رحمت و غفران پرودگار بر نویسنده آقای داوود بختیاری دانشور. بسیار زیبا و در عین حال ساده و روان، داستانی را برایمان از زبان نوجوانی روایت میکند که دوران کوتاهی از قبل پیروزی انقلاب وروزهای منتهی به پیروزی و سپس شروع حمله بعث عراق به خرمشهر و اتفاقات بسیار تلخ و دردناک آن را شامل میشود. در قسمت نهایی داستان هم روایت کوتاهی از لحظات آزادسازی این شهر مقاوم و رنج کشیده را ناظر هستیم. جملات آمیخته با تشبیه و تمثیل طنز گونهای که نویسنده از آنها بهره جسته، خیلی قابل تامل و دارای جذابیت و کششی هست که خواننده را تشویق و ترغیب به خواندن ادامه رمان بنماید. مثلا در جایی از داستان، حرکت کند و کشدار قطار را به هزار پای خواب الود و در جایی دیگر، شکم بزرگ مرد فروشنده را به آدامس بادکنکی تشبیه نموده و استفاده نویسنده از این گونه تشبیهات قدری از خشک و بی روح شدن داستان کاسته است.
سلام کتاب خوبی بود نثر ساده و روان دوران قبل انقلاب ادم رو یاد کارهای جلال آل احمد و جمالزاده میاندازد مخصوصا واژه سماق مکیدن البته کاش بعضی از واژگان نامناسب ابتدای حذف میشد یا کلمات مناسبتری جایگزینش میشد دوران انقلاب و جنگ رو خیلی خوب توصیف کردند من موقع خوندن ان قسمت فکر کردم که اون زمان انجا حضور دارم و اینکه خیلی خوب فضای دهشتناک و خونینن جنگ ر و طوری واقعی توصیف کردند حس واقعی بودند با اونچه که قبلا از اطرافیان شنیدیم رو بیشتر میده
کاش نویسندگان امروزی از کارهای نویسنده کتاب چگونه نوشتن کتاب و ایجاد فضای واقعی و سادگی نرشتههای ایشون یاد بگیرند
روحشون شاد و یادشون گرامی باشد.
کتاب درمورد سرنوشت یک خانواده است که دچار ناملا یمات ورنجهای فراوانی شدهاند وعلی پسر این خانواده شخصیت اصلی داستان است که پیروزی انقلاب وبعد از ان جنگ وفجایع ان را از نزدیک میبیند
نویسنده در توصیف صحنهها قلم بسیار توانایی دارد تا جایی که در توصیف صحنههای جنگ آه از نهاد برمی اورد وحتی ترس ودرد ورنج را حس میکنید
تنها شیرینی و بزرگترین شیرینی این داستان فتح خرمشهر بود که بازهم پر از درد ورنج بود
لعنت به جنگ وجنگ افروزان
داستان پر از تلخی ودرد است و البته مهربانیها وهم دردیهایی در داستان دیده میشود اما رنگ غم وتلخی در کتاب چیره وغالب است
سلام. داستان آنقدری دارای جذابیت بود که تا آخرش بخونم. همینطور بعضی توصیفاتش بدیع و تاثیرگذار بود. اما نویسنده در اکثر جاها خیلی روایت رو کش داده که ملال اور شده. برخی اتفاقات بیسرو ته و غیر ضروری بنظر میرسند. برخی توصیفات اونقدر شور و اغراق شده که انگار نویسنده به زور میخواد مطلبی رو به خواننده القا کنه! رفتارها و حسهای قهرمان داستان چندان عمیق و صحیح پرداخته نشده. حتی رفتار مادرش در گم و گور شدن!! گاهی بین صحنهها حلقههای گمشدهای رو حس میکنید. روند کشدار و گاه بیسرو ته اتفاقات داستان، به گیرایی و جذابیت اثر لطمهی اساسی زده
ممنونم از کتابراه بخاطر قرار دادن این کتاب زیبا و تاثیر گذار. این کتاب از جمله کتابهایی است که من آرزو دارم روزی به فیلم تبدیل شود. بسیار زیبا و واقع گرایانه بود. من با تک تک اتفاقاتی که برای شخصیت اصلی اتفاق میافتاد زندگی کردم. خیلی زیبا و اندکی تلخ و دردناک بود. بسیار خوش ریتم بود و تا انتهای کتاب آدم رو به دنبال خود میکشوند. حیف که نویسندهی کتاب خیلی زود عالم هستی رو ترک گفت. دورود بر روح پاک جناب بختیاری دانشور. ان شاءالله که روحشون در آرامش و قرین رحمت حضرت پروردگار باشن.
درود بر خوانندگان کتابراه. رمان طعم زندگی توانایی خاصی داشت تا مرا بکشاند به زمان جنگ. فاصلهای که کمابیش در آن زمان بین اعضای خانوادها بود، نا امنی و بی پناهی تک تک انسانهاونا معلوم بودن سرنوشت اعضای خانواده و پاکدامنی مادران و رنجشان برای در کنار هم نگاه داشتن اعضا خانواده، و خرمشهر تنها و غریب که سهم قابل توجهی از ثروت کشور را در دلش گنجانده بود ولی همواره در طول تاریخ مجروح و مصیبت کش و تنها بود. سپاس از کتابراه و درود فراوان بر روح جناب داوود بختیاری دانشور.
باسلام و تشکر از زحماتتان واقعا یک کتاب خواندنی و زیبایی بود مخصوصا در این برههای از زمان که یک عدهای با بعضیها بعضیها گفتن میخواهند مساله دفاع مقدس را به فراموشی بسپارند و ارزشها را ضد ارزش جلوه نمایند و بعضی مسئولین رده بالای کشوری هم که زمان جنگ در کشورهای اروپایی و آمریکایی درس میخواندند میخواهند مسائل دفاع مقدس فراموش شود. از شما دست اندرکاران این مجموعه که تلاش میکنید مساله دفاع که یک امر واجبی است فراموش نشود، تشکرو قدردانی مینمایم
ابتدای کتاب به خاطر وجود احساسات کودکانه و بعضی توصیفات و خاطرات و نوستالژی بودنش شروع کردم و فکر نمیکردم پایانش به دوران جنگ ختم بشه، توصیفات صحنهها خصوصاً در زمان جنگ خیلی خوب بیان شده بود و خواندنش خالی از لطف نیست ولی بعضی قسمتها خیلی کش دار شده بود که خسته کننده بود و مجبور میشدم چند روز کتاب رو رها کنم و در نهایت به خاطر اینکه بفهمم پایانش چه اتفاقی میافتد به سراغش میاومدم
اولش فکر نمیکردم کتاب دفاع مقدسی باشه، چون معرفیشو نخونده بودم همینجوری انتخاب کرده بودم. لحن داستان بیپروا بود. خیلی ساده و کاملا واقعی. انگار حس میکردی داری میبینی همهی اینارو. باوجود اینکه فیلماشو دیدم، تو رزمایشای راهیان نور چند بار حضور داشتم ولی این حس و حال نزدیک بهم دست نداده بود. اسم خیابونا ساختمونا. خیلی درکمو از جنگ بالاتر برد و تلنگر محکم تری بهم زد تا فراموش نکنم.... . .
Ba salam Ketabhaye dastanetoon unhaee ke khoobe bishtareshoon kharidani hastan ya in ke be englisi hastan mishe az ketabhaye datanie khoobetoonam b zabane farsi va rayegan begzarin???? Khili mamnoon misham
کتابراه: کاربر گرامی کتب از سوی نویسنده و ناشرین ارسال میشوند. رایگان بودن کتابها به تصمیم مالک کتاب بستگی دارد. لطفا حقوق صاحب اثر را نیز در نظر بگیرید.
به نویسنده این کتاب تبریک مگوییم به دلیل اینکه با زبان کلام وقایع جنگ، رسادت جوانان ومقاومت مردم شجاع خرمشهربه رشته تحریر دراورده تنها یک چیز در این کتاب درپرده ابهام است دنباله زنگی علی، مادرو خواهر مفقودش بود ودر مقایسه با کتاب دا که تقریبأدریک مسیر ومزموم بودن جز اخر رمان دراخر ارزوی موفقیت برای جناب نویسنده دارم برای رمانهای بهتر
سلام....... خیلی عجیب وجالب بود....... چند روز منو درگیر خودش کرد....... انگار منم همراه علی هنه جاهستم وتمام وقایع رو حس میکنم......... الان حال عجیبی دارم با اینکه کتاب دفاع مقدس زیاد خوندم اما این واسم زنده بود و واقعی....... من موقع جنگ فقط 4 ساله بودم وهیچ چیزی یادم نیست....... خدایا مارو هم شهید راه خودت کن......
سلام.... نویسنده بسیار روان و واقعی تصویر سازی نموده و بنده واقعا حس میکردم در حال تماشای یک فیلم هستم... تا بحال هرگز ماجرای سقوط و آزادسازی خرمشهر را اینقدر واضح درک نکرده بودم..... حس ترس و وحشت و مرگ و دفن عزیزان و فرار از شهر و.... بسیار عالی به تصویر کشیده شده بود.. سپاسگزارم از نویسندهی توانا جناب آقای بختیاری دانشور... قلمتان مانا
سلام
رمان طعم زندگی: نسبت به همهی کتابهایی که در مورد دفاع مقدس و جنگ خونده بودم، کاملا متفاوت بود، وقتی کتاب رو شروع کردم
با نویسنده و وقایع کتاب همراه شدم، به دور از داستان پردازی و مهمل گویی بود،
وقتی صحنهی پرتاب موشکها در داخل شهر رو نویسنده توصیف کرده، بود من کاملا احساسش کردم
توصیه میکنم حتما این کتاب رو بخونید
واقعا داستان زیبایی بود از اون داستانها که دوستی داری بشینی وتا اخرش رو بخونی فقط تنها چیزی که به نظرم زیاد تکرار میشد بارون بود از اول داستان تا اخرش فقط بارون میبارید و شخصیت داستان همش خیس میشد.
در کل این کتاب عالی بود عالی چنان صحنهها رو خوب تصویر سازی کرده بودن انگار خودم هم همونجا بودم واز نزدیک شاهد اتفاقات بود
توصیفات و تصویرسازی فضاها بسیار عالی بود و کلماتی که شخصیت اول داستان بیان میکرد ساده بود مثل زمانیکه انسان با خود واگویی میکند و این یکی از نکات مثبت و قوی داستان بود. و نکتهی مثبت دیگری که داستان را برای من جذاب تر کرد بدون جانبداری از کسی یا گروهی یا.... داستان را به پیش برده بود. سپاس از اقای دانشور. پاینده باشید.
سلام خسته نباشی من این کتاب رو دوست دارم چون وقتی میبینم که پسری به خاطر خانوادش و سرزمینش از همه چیش میگذره و به همه میفهمونه که من اگر خانوادم رو دوست دارم مملکتم سرزمین ابا اجدادیمم دوست دارم و با افتخار میجنگم و از خانه و سرزمینم دفاع میکنم و من این کناب رابه همه توصیه میکنم که بخونید و به جونامون نیز افتخار کنید عزیزان
سلام و درود
من به شخصه نتوسنتم باهاش ارتباط برقرار کنیم.
یکمی احساس میکنم که ضعیف بودش.
شاید شما هم همچنین حسی رو داشته باشین.
کتاب خوب از نظر من کتابی هست که زیاد نپیجونه، ولی جدا از اینها نویسنده اسم رمان رو خوب انتخاب کرده.
بازم پیشنهاد نمیشه که بخونید.
یا علی دوستان.
زیبا بود..... تلخیها و شیرینیها در کنار هم معنا میگیرند و این کتاب مجموعهای از تلخی و شیرینی جنگ بود.... امیدوارم که چنین کتابهایی مطالعه بشن تا همه یادبگیرن چطور مقابل سختیهای زندگی ایستادگی کنن.
از توصیفات داستان، لحن داستان، وفضای داستان لذت بردم مخصوصا در فصل اول. با شخصیت اصلی داستان ارتباط خوبی برقرار کردم ولی انتظار داشتم داستان تا پایان زندگی علی ادامه داشته باشه، درکل داستان زیبایی بود بازهم از این قبیل رمانها بذارید ممنون از کتابراه
کتاب خیلی خوبی بود، از خوندنش لذت بردم، نویسنده با بیان دقیق جزئیات زیبایی خاصی به نوشتهاش بخشیده، انقدر قشنگ وشیوا صحنه هارو نوشته که آدم فکر میکنه نشسته وداره تلویزیون میبینه. پیشنهاد میکنم حتما بخونید پشیمون نمیشوید.
باتشکر از کتابراه عزیز🌻🌻🌻🌻
آنقدر عالی بود که با هر خطش دوباره زمان جنگ رو حس کردم. جنگ، آژیر قرمز، پناهگاه، بمباران، خرمشهر، لحظه به لحظه رو با تمام وجودم حس کردم، بیاد تمام شهیدانی که برای دفاع از خاک و ناموس جنگیدن و ماندگار شدند بدانید که هیچگاه از یاد نمیروید و حیف و صد حیف
لحظه به لحظه آدم رو با احساساتش همراه میکرد،. توصیفها به قدری دقیق بود که من هم همراه نویسنده تو خونه خاور خانم زندگی کردم با مش میتی کار کردم و در خرمشهر جنگیدم. شاید اگه داستان منسجم تر بود کتاب عالی تر میشد اما توصیفات بسیار عالی بود.
بحدی زیبا توصیف شده و به موضوعات پرداخته که یک داستان ساده رو فوقالعاده مهیج کرده فقط کاش اخرش تکلیف خانوادهاش روشنتر میبود و اینکه میشه بفرمایید ایا مرحوم بختیاری کتابهای دیگری دارند؟چون واقعا شیفته قلم زیباشون شدم، روحشان شاددد
سلام واقعا کتاب عالی بود و واقعه دفاع مقدس رو خیلی خوب توصیف کرد خیلی متن کتاب روان بود خیلی راحت میتونستی همه واقعه جنگ رو تصور کنی توصیه میکنم که همه بخونین ممنون از نویسنده محترم ممنون ازکتاب راه که رایگان در اختیار خواننده گذاشتند
کتاب واقعا زیبا بود از اینکه چهرهها و حالات افراد رو بازگو میکرد، خوشم اومد.
فقط من آخرش نفهمیدم یا شایدم خطی رو جا انداخته باشم که شخصیت علی دوتا پاهاش رو از دست داد یا یکی رو؟ ممنون میشم پاسخ بدید.
تشکر از تلاش زیبای نویسنده🌹
خیلی کتاب خوبی بود و اینکه من از قلم نویسنده آقای بختیاری دانشور خیلی خوشم اومد و ایم کتاب واقعا عالی هست با اینکه هنوز تمامش نکردم اما تا جایی که خوندم خیلی لذت بردم و به بقیه هم پیشنهاد میکنم که حتما بخونید ضرر نمیکنید👌👌
سلام دوستان خدا قوت ممنون از اینکه کتاب را مطالعه کردید مرحوم بختیاری برای این کتاب تلاش زیادی کرد بنده بعنوان خواهر زاده ایشون به دوستان اعلام میکنم که انتقاد را در راستای دیدگاه تخصصی اعلام نمایید
خیلی تاثیرگذار بود. شخصیت مبهم علی که کمتر به اون پرداخته شده بود بیشتر خواننده رو میکشه تا زوایای پنهان اون رو درک کنه... انقلاب تا جنگ... حس قشنگ و واقعی داشتم که خودم رو همراه علی میدیدم... دستمریزاد به نویسنده
با درود به نویسنده عزیز! ممنونم بابت زحمتی که برای نوشتن این کتاب کشیدید. نثر روانی داشت و به راحتی میشد باهاش همذات پنداری کرد. یه مقدار طولانی شده بود ولی از زیبایی قصه کم نشده بود. موفق و سربلند باشید.
عالی و پرمعنا بود.. مجموعهای از تلخی و شیرینیهای زمان جنگ رو یادآوری کرد.. با اینکه زیاد علاقه به مشاهده و شنیدن فیلم و خاطرات جنگ نداشتم، ولی این کتاب رو با دقت تمام خوندم و لذت بردم.
اینطور توی این کتاب نوشته شده تهران فقط بارندگی بوده، این همه باران توی تهران عجیبه، در قسمت دوم پخته تر نوشته شده بود، ولی با اینحال ایراداتی وارده که اینجا جای نوشتنش نیست، سه ستاره به افتخار خرمشهر
من ۵ ستاره دادم چون تا الان هیچ وقت به جنگ از این دیدگاه نگاه نکرده بودم، خودم خوزستانیم و واقعا خوزستان مظلومه تنها نقصش این بود که سرنوشت بعضی شخصیتای داستان مبهم موند و معلوم نشد چی شدن با تشکر از نویسنده
خیلی خوب بود بعد مدتها یه کتاب خوب خوندم
بنظرم کاملا واقع گرایانه بود
به خصوص در حوادث خرمشهر (که خیلیها از گفتن و نوشتن درباره ش سر باز میزنند) خیلی خوب توصیف کردده بود
موفق باشید
یاعلی
خیلی عالی بود. توصیف عمیق و دقیق از فقر، جنگ، سختی، شادی، شوق و دل شکستهی شخصیتهای کتاب
وقتی کتاب رو میخوندم انگار داشتم فیلم تماشا میکنم.
خسته نباشید
دست مریزاد
فقط گریه کردم تا آخر داستان لعنت به جنگ وکسی که جنگ به پا میکنه نثر روان وخودمونی داستان بسیار دلکش بود ومنو برد تا زمانهای قبل از انقلاب دست نویسنده درد نکنه با تشکر از کتابراه عزیز
کتاب رو دوست داشتم خیلی ساده و روان نوشته شده و راجب شخصیتها قشنگ توضیح داده میشه اون زمان رو از روی داستان تصور کرد برعکس اکثر داستانهای ایرانی که کلیشهای هست حرف تازهای برای گفتن داره
نویسنده با نثری ساده و روان به بیان حوادث دوران انقلاب و جنگ تحمیلی پرداخته، این جذابیت کتاب رو دوچندان کرده اما کاش تکلیف گمشدهها معلوم میشد، ولی در عین حال کتاب زیبایی بود
بر خلاف نظر بقیه دوستان اصلا ازکتاب خوشم نیومد وکتاب رو نیمه خوندم وترجیح دادم وقتمو بیشترازین صرفش نکنم واز کتابهایی که به نوعی میخوان ما ایرانیا رو ادمایی کج خلق بددهن.... نشون بدن متنفرم!! !!!
به جرات میتونم بگم یکی از بهترین کتابهایی بود که خوندم عالی بود هر صفحه که میخوندم بیشتر ترغیب میشدم که ادامه بدم تو کلمات نمیگنجه وصف کردن این کتاب. کتابیه که مطمینن بارها و بارها میخونمش
کتاب زیبا و جالبی بود. انسان رو به تفکر وامیداشت. اتفاقات دوران جنگ بسیار ساده و روان توصیف شده بود. اگر قصه تلخ و دردناک بود ولی درعینحال خواندنی و دوست داشتنی بود.
رمان خوبی بود فضا سازی خوب بود طوری که واقعا طعم زندگی علی را حس میکردی
روایت جنگ و خرمشهر هم توصیفاتش عالی بود، به طوری که شب خواب جنگ و تیرباران هوایی میدیدم
خیلی روان و ساده بود ادمو با خودش همراهی میکرد فقط باید بیشتر راجب اینکه علی پاهاشو از دست داد میگفت همه جامی بویی بود ک باعث میشد علی حالش به هم بخوره پسرم انقد سوسول😐😐
کتاب خوبی بود تدصیفهای طنز و گاه تلخ تلخش من را از زندگی اکنونم به زمانی دور دراز میبرد اما انتهای نامشخص ذهنم را مثل کتابی نیمه خوانده که چند صفحهاش باقیست میبینم
خیلی عالی همه چیزروتوصیف میکنه اما هدف نداره رقیه چقدربراش مهمه اما ازش میگذره یامادرش و خواهرش اما حقیقت اینه که عالی توصیف کرده لحظه به لحظه همراهش بودم