیماران در شرف مرگ، پس از احیای قلبی- تنفسی موفقیت آمیز یا موارد پزشکی مشابه، گزارش نموده اند. از نظر گروهی از اندیشمندان این حوزه، برخی عناصر تجربه نزدیک به مرگ می تواند نشان دهنده این باشد که هشیاری پس از مرگ موقت پزشکی، باز هم ادامه دارد.
مشترکات زیادی بین این تجربه ها و روایت ها گزارش شده است و در اصل وقوع آن در حال حاضر شک و تردیدی وجود ندارد. به نظر می رسد، با وجود گذشت چند دهه از آشنایی با این پدیده و ورود به حوزه ی پژوهش، آن طور که باید و شاید در مجامع علمی کشور ما به این پدیده پرداخته نشده است.
در واقع می توان گفت در این حوزه ی علمی، در ابتدای راه هستیم؛ به طوری که تعداد مقالات علمی به زبان فارسی، در این حیطه، در زمان تالیف این کتاب، کمتر از تعداد انگشتان دو دست است!
پدیده مذکور، تاکنون عمدتا در شاخه های مختلف پزشکی نظیر روانپزشکی و طب بیمارستانی، روانشناسی، فراروانشناسی و فلسفه دین مورد مطالعه علمی قرار گرفته است.
در این کتاب سعی ما بر این است که تجربه نزدیک به مرگ را از منظر اخلاق زیستی و پزشکی، مورد بحث و بررسی قرار دهیم. رویکردی که در حقیقت، دوران نوپایی و آغازین حیات خویش را شروع کرده است. پرداختن به این موضوع در حوزه پزشکی و اخلاق پزشکی از این حیث اهمیت دارد که می تواند به تبیین بهتری از ماهیت انسان- به عنوان موجودی که درکانون بررسی های دانش طب است - بینجامد. به عنوان مثال، در پرتو این تحقیقات، به تبیین روشن تری از هویت های سه گانه انسان ( زیستی، عاطفی-ادراکی اولیه و معرفتی ارادی) دست می یابیم. ضمن آنکه، مدل هویت های سه گانه انسان در تبیین بهتر این پدیده راهگشاست. همچنین می توان از این رویداد در بازشناسی و باز تعریف برخی مفاهیم پایه در روانپزشکی و علوم اعصاب نظیر هشیاری بهره برد.
بی شک قدم گذاشتن در این مسیر جدید که احتمالا پنجره ای تازه بر دامنه ی آگاهی های انسان می گشاید خالی از اشکال نیست. در این راستا مولفین با اقرار به بضاعت اندک خویش، پذیرای انتقادات، پیشنهادات و مباحث تکمیلی صاحبنظران خواهند بود.
بله
















به نظر من اثبات مسأله تجربیات نزدیک به مرگ که بیشتر در میان مسیحیان یا بوداییها رایج هست یا کشف و شهودی که در عرفا و علمای مسلمان وجود دارد و گزارش میشود در اخلاق و قوانین حاکم بر پزشکان و جامعه پزشکی هیچ تاثیری ندارد و این قشر فرهنگ و اعتقاد و قوانین مخصوص به خودش را دارد و تاثیری از این مباحث نمیپذیرد. پذیرفتن این تجربیات در کسانی که به ان اعتقاد دارند باعث ارامش خوشایند و لذت بخشی در زندگی میشود و ان شالله باعث میشود که انسان تر و با اخلاق تر باشیم و با ارامش و صبر بیشتری زندگی کنیم و درنتیجه این مسایل احتیاج به پژوهش علمی و تهیه پرسشنامه و اثبات ندارد.
البته با ادای احترام فراوان به نویسندگان محترم و تشکر از زحمات ایشان