دوسش دارم... خصوصا کتاب " عیسی پسر انسان"همین قدر می دونم که جبران خلیل رو " نیچه ی" جهان عربمی دونن و سبک نویسندگی اش توی بیشتر اًثارش، همون"گزیده گویی " نیچه است... اما کاملا مستقل... البته یه بار هم یه مقاله خوندم که درباره ی نسبت های جبران خلیلبا "میرزاده ی عشقی" مقایسه های جالبی کرده بود...
داستان اول تا حدی پرش از موقعیتهای مختلف و کلی گویی بود، داستان دوم به نظر تقابل بنیادگرایی و ایدئولوژی واقعی با دینداری نسخه ویرایش شده و تغییریافته به ظاهر دینداران بود، داستان سوم به نظرم تا حد زیادی نامفهوم بود، فکر میکنم اون هم بخاطر اینه که مفاهیم بیان شده ضمن داستان سوم در فرهنگ ما وجود نداره.
کتاب دو بخش کاملا متفاوت و مجزا داشت. بخش اول توصیف موسیقی و نغمههای نهاوند، اصفهان، صبا و رست بود که توصیف نغمه زیبا بود. و بخش دوم سه داستان با توصیفات زیاد بود. داستان یوحنای مجنون جالب بود که شاهد تکرار مکرر این داستان در تمام ادیان و تمام زمانها هستیم. درکل نپسندیدم.
قلم نویسنده روان و با دقت به جزییات خوب تصویر سازی و قاب بندی کاملی از داستانها به مخاطب میده و اینکه میتونه پارادکسهای ذهنی خودش و جامعه رو مثل نیروی خیر و شر درگیر داستان کنه و درون متن به تصویر بکشه
بخش نخست در مورد جایگاه موسیقی و توضیحاتی در این مورده؛ در ادامه هم سه تا داستان اومده، که در مورد مظلومیت زنان، سوءاستفاده روحانیون از کتاب مقدس و سومی هم یه داستان عاشقانه ست که بر بستر تناسخ شکل گرفته
کتاب خوبی بود به کسانی که طرفدار داستانهای پند آموز هستند مناسب است داستانها کوتاه بودند و من مشتاق بودم که بتوانم صوتی این کتاب را میز پیدا کنم چرا که با آواز موسیقی و فضای جداگانه برای هر کدام بیشتر میتوان انس گرفت
جالب نبود اصلاام طوری که تعریف کرده بودند نبود.
فقط دو تا از تصنیفهای ایرانی را معرفی کرده بود که فقط همان جالب بود
نکته جالب آن همین موسیقی بود که بعداً به کشورهای عربی رفته است
از توصیفات و کلام و آرایههای ادبی این نویسنده خیلی خوشم میاد ولی هدفش رو از بیان این موضوعات نتونستم درک کنم. البته در داستان عیسی و یوحنا هدف مشخص بود، منظورم سه قسمت دیگه هست.
من از کتابهای جبران خلیل جبران خوشم میاد، خیلی عمیق و عرفانی به زندگی پرداخته و به همین دلیل از کتابهایی که نوشته تا اینجایی که خوندم همه رو دوست دارم