هنر آواز در موسیقی ایران قدمت دیرینه دارد که از دیرباز تا کنون، به دلایل تاریخی، مذهبی سیاسی، اجتماعی و ... دستخوش تغییراتی در نحوه اجرا و بوجود آمدن سبک های مختلف شده است. به علت فقدان دستگاه های ضبط صدا، دورترین آثار بجا مانده آوازی از دوره قاجار است.
در دوره صفوی آوازخوانان در تعزیه، گوشه های موسیقی را اجرا می کردند تا در دوره قاجار که موسیقی بزمی رواج یافت در دوره سلطنت پهلوی،با ورود آثار موسیقی غرب و تلفیق آن با موسیقی ایرانی به تدریج تفاوت هایی پدیدار شد و آموزش موسیقی و آواز با ضبط صدا و از طریق نوار رواج یافت. با گذشت زمان و بدست آوردن تجربه و همچنین پیشرفت علم پزشکی و علم و تکنیک موسیقی،راه های چگونگی حفظ حنجره و استفاده صحیح از آن و موارد دیگر به مرورنمایان و قطعی شد.
مؤلف کتاب، ضمن اشاره به مطالبی پیرامون ردیف و گوشه های اصلی آوازها، نکاتی را در باب بهداشت و مراقبت از صدا یادآوری کرده است که می تواند از کج روی هنر جویان مبتدی جلوگیری کند.
بله


















البته باید بگویم که متاسفانه در این کتاب فقط به معرفی دستگاههای موسیقی و ردیفهای آن و آوارها فقط اشاره شده است ولی هیچ توضیحی راجع به خود دستگاههای هفت گانه و نحوه و نوع بیان و از ریزه کاریهای هیچ کدام دستگاههای موسیقی اشاره نشده است.
برای من همیشه این سوال بوده است که این دستگاههای هفتگانه موسیقی ایرانی نیستند وو چگونه در آواز اجرا میشوند و تفاوت آنها چیست.
در این کتاب فقط با نام این هفت دستگاه آشنا شدم و ردیفهایی را هم که در هر دستگاه اجرا میشوند نام برده شده است ولی هیچ توضیحی درباره این دستگاهها و گوشهها داده نشده است.
در مجموع باز هم اطلاعاتی راجع به این دستگاهها داده نشد و من به عنوان یک خواننده علاقه مند به موسیقی باز هم اطلاعات کافی درباره دستگاه های. موسیقی به دست نیاوردم.
اگر این کتاب را برای به دست آوردن اطلاعاتی جزیی درباره موسیقی ایرانی میخواهید بخوانید کتاب خوبی است ولی به عنوان یک کتاب تخصصی که بتواند اطلاعات تخصصی به شما بدهد اصلا کافی نیست و به همین دلیل این کتاب برای افرادی که تخصصی دنبال آواز و ردیفهای آوازی هستند اصلا به رد نمیخورد.