کتاب اما سر گذشت دختری است که از پشتوانه نعمت پدر خوب ومهربان برخوردار است
زندگی آرام وراحتی دارد. ودر مسیر زندگیش دوستانی داردکه تقریبا همگی به نوعی درگیر ازدواج وانتخاب همسر هستند
متن کتاب روان والبته کمی هم دارای اشکال تایپی است
فراز وفرود داستان وعلاقه مندی دختری از طبقه معمولی ودل بستنش به پسری از طبقه نسبتا مرفه
داستانی که از روزگاران دور دامن گیر همه جوامع وهمه فرهنگها بوده وهست.
تابالاخره خدارا شکر به مدد قلم نویسنده همه ته داستان سر وسامان میگیرند.
داستان این کتاب قابلیت زیادی برای تبدیل شدن به فیلم نامه وفیلم دارد
خیلی جالب است که این مساله اختلاف طبقاتی
وایجاد مشکل درامر ازدواج در همه تاریخ گریبانگیر ابنا بشر بوده وهست
حتی اِما که خیلی هم طرفدار این بود که دوستش هریت بامرد خوب وقابلی ازدواج کند ونباید خودش را دست کم بگیرد اما وقتی که اِما فکر کرد ممکن است آقای نایتلی بخواهد با دوستش هریت ازدواج کند آن جا بود که اوهم معتقد شد دوستش هریت نباید پایش را از گلیمش بیش تر داراز کند وآقای نایتلی برازنده خود اوست.
خواندن کتاب برای دختران جوان پیشنهاد میشود
شخصیتهای رمان در ابتدا پراکنده هستن و به یاد سپاریشون تمرکز زیادی میطلبه ولی به تدریج پر رنگ تر شده و توی ذهن ماندگار میشن. خواننده با مهارت شخصیت خام و نازپرورده اما رو تبدیل به شخصیتی بالغ و عاقل میکنه. البته روند ماجراهای کتاب اکثرا قابل پیش بینی هست و خواننده میتونه حدس بزنه چه اتفاقی در جریان وقوع هست که این جزء جاذبههای کتاب و محک زدن شم کارآگاهی خواننده است😂 یکم توصیفات اضافی زیاد هست و گاهی اوقات باعث سر رفتن حوصله میشه. مکالمات و دیالوگهای شخصیتها گاهی کمه و بیشتر نویسنده اقدام به توصیف و نوشتن جریانات ذهنی شخصیتها میکنه. کتاب ما رو با فضایی کلاسیک در انگلستان و نحوه طبقه بندی افراد در جامعه و مبنای ارزش گزاری آن زمان آشنا میکنه و گاها جزئیاتی پیش پا افتاده براشون مهم تلقی میشده و بخشی از زندگی و سبک زندگیشون بوده.
چیزهای خوبی میشه از داستان یاد گرفت. مثل زود عصبانی نشدن, زود قضاوت نکردن,با بزرگتر خود با احترام رفتار کردن و.... اما نویسنده واقعا پر گویی کرده و داستان فقط بعضی جاها هیجان انگیزه. خیییلی به چیزای کوچیک گیر داده. مثلا اینکه اگه اما با کالسکه بره سرما میخوره و.... و دربارهی یک قضیه کوچیک حدود چهار صفحه توضیح داده همین خصوصیات داستان باعث خسته کنندگی میشه. البته نگذریم از اینکه وقتی داستلن نوشته شد قرن هجدهم و نوزدهم بود. شاید مردم اون موقع از این نوع کتاب لذت میبردن.
رمان دلپذیری بود. همیشه از کتابهای جین آستن لذت میبرم. مطبوع و شیرین بود و نکات ریز جالبی در داستان هست. همیشه جلوهای که جین آستن از عشق نشون میده و معرفی میکنه دوس داشتم. برای اوقات فراغت و شبهای طولانی و سرد پاییز و زمستان، بسیار مناسبه و میشه راحت و بدون دغدغه هم برای کل خانواده خواند و لحظات دورهمی زیبایی داشت.
نوشتههای جین استین رو دوست دارم. شاید دلیل اینکه بعضیها خوششون نمیاد یا خسته میشن از این کتاب به خاطر تفاوت سلیقه باشه. کسی که دوران قرن ١٨ و ١٩ را دوست داره و با اون شرایط آشنایی داره حتما از نوشتههای جین استین لذت میبره. فیلمش هم ساخته شده اما به نظرم کتابش جذاب تره
ضمن تشکر از کتابراه و مترجم این کتاب برای زحمانشون، متاسفانه من از غلط املاییهای کتاب و ترجمه نه چندان صحیح و اینکه گوینده دیالوگها خیلی وقتها با هم قاطی شده و مشخص نیست چه کسی داره اون دیالوگ رو میگه، حوصلهام سر رفت و بعد از ۱۳۰ صفحه مطالعه کتاب، دیگه ادامه ندادم!
بنظرم بشدت حوصله سر بره واصلا داستان جذابی نداره و توصیفات بیش از حدی از احساسات ادما میده والبته من کلا از نوع تعارفات وحرف زدنشون خیلی خسته ودلزده شدم. اصلا از کتاب خوشم نیومد ولی بهرحال کنجکاویم اجازه نداد نیمه تمام بگذارمش هرچند خیلی اذیت وخسته شدم از خوندنش. دیگه کتابی از این نویسنده نمیخونم
برای من سبک زندگی و آداب و رسوم قرن هجدهم در کشورهای اروپایی جالبه برای همین این کتاب رو دوست داشتم. و جین آستین یکی از نویسندههای قابل در این زمینه هست. البته موضوع عاشقانه کتاب همه چیز رو تحت الشعاع قرار داده و اجازه نمیده که همه جانبه به زندگی در این عصر پرداخته بشه که خب با توجه به هدف نویسنده طبیعی هم هست.
اما دختری بود زیبا ثروتمند لوس حسود از خود راضی. خیلی عجیب است که شخصیت 1 داستان یک همچین کسی باشد. چه طور میتوان دختری مثل او را دوست داشت وقتی نویسنده از چنین شخصیتی دفاع میکند باعث میشود خواننده احساس غریبی بکند. جدای از موضوع کتاب نثر بسیار جذابی دارد و همین باعث پیشروی خواننده میشود.
من نثر جین آستین رو خیلی دوست دارم و ادبیات کلاسیک روحم را سیراب میکند. جالب است بدانید رمانهای این نویسنده جزو پر خوانندهترین رمانهای دنیا دسته بندی میشود و یکی از ستونهای ادبیات قرن ۱۸ انگلیس محسوب میشود. تاثیر چنان بی بدیل است که عکسش پشت اسکناس ۱۰ پوندی انگلیس چاپ شده است.
اگر تحمل 600 صفحه توضیح اضافه و فاقد جذابیت و دارید این کتابو بخاطر روابط قشنگ اخرش بخونید، چون اوایل واقعا خسته کننده پیش میره و جذابیتی نداره... ترجمه و ویرایش اصلا جالب نیست!اگر حساس هستید اصلا این ترجمه رو نخونید که...
ترجمه نامناسب و غلط املاییها باعث میشه خواندن رمان سخت و بدون رغبت بشه. هم چنین سوژه و نگارش داستان برای یک کتابخوان حرفهای شاید گیرا نباشه.
اگه به ادبیات کلاسیک علاقه دارید پیشنهاد میکنم به سراغ رمانهای قوی تر از این برید.
اینکه خانم آوستن گفتن که غیر از خودشون کسب اما رو دوست نخواهد داشت راست گفتن. با اینکه کتاب بسی قشنگی هست این کتاب، ولی شخصیت اما اصلا دوست داشتنی نیست. با این حال من پیشنهاد میدم کسایی که نخوندنش حتما بخوننش. البته با ترجمه خوب
این کتاب درس بزرگی بهت میده... درسی که با گوشت و خونت احساسش میکنی.. نکات مفیدی تو داستان هست... خود رای بودن، جاه طلبی و قضاوت پشت قضاوت اینها همش باعث شد اما تا اواخر کتاب مثل یک آدم کور باشه.. حتی کور دل
نه بهنظر من حرف خانم آوستن کاملا اشتباه بوده که گفتن کسی غیر از خودشون اما رو دوست نخواهد داشت چون من به شخصه اما رو دوست دارم واتفاقا به خاطر لوس بودن و ازخودراضی بودن و حسود بودنش است که دوستشذدارم باتشکر غزل ریاهی
از خوندن این کتاب چیز جدیدی یاد نگرفتم و حتی لذت هم نبردم. متن کتاب ضعیف و غیر جذاب است. پرچانگیهای بیش از حد و حوصله سربر.... و سرانجام کاملا قابل پیش بینی. من صرفا کتاب رو خوندم که تمام بشود.
اصلا دوست نداشتم.... راستش با تعریفی که از این کتاب شده. فکر میکردم زیبا باشد... و آنقدر از این شیوهی نوشتار بدم آمد که فکر کنم دیگه کتابهای خانم استن را نخوانم.
واقعا کتاب پرحاشیهای بود. اصلا گفت و گوهای بین شخصیتاش جذاب نبود. در کل هم یک داستان خیلی یکنواخت داره که اصلا اتفاق هیجانی و خاصی واسه شخصیتاش پیش نمیاد.
خیلی داستان بستهای داره اصلا جذاب نیست... همش از ینفر میپره به ینفر دیگه 2 خط از این میگه 2 خط از یکی دیگه خلاصه وقت تلف کردنه... کتابهای خیلی بهتری هم هست
زندگی آرام وراحتی دارد. ودر مسیر زندگیش دوستانی داردکه تقریبا همگی به نوعی درگیر ازدواج وانتخاب همسر هستند
متن کتاب روان والبته کمی هم دارای اشکال تایپی است
فراز وفرود داستان وعلاقه مندی دختری از طبقه معمولی ودل بستنش به پسری از طبقه نسبتا مرفه
داستانی که از روزگاران دور دامن گیر همه جوامع وهمه فرهنگها بوده وهست.
تابالاخره خدارا شکر به مدد قلم نویسنده همه ته داستان سر وسامان میگیرند.
داستان این کتاب قابلیت زیادی برای تبدیل شدن به فیلم نامه وفیلم دارد
خیلی جالب است که این مساله اختلاف طبقاتی
وایجاد مشکل درامر ازدواج در همه تاریخ گریبانگیر ابنا بشر بوده وهست
حتی اِما که خیلی هم طرفدار این بود که دوستش هریت بامرد خوب وقابلی ازدواج کند ونباید خودش را دست کم بگیرد اما وقتی که اِما فکر کرد ممکن است آقای نایتلی بخواهد با دوستش هریت ازدواج کند آن جا بود که اوهم معتقد شد دوستش هریت نباید پایش را از گلیمش بیش تر داراز کند وآقای نایتلی برازنده خود اوست.
خواندن کتاب برای دختران جوان پیشنهاد میشود