سخن از عشق است، عشقی که از خداوند آغاز میشود. عشق، جوهری است در نهادِ همة موجودات، بالأخص در نهادِ انسان که از جانبِ خداوند به ودیعت گذاشته شده است. این عشق بینِ خداوند و انسان دو طرفه است. خداوند نیز به موجوداتِ خویش و مخصوصاً به انسان که اشرفِ مخلوقات و جانشینِ او روی زمین است عشق میوَرزَد لذا تمام موجودات نیز به خداوند عشق میورزند. اینجاست که شعر: «عاشقم بر همه عالَم که همه عالَم از اوست» مصداقِ عینی پیدا میکند. موضوع تحقیقی که در این پایاننامه پیشِ رو داریم نیز حکایت از عشق میکند. عشقی که به عالَمِ بالا راه یافت و نظرِ عُرَفا و صوفیان را به خود جلب نمود.
در این پژوهش به «شرح و بررسی و مقایسة مثنوی لیلی و مجنون نظامی و دیوانِ مجنون» میپردازیم. مسئلهای که در این گفتار مورد بررسی قرار میگیرد اینست که نظامی تا چه حد توانسته است از اشعارِ دیوانِ مجنون استفاده نماید، هر چند که مجبور به پیروی از این اشعار نبوده است و به خواهش پادشاهِ وقت، «اَخْسِتان شروانشاه» به سرودنِ این داستانِ غمانگیز پَرداخته است. اصلِ این داستان عربی است و در ریگزارهای تفتیدة عربستان و در حوالی سرزمین نجد اتفاق افتاده است. و نظامی اولین شاعری است که این داستان را به رشتة نظم کشیده است. نظامی میفرماید:
این بود کز ابتدای حالتکس گِرد نگشتش ازملالت
و قرائن نشان میدهد که نظامی به هنگام سرودنِ این منظومه، نسخة عربی در دست داشته است که شاید شروانشاه برای او فرستاده است.
این نسخه چو دل نهاد بَر دست در پهلوی من چو سایه بنشست
بله
















