نقد، بررسی و نظرات رمان انجمن شاعران مرده - ان. اچ. کلاین بام
4.5
1107 رای
معصومه حق زاد
۱۴۰۲/۰۱/۱۸
00
بی نظیر. دم راغنیمت شمار. این کتاب برای بسیاری از ما انسانها ملموس و قابل درک هست که خود را گرفتار سنتها و عقاید و خواستههای تحمیلی خانواده و جامعه میاییم عبارتی بخش زیادی از آن مشابه تجربهی زیستهی ماست. و این شرایط اجازه بهره مندی از زندگی و "خودِ واقعی خود بودن" را از انسان میگیرد. و به خوبی مزایا و معایب دنبال کردن خواسته ها و اندیشههای شخصی خود را بیان میکند.
به نظرم خیلی کتاب ضعیف و سطحی بود. موضوع داستان در اصل خیلی جذاب بود ولی اصلا کش و قوس یه داستان خوب رو نداشت. با توجه به نظرات دوستان خوندم ولی واقعا ناامید کننده بود. اصلا در حد تعریفهایی که ازش شده نبود. شاید برای نوجوانان مناسب باشه. ولی برای من نبود.
من خودم به عنوان یک معلم به سیستم آموزشی ایران شدیدا معترض هستم. ولی این داستان راضیم نکرد. شاید انتظار یه تحول بزرگ رو داشتم در پایان داستان. نه یه تراژدی تلخ💔
من خودم به عنوان یک معلم به سیستم آموزشی ایران شدیدا معترض هستم. ولی این داستان راضیم نکرد. شاید انتظار یه تحول بزرگ رو داشتم در پایان داستان. نه یه تراژدی تلخ💔
سبک خاصی داشت و تاحدودی اموزنده مینمود اما تلخ. نکته جالب در رابطه با کتاب پایبند نبودن به ارزشهایی است که در اواسط کتاب مطرح شد مانند دنباله روی از خواستههای خود که تا در اواخر کتاب تا حدودی ان را زیر سوال برد ولی پایان ان به گونهای بود که صحیح بودن این عمل را به خواننده میاموخت. با خواندن یک یا دو کتاب دیگر در حول این موضوع میتوان بهتر مضامین این سبک را دریافت کرد.
فیلم این رمان را هم ساختن فیلم باحالی هم شد رمان راجب یک دبیرستان پسرانه انگلیسی در زمان گذاشته است که قوانین و مقررات خیلی سخت دارند بعد یک معلم جدید میاد که از همون مدرسه فارغ التحصیل شده و معلم به دانش اموز ها یاد میده که علایق شون و دنبال کنن نه چیزی که پدر و مادر یا رئیس مدرسه برای اینده شون طراحی کردن ولی در اخر، داستان غم انگیز و پر از احساسات می شود
بسیار آموزنده بود. اگرچه برای ما وجود همچین معلمی، تخیلی بهنظر میاد، اما داستان بسیار واقعگرایانه طراحی شده بود. بهخصوص شخصیت نیل! که سرنوشت متفاوتی توسط نویسنده براش درنظر گرفته شده بود. شخصیت نیلپری؛ من رو یاد خودم و اطرافیانم انداخت. اما آرزو میکنم هیچکدوممون به سرنوشت اون دچار نشیم و سعی کنیم بپذیریم و خودمون رو با تمام موانع به اطرافیان و والدین اثبات کنیم.
این کتاب خیلی بیشتر از یه داستان درباره مدرسه ست. موقع خوندنش چند بار مجبور شدم کتاب رو ببندم و به حرف هاش فکر کنم. پیامش اینه که از زندگی ات نترس، خودت باش و دنبال چیزی برو که واقعاً دوستش داری. من اول نسخه الکترونیکش رو خوندم، ولی انقدر ازش خوشم اومد که نسخه چاپیش رو هم خریدم. به نظرم «انجمن شاعران مرده» از اون کتاب هاییه که هر کسی باید حداقل یک بار بخونتش.
این کتاب از روی فیلمی به همین نام ساخته شده که پیشنهاد می کنم اون رو هم بخونید. درباره ی پسرانی در یک آموزشگاه هست که انجمنی به نام انجمن شاعران مرده تشکیل می دن (برگرفته از شعری که می گه شاعران مرده شاد و خوشبخت هستن و...) و برای همدیگه اشعاری رو می خونن چه شعر خودشون و چه شعر شاعران معروف. داستان وقایع غم انگیزی رو به زیباترین نحو ممکن به تصویر می کشه و بسیار آموزنده هست.
چندین سال پیش فیلمش رو دیده بودم و به تازگی کتابش رو خوندم. چون از اون دسته آدمهایی هستم که کتاب رو به فیلم ترجیح میدم، درمورد این کتاب هم همینطور بود. کتاب کوتاه اما آموزنده بود. نشون میداد که یک معلم تا چه حدی میتونه تاثیر گذار باشه و مسیر شخصیتی دانش آموزانش رو به کل عوض کنه. داستان سراییش تا حدود ۴۰، ۵۰ صفحهی اول خیلی جذبم نکرد اما ادامه دادم و چه خوب که این کار رو کردم.
فضاسازیها به قدری هنرمندانه است که انگار در حال تماشای فیلم هستیم یا خود، در دل ماجرا حضور داریم. همچین تمام شخصیتها مابه ازای خارجی دارند و همین، میتواند برگ برنده این قصه باشد. نویسنده در بیان این که «متاسفانه جوامع تفاوتها را نمیپذیرند، چه بسا این تفاوتها مفید باشند»، بسیار حرفهای عمل کرده است. ترجمه نیز بسیار روان و خواندنی بود واز کلمات غیرمستعمل استفاده نشده بود.
ویرایش کتاب خوب نبود. ایده نویسنده در انتهای داستان اصلا جالب نبود. فکر میکنم اگه نیل پری تصمیم میگرفت با نوشتن یک نامه پدر و مادرش رو برای همیشه ترک کنه و سراغ آیندهاش بره بهتر مشخص میشد که نظرات آقای کیتینگ برای ساختن آیندهای مطابق با روحیاتی که داریم، درسته. خودکشی نیل اصلا معنایی نداشت. در مجموع به نظر من دیدن فیلم انجمن شاعران مرده از خواندن کتابش جالبتر بود.
این کتاب رمان کوتاه ولی سرشار از درس بود اینکه چطور باید زندگی کرد و به علایق پرداخت این کتاب نشان دهنده این بود که چقدر برخی افراد میتونن تو زندگی انسان ها تاثیر گذار باشن حتی یک معلم ساده میتونه با رفتار و عملکرد خوبش باعث بهتر شدن و گاها تغییر مسیر زندگی یک دانش اموز بشه ایکاش که چنین افرادی سر راه هر انسانی قرار بگیرن تا به زندگی افراد رنگ ببخشن
این رمان فضایی الهام بخش دارد و محور اصلی آن قدرت ادبیات، آزادی اندیشه و مبارزه با نظام آموزشی سخت گیر است. روایت با وجود سادگی، تأثیر عاطفی قوی دارد و شخصیت معلم به عنوان نماد بیداری ذهن جوانان بسیار خوب پرداخت شده است. گاهی بیش از حد ایدئال گرایانه و تک بعدیه، در مجموع، کتابی الهام بخش و عاطفیه که بیشتر بر احساس و پیام تکیه دارد تا پیچیدگی داستانی.
نقد منفی: شاید به خاطر ترجمه باشه ویا متن کتاب باشه بعضی از قسمتها قابل فهم نیست وگنگ هست
در کل کتاب خوبی با مفاهیمی که برای همه آشناست ودر تمام جوامع دیده میشه که میخوان بچهها رو یکدست ودر یک مسیر ازپیش تعیین شده آموزش بدن و علایق و سلیقه خود را به فرزندان تحمیل کردن
و اینکه معلمی قصد داره این روال از پیش تعیین شده رو تغییر بده.....
در کل کتاب خوبی با مفاهیمی که برای همه آشناست ودر تمام جوامع دیده میشه که میخوان بچهها رو یکدست ودر یک مسیر ازپیش تعیین شده آموزش بدن و علایق و سلیقه خود را به فرزندان تحمیل کردن
و اینکه معلمی قصد داره این روال از پیش تعیین شده رو تغییر بده.....
وقتی کتاب رو خوندین حتما فیلمش رو هم ببینید، محتوای خاصی نداره هرچند بزرگترین درس زندگی که همون غنیمت شمردن زندگی و دنبال کردن ارزوهاست رو به ما میده، و البته میتونه یادآور دوران اسارت ما در دوران مدرسه و زیر دست خانواده هم باشه، البته اگه الانم تونسته باشیم خودمون رو با وجود داشتن زندگی مستقل و فرزند از اسارت پدر مادر مادرهامون رها کرده باشیم
داستان مبتنی بر ایده بسیار جالب و در پس آن گونهای اگزیستانسیالیسم را میتوان درک کرد در کل واقعا ارزش خواندن دارد چون هوشیارانه از بسط بیش از حد و طولانی شدن داستان خودداری شده است. چون فضای سرد و فاقد هیجان و عمدتا تکراری کشش بیش از ین نداشت. شاید این کتاب انگیزه تفکر بیشتر باشد در حالیکه خود تفسیر عمیق تری از ایده خود ارائه نمیدهد
من فیلم این رمان رو دیدم و بهتون میگم
فوووؤقالعاده بود و عالی بود، واقعا که منو تحت تاثیر قرار داد و بهتون پیشنهاد میکنم حتما ببینیدش
گرچه که خیلی هم گریه آدمو در میاره آخرش و واقعا چند روز من از فکر و فضای فکریش خارج نمیشدم.
پس اگه تحمل اینو دارید، بهتون دیدن فیلم Dead poets communityرو پیشنهاد میکنم.
حتما رمانش رو هم خواهم خوند.
فوووؤقالعاده بود و عالی بود، واقعا که منو تحت تاثیر قرار داد و بهتون پیشنهاد میکنم حتما ببینیدش
گرچه که خیلی هم گریه آدمو در میاره آخرش و واقعا چند روز من از فکر و فضای فکریش خارج نمیشدم.
پس اگه تحمل اینو دارید، بهتون دیدن فیلم Dead poets communityرو پیشنهاد میکنم.
حتما رمانش رو هم خواهم خوند.
با اینکە من همیشه خواستم از راه درس خوندن بە جایگاه بالایی برسم و به نظرم همه باید درس بخونن و برن دانشگاه که باسواد بشن (باسواد واقعی نه اینکه فقط مدرک بگیرن) اما این کتاب باعث میشه بفهمیم واقعا همه چیز درس نیست من خیلی دوستش داشتم... اول کتابو خوندم بعد فیلمو دیدم.. هر دو شاهکار بود... و پایان کتاب شوکه کننده بود تا حدودی
کتاب خیلی جالبیه و فیلمشم قشنگه. به ادم یاد میده که نقش معلم میتونه چقدر پررنگ باشه و ادم رو از کلیشههای خانواده و جامعه و محیط اموزش فراتر ببره. متفاوت فکر کنه و فارغ از چارچوبها عمل کنه. کاش همه مدارس همچین معلمهایی داشتن تا قوه تخیل و خلاقیت افراد رو بالاتر ببرند و کمکشون کنند خودشون و رویاهاشون رو پیدا کنند و درک کنند.
این کتاب برای والدینی که فرزندانی در سنین جوانی و نوجوانی دارند میتواند آموزنده باشد از نظر من خوب است که به بچهها و تفکر آنها اهمیت بدهیم ولی اگر بخواهیم که مشاوره با والدین را کم اهمیت جلوه بدهیم بیانصافی است از پایان داستان خوشم نیومدای کاش معلم مهربان نیل را طوری مشاوره میداد که به این داستان غمانگیز ختم نشود با سپاس
به نظرم داشتن غلط املایی زیاد در یک کتاب از ارزش های اون به شدت میکاهد. دوم اینکه بر خلاف نظر دوستان این کتاب اگه چه چندتا نکته اخلاقی کوچک داشت ولی برای سنین ۱۵ تا ۱۷ سال!! چرا که من ۳۰ یا ۴۰ ساله اگه قراره تازه این نکته ها رو توی زندگیمون به کار ببریم یعنی گذشت سن و تجربه تا الان نتونسته برامون کاری کنه در کل من نپسندیدم
به نظر من کتاب خوبیه چون خوبیها و بدیها، یا بهتره بگیم مزایا و پیامدها یا خطرات تغییر کردن و متفاوت بودن یا بدعت گذاشتن رو بیان میکنه و اینکه شعارها و تفکرات کهنه و در کنار اونها بدعتها چقدر میتونن سرنوشت آدمها رو عوض کنن و اهمیت تعادل داشتن در هر زمینهای رو به زیبایی بیان میکنه. فیلمش رو هم پیشنهاد میکنم ببینید. خیلی آموزنده هست
این کتاب واقعا زیبا و تاثیر گزار بودداستان حول محور معلمی میچرخید که با شیوه متفاوتی از آموزش به دانش آموزانش یاد میداد زندگی را از دید گاههای متفاوتی ببینند و دم را غنیمت شمارند همین هم باعث تغیراتی شگرف در روال زندگی چند تن از دانش آموزان شد بهتون پیشنهاد میکنم این کتاب خوب رو حتما مطالعه کنید
خیلی زیبا بود البته پایان تلخ و غم انگیزی داشت آموزنده بود و به ما نشون میده در دوران مختلف همیشه افرادی بودند که برای گذر از یکنواختی و عادت دچار مشکل شدند اگر پدرو مادرها برای آینده فرزند خودشون خیلی سختگیری نکنند این سرنوشتها اتفاق نمیفته البته همیشه دنبال مقصر میگردند و بیگناهان رو مجازات میکنند و این دردناکه
بسیار زیبا بود.
شخصیتها کاملاً الهام بخشاند طوری که آدم در مواجه باشون به وجد میاد.
پیشنهاد میکنم اول فیلمی به همین اسم که رابین ویلیامز نقش معلم ادبیات دبیرستان ولتون را بازی میکند و الهام بخش دانش آموزان و باعث کشف یا بهتر بگم بیدار شدن استعدادهای خفته میشود رو ببینید، بعد این رمان را مطالعه بفرمایید.
شخصیتها کاملاً الهام بخشاند طوری که آدم در مواجه باشون به وجد میاد.
پیشنهاد میکنم اول فیلمی به همین اسم که رابین ویلیامز نقش معلم ادبیات دبیرستان ولتون را بازی میکند و الهام بخش دانش آموزان و باعث کشف یا بهتر بگم بیدار شدن استعدادهای خفته میشود رو ببینید، بعد این رمان را مطالعه بفرمایید.
رمانی با مضمونی زیبا و مفید جهت ایجاد نگرشی نو به زندگی. درک اهمیت زندگی کامل، دنبال کردن علایق و رویاها، رویارویی بین سنت و تجدد، پیچیدگیهای دوران نوجوانی و بلوغ، دوستیها، فشارهای والدین و انتظارات اجتماعی، اهمیت ابراز وجود، بهره گیری از فرصتها و پذیرفتن هویت واقعی خود از موضوعات مورد اشاره رمان هستند.
خارجیا انقدر مسالهی انتخاب و علاقه و هدف همیشه براشون مهم بوده از چندین سال پیش کلی کتاب راجع بهش نوشتن و فیلم ساختن و به لطف همین باوری که کم کم خودشون جا انداختن الان تقریبا سیستم اموزشیشون همون شده که کیتینگ معرفی کرد و بچهها دوستش داشتن ولی ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم.
کتابی بود که خیلی برای خوندنش شک داشتم ولی حالا که تموم شده بنظرم تجربه فوق العاده ای بود مخصوصا اینکه اگر علاقمند به ادبیات باشین لذت خوندن این کتاب براتون چند برابر میشه کتاب مفهوم خوبی رو در قالب یک داستان نسبتا کوتاه بیان کرد و فکر میکنم برای نوجوون ها میتونه مفید و الهام بخش باشه
کتاب دوست داشتنی با یکی از محبوبترین کاراکترهای معلم. داستان یه مدرسهای که پدر دانش آموزاشو درمیاره که مثلا موفق بشن، در همین میان یک معلم ادبیات خفنی در واقع برا اونا انگلیسی بود وارد مدرسه میشه و به دانش آموزان یاد میده که زندگی و لحظه رو ببینن. برعکس اسمی داره کتاب حال خوب کنیه.
این کتاب به خوبی احساس طردشدگی و دور افتادگی از جامعه رو خصوصا در سنین نوجوانی به نمایش میذاره و اضطراب اجتماعی رو کماکان به تصویر میکشه داستان کوتاه و زیباست ولی بخوبی منظور رو میرسونه
این موضوع که هرچقدر هم که احساس متفاوت بودن داریم بازهم کسانی هستند که شبیه ما باشند و ما در نهایت تنها نیستیم
این موضوع که هرچقدر هم که احساس متفاوت بودن داریم بازهم کسانی هستند که شبیه ما باشند و ما در نهایت تنها نیستیم
انچه که بیشتر حسرت در دل آدم میگذارد قدمت مدارسی است که چه استعدادها و هنرها و تواناییهایی را سرکوب کردهاینگونه مدارس در کشورمان کم نیست هنر و استعداد باید در جامعه جاری شود تا جامعه سرزنده بماند و رشد کند حال با چنین قدمتی از یک مدرسه پی به مدفن استعدادها و تواناییها خواهید برد. شوربختانه
دوست داشتم و در صفحات پایانی قطرات اشکم ناخداگاه جاری شدن... شاید نویسنده میخواد بگه ک لزوما عرف، هنجار نمیتونه درست باشه، خودت باش، به سمت هدفی که علاقمندی و ب سمت رویاهات برو و از زندگی لذت ببر... ب نظرم این کتاب ارزش دوبار خونده شدن رو داره. با تشکر از نویسنده و کتابراه.
