بشریت در تاریکی و ظلمت دهشتانگیزی روزگار میگذراند؛ و در انتظار طلوع خورشیدی فروزان بود؛ خورشیدی که همهی ستارگان فروزان انبیاء، پیش قراولان سپیده دم طلوع او بودند، و یکی پس از دیگری قدوم او را مژده میدادند.
او میآید و انسان را از ظلمات میرهاند، جا داشت، به پاس قدومش همهی عالم هستی را چراغانی و آزینبندان کنند و همهی انسانها زمین را با مژگان برای قدومش بروبند؛ امّا گویا این آدمیزاد که رهبری شیطان را برگزیده بود، با تمام وجود و توان کمر همّت بسته تا با این خورشید تابناک ظلمت شکن بستیزد.
به همین جهت با امواج سهمگین ظلم و ستم به پیشواز وی رفته تا به جای گُل، خار نثار قدومش کند. ظالمان ظلمت نشین و دزدان شبرو با تمام توان و حیله و نیرنگ خود بر سپیده دم طلوع خورشیدِ آخرین پیامبر و بزرگترین سفیر الهی هجوم بردند؛ هرچه این خورشید بالا میآمد و به رابعة النهار خود نزدیک میشد، بر تلاطم امواج ظلم و ستم بر او افزوده میگشت.
مراحل و ابعاد ظلم به این بزرگترین مخلوق عالم و بزرگترین مظلوم روزگار بسیار است؛ که قلم را یارای ترسیم آن نیست. تنها در این نوشتار به گوشهی ناچیزی از آن دریای بیکران اشاره میگردد. به امید اینکه خداوند ما را نیز در زمرهی سوگواران مظلومترین و در عین حال مهربانترین پیامبر خود بپذیرد.
مراحل مظلومیت خاتمالأنبیاء حضرت محمد بن عبدالله (ص) را شاید بتوان به طور اجمال و کلی در سه دوره خلاصه کرد، که همپای شتاب ظهور و بروز عظمت و جلالت و درخشش، با شتابی توصیف ناپذیر بر مظلومیتش افزوده میشد:
مرحلهی اول: از بعثت تا هجرت
مرحلهی دوم: از هجرت تا رحلت
مرحلهی سوم: پس از رحلت
و این شجرهی خبیثهی ظلم بر پیامبر (ص)، از آنگاه که ریشه گرفت، همچنان در حال رشد و شاخه و برگ کردن بود و به همین جهت، هر مرحلهای از آن نسبت به مرحلهی قبل اسفبارتر و دردناکتر است.
بله










