هیچوقت قبل از پایان کتاب نظر نمیدم و احتراما این کتاب رو کامل میخونم بدون کمترین لذتی، شاید به نکته ی مهم و آموزنده ای برخوردم، استثنائا؛ ژانر کتاب بیشتر تخیلیه تا اجتماعی، درنا هم همیشه و همه جا در افکار و تخیلاتش سیر میکنه و دائما شرمنده س، شخصی که از لحاظ روحی ضعیفه میشینه خونه و نمیره سرکار تا با کوچکترین تلنگر و کمترین ناراحتی اشکش درآد و سایر همکاران (بیشتر عشاق) مجبور شن کارشونو ول کنن که از شخص (درنا) دلجویی کنن، ضمنا اونجا محل کار بود یا مرکز همسریابی؟! که هر کس هم وارد میشد خواهان درنا میشد؛ حالا درنا قصد ازدواج نداشت! چه فرهنگ زشتی رو رواج دادین شما نویسنده ها، حداقل ژانرش رو چون کاملا زاییده تخیلتون هست رو تخیلی ثبت کنید که خوانندگان دقیقا بدونن چی انتخاب میکنن و میخونن، ایرادهای این قبیل کتابها کم نیست و مطمئنا سایر خوانندگان هم اشاراتی داشتن بهشون، غلط املائیهاهم کم نبود. سپاس.
سلام، داستان خوبی بود و جای کار بیشتری داشت، من اصلا با این نحوه نگارش نتونستم ارتباط بگیرم و فکر میکنم خیلیها اینطور باشن نسبت به این کتاب. اما در مورد خود داستان شخصیتها که فکر میکنم فقط شهداد یه ادم عادی بود مثه ادم عاشق شد ورفت پیشنها داد اخرسرم به عشقش رسید، از درنا که به شدت عصبیم کرد اصلا معلوم نبود چکارس با خودش چند چنده دلش همرو میخواستو در عین حال هیچکسو نمیخواست از همه بدتر وقتی فهمید دانیال تو اوج رابطه با اون با یکی دیگه بوده تازه نامه عذر خواهی مینویسه میگه همیشه دوست دارم. این واقعا حال یه زنیه که بهش خیانت شده؟؟؟؟ اون پرواسم که مارو دیوانه کرد تا از درنا خواستگاری کنه واین خیلی زشته که نسبت به زن مردم احساسی داشته حالا خوب شد شهداد مرد وگرنه...، اون دانیالم که هی دستشو از دوطرف میکرد تو موهاش😁یعنی هربار این جملرو میخوندم حالم بد میشد. خیلی غلط املایی داشت
سلام، این کتاب را تا آخر خواندم چون اصلا عادت ندارم کتابی را نیمه رها کنم، گرچه باید اینکار رو میکردم، کاش نویسندگان تازه کار ما چند تا رمان خارجی میخواندند تا فرق بین رمان و سناریوی فیلم را بدانند، از دید من این کتاب رمان نبود سناریویی بود که به جزییات بیشتر پرداخته بود تا کلیات، این کتاب اگر درست نوشته میشد در واقع یک داستان صد صفحهای هم نمیشد، از لحاظ شخصیتهای داستان هم باید بگم اصلا گیرایی ندارند، و زیاد در مورد شخصیتها غلو میشود, رمان نوشتن فقط به کاغذ سیاه کردن و زیاد نوشتن نیست، باید طوری نوشت که خواننده را در خود غرق کند نه اینکه اینقدر خسته شود که نیمه تمام داستان را رها کند، خواهشا نویسنده محترم زیاد رمانهای شاهکار خارجی بخوانید تا کمی الگو بگیرید. با تشکر
مناسفانه داستان بسیار بى محتوایى بود که کاملا دور از واقعیت و خسته کننده و داراى تضاد بسیار زیاد.
خواننده شخصیت درنا را مقاوم و صبور میداند اما در تمام طول داستان واکنشهاى عصبى و بدون فکرى دارد. در جامعه کنونى ما مردم با تمام مسایلى که در مقایسه با مشکل درنا کوهى از درد و رنج است صبورانه زندگى میکنند در حالیکه درنا بخاطر یادآورى خاطره اى تلخ زندگى خود و دیگران را نابود کرده است.
از طرفى این داستان طورى وانمود میکند که درنا شخصیت نایابى است که تمام پسران مجرد خواهان اوهستند.
من نتوانستم نقایص بى حد این داستان را نادیده بگیرم و تصمیم در ادامه خواندن داستان هم ندارم.
این داستان را تا آخر خوندم از جهت عشق و عاشقی فقط تا قسمت شهداد خوب بود از اونجا به بعد درنا و عاشقانه های اطراف جالب نبود یا حداقل عکس العملهای درنا. از جهت اینکه فرد صبور و مقاومی بود باید درس گرفت که آدمها با وجود دارایی ها هم دچار مشکل میشن و باید در مقابل صبور بود تا موفق بشیم و این نشون میده همه دارای مشکل هستند و هر کسی چه فقیر و چه ثروتمند اندازه خودش گرفتاری و امتحان داره خواننده های عزیز امیدوارم موفق باشید تو همه امتحانات. از نویسنده ممنون هستم بالاخره زحمت کشیدی در کل جذاب بود و هیجان هم داشت غلط املایی تایپیست هم زیاد بود. برای خواندن سخت بود.
داستان خوبی بود خوشم آمد ولی تا جایی که با شهداد ازدواج کرد و به دادگاه محاکمه برای پدر و مادر درنا رفتند دوست داشتم بعد از اون زیاد حال نکردم و مشکلاتی که داشت و امیدوارم نویسنده در کتاب های دیگر به آن توجه کنند این بود که علائم نگارشی درستی نداشت و فکر کنم فقط از نقطه و بعضی مواقع از علامت سوال استفاده شده بود و بعضی کلمه ها جابه جا بود و نمیشد بعضی وقت ها فهمید چی نوشته مثلا قلب رو یک قبل و اصلا رو صالا نوشته بود نیاز به ویرایش داشت و از نویسنده متشکرم که اینها رو مد نظر بگیرند متشکرم
خیلی قصهی شاه پریان بود کلا"همه عاشق درنا بودن همه مواظبش بودن کارداشت پول داشت هیچ دشواری تو زندگیش نداشت فقط غصهی پدر مادربود که علی البدل ش روپیدا کرد همه نوکر وراننده وعاشق دل مرده ش بودن وسختیهای دوران کودکی ش فقط یه سایهی کوتاه بود هیچی دیگه چرت بود وچهرهی یه نویسندهی زن را پوکونو گذاشت اونجا. پوران جون درنوشتن داستان دقت کن اصلا" جالب نبود ولی خوب بعنوان اینکه نوشته است وخواندن قند خون راپایین میآورد خوندم.
داستان زیبایی بود به من یاد داد که خداروشکر کنم ما نباید داستان رو فقط از نظر عش وعاشقی ببینیم مابایدچیزهای دیگه داستان رو در نظر بگیرم واقعا به من یاد دا که همیشه قدر چیزهایی که دارم رو بدونموشکر گذار باشم واقعا یه داستانیهکه بعضی حرف هاشون به انسان اُمید میده واز نظرعشق واقعا من از شخصیت پرواس وشهداد خوشم میاد خیلب کم انسان با همچینشخصیتی پیدا بشه یه همچین عشق عمیق وپاکی وابدی😊
وای اصلا حوصله ادامه دادن وتموم کردنش رو ندارم. خیلی کسالت بار و بیمحتواست... اصلا ارزش ادبی نداره. لطفا کتابهای باارزش تر و وزین تری رو در گروه رایگانها قرار دهید... کتابراه باید راهی باشه که فکر مخاطب رو باز کنه... خوندن هرجور کتاب بیارزشی به دانایی و فهم بیشتر کمک نمیکنه... این کتاب اصلا ارزش خوندن نداره. یک ستاره رو هم فقط به این خاطر دادم که نظرم ثبت بشه.
خوب بود. در تمام طول داستان شخصیت اصلی گریه میکرد که نشان از روحیه ضعیف و بیمارگونهی او بود ولی نویسندهی محترم میخواستند به خواننده القا کنند که او دارای روحیه قوی و اعتماد به نفس بالائی است که این دو با هم مقایرت داشت. در کل داستان جای کار بیشتری داشت. ما در جامعه با واقعیت زندگی میکنیم نه با تخیلات. این رمان بسیار غیر واقعی بود.
انتهای کتاب از اواسط قابل پیشبینی بود قسمتهای غمناک و غم و غصه کش دار با جزییات قسمتهای منطقی و شاد کوتاه کلا میشد در پنجاه صفحه نوشت. جملات تکراری مانند مادر جان پدر جان دو قطره اشک بسیار کیل کننده بود و اگر پارگرافهایی رو نمیخوندی چیزی از دست نمیدادی به هر حال با ارزوی موفقیت برای نویسنده...
خوب بود. هرکسى از دىد خودش ىک نظر مىده ولى نظرات باىد سازنده باشه دوستان نه توهىن امىز پاىه داستان خوب بود ولى بازم جاى کار داره منتشرکارهاى خوب بىشترى ازنوىسنده محترم هستم وىک نکته انتخاب اسمها بود که خىلى بگوش ما قدىمىا اىن اسامى اشنانىست واز نظرما شمىم اسم دختره نه پسر درهرحال خىلى وقت گذاشته بودىن مرسى
به نظر من این کتاب داستان معمولی داشت ولی آنقدر که به مسائل کم اهمیت پرداخته بود به اصل موضوع و شخصیت اصلی داستان که درنا بود پرداخته نشده بود، من از احساسات مبهم درنا چیز زیادی متوجه نشدم که چجور شخصیتی داشت
کتاب غلط املاییهای زیادی داشت که بعضی مواقع باعث کلافگی خواننده میشد
با پوزش از نویسندهی محترم ولی واقعا افتضاح بود دلایل انقدر زیاد است که از نوشتن همهی انها معذورم. مهمترین دلایل نداشتن کشش داستانی و نحوهی پردازش درست اتفاقات بود و سپس شخصیت اصلی داستان که نمونهی بارز یک بیمار بود. از لحاظ ویرایشی تایپ نادرست و جابه جایی در کلمات
این کتاب نتیجه گیری و رغبت خاصی در من ایجاد نکرد. داستانش اغراق گونه و دور از واقعیت بود، از آن دسته رمانهای عاشقانهای که دخترک قصه مشکل مادیای ندارد و برای همه جذاب و دلرباست! این گونه موضوعات کمی واقعیت را کمرنگ میکنند و به اصطلاح داستان سیندرلایی میشوند.
حتی اگر با ارفاق تا پایان مرگ شهداد داستان رو بد بدونیم از مرگ شهداد تا یک فصل مانده به پایان داستان رو باید افتضاح دونست البته فصل آخر یک فاجعه به تمام معناست که درجه سهترین فیلم هندی نیز پایانش اینقدر غیر واقعی نیست 😬
داستان جالبی بود ولی غلط املایی زیادی داشت زندگی همه ماانسانها پراز فراز ونشیب است وهرکس به طریقی از سمت خدای متعال امتحان میشود امیدوارم عاقبت داستان زندگی همه انسانها به ارامش وشادی وعاقبت به خیری ختم شود از نویسنده وکتابراه سپاسگزارم
با سلام و خسته نباشید خدمت نویسنده محترم. راستش من خودم دست به قلم هستم و باید بگم با طرز نوشتن شما نتونستم هیچ ارتباطی با شخصیتها بر قرار کنم و به نظرم کششی برای خواننده ایجاد نمیکرد. با آرزوی موفقیت برای شما.
خوب بود. داستان متفاوتی داشت. دختر خیلی خوش شانسی که بعد از مدتها درهای نعمت و رحمت به روش باز شد و دو حامی قدرتمند پیدا کرد. تونستم تا اخر بخونم ممنون.. متاسفانه غلط تایپی. زیاد داشت. کاش قبلش یکی رو خونی میکرد.
خیلی خوب بود، من زیاد اهل کتاب خوندن نبودم ولی از وقتی این کتاب رو شروع کردم انقد شوق خوندنش رو داشتم خیلی سریع تمومش کردم حس عاشقانه نویسنده در کل خیلی رمان با احساسی بود، تحریر و نگارشش اصلا خوب نبود خیلی غلط املایی داشت
با دوستانی که میگن افتضاحه مخالفم هر کتابی ارزش یک بار خوندن رو داره حتی اگر عالی نباشه این کتاب قبل از اینکه نمودی از جامعهی واقعی باشد بیشتر حاصل زحمت فکر نویسنده بود.
با خواند این کتاب به این نتیجه بیشتر رسیدم که انسان میبایست همیشه از تعقل و منطق در امورات زندگیاش بهره جوید نه از روی احساسات و عواطف. در آخر تشکری ویژه دارم از نویسنده عزیز و امیدوارم که قلماش برای همیش مستدام باشد.
ببین عالیه ولی از وقتی که شهداد مرده قلب درد گرفتم واسه اون خیلی ناراحت شدم😓
در هر صورت عالی بود
ولی احساس میکنم پایان قصه نباید اینجوری میبود نویسنده عزیز ازت تشکر میکنم ولی یکم بیشتر باید برا آخرش فکر میکردی
بدترین رمانی که میشه خوند، توضیحات اضافه، جملات تکراری، فوق العاده غیرواقعی، فقط همه عاشق درنا میشدن درنا هم اولش از همه بدش میومد ولی بعدش....، پر از اشتباه تایپی
واقعا حیف وقتی که برای خواندن این کتاب صرف کردم
اینکه درنا سراجو نمیدید عجیب بود و اینکه خیلی زیاد جمله عاشقانه داشت داستان کتاب بدی نبود در کل میخواست بگه امید داشته باشیم شاید ما هم مثل داستان به خوبیهایی برسیم غلط املاییش زیاد بود
برداشت من از این داستان:همیشه روزنههای امید در زندگی انسان وجود دارند فقط چشمی که این روزنهها رو تشخیص بده نیاز هست. داستان زیبایی بود در ضمن اینکه کم و کاستیهای فراوانی داشت. یا حق
واقعامتاسفم که این کتاب راقرارداده اید وازاعتبارخودکم کردید. متن درحدانشابچه ابتدایی. حیف وقت. خانم شمالطفاننویس دیگه. لطفا قبل ازقراردادن کتاب خودتان بخوانیدش
این کتاب منو یاد نوشتههای دانیل استیل انداخت کند پیش میرفت اما خوب بود دوست داشتم نویسنده بیشتر در مورد چهرهها میگفت و فقط اشاره نمیکرد چشمان خوشرنگش میتونست با احساسات عمیق تری نوشته بشه
سلام خدایی کی گفته این رمان خوبه که گذاشتیدبرای خوندن نویسندهای جدیداصلاعلم نویسندگی ندارن فقط مینویسن حالاچی باشه برای خودشون مهم نیست که اگربودرمان نویسی رو جدی میگرفتن
جالب بود اما در ابراز احساسات خیلی اغراق شده بود. گاهی اوقات انقدر شخصیتهای داستان از احساساتشون حرف میزدند که آدم حوصلهاش سر میرفت. ولی در کل خود داستان خیلی جذاب بود
سلام... بد نبود میشد که بهتر هم باشه خیلی هم این داستان غیر واقعی نبود یعنی تاحدی میتونه واقعی باشه... درکل نویسنده گرامی میتونست بهتر هم بنویسه.... موفق باشی نویسنده محترم
خداپدر (ر اعتمادی) رو بیامرزه یعنی هرکی زیبا نبود قد واندام زیبا نداشت ودستان ظریف نداشت باید بره بمیره یه داستان هم برای زشتها وکپلها بنویسین بابا اصلا حیف وقتم
داستان در ابتدا خیلی بیجهت کش داده شده اما از یه جایی به بعد از حالت کشدار خارج شد. ختم رمان میتوانست منطقی تر باشد. در کل رمان خوبی بود اما میتوانست اسم برازندهای داشته باشد.
ایییییش خیلی ضعیف بود تخیلی وتوهمی اصلن درون مایه نداشت این همه کسل کننده بود درضمن هیچ مفهومی هم نداشت همشم ک دختره حالش بد میشد والا؟!😕😠😕😬راستی اگه دستم بود همینی ستاره رو هم نمیدادم