کتاب زیباست شهر من اثر کامران شرفشاهی یادآوری میکند که برای داشتن شهری قشنگ و تمیز، لازم نیست کارهای بزرگی انجام بدهیم؛ گاهی کافی است زبالههایمان را در سطل بیندازیم یا از یک گل مراقبت کنیم! این مجموعه شعر با زبانی شیرین، کودکان را با لذت مراقبت از محیط زندگی آشنا میکند.
دربارهی کتاب زیباست شهر من
چطور میتوانیم شهری زیباتر و پاکیزهتر داشته باشیم؟ این سؤالی است که میتواند پاکیزگی و زیبایی را به دغدغهی کودکان بدل کند، اما اینکه بتوانیم با زبان شعر و آهنگ این دغدغهمندی را در آنها به وجود بیاوریم کاری است که کامران شرفشاهی با کتاب زیباست شهر من به خوبی از پس آن برآمده است. کتابی با شعرهای کودکانه که یادآوری میکند زیبایی شهر و محله فقط به درختان و گلهای رنگارنگش نیست؛ بلکه به رفتار و همکاری تکتک آدمها هم بستگی دارد.
شعرهای این مجموعه از موضوعات آشنایی مثل رفتگر، باغبان، کوچه، خانه و محله شروع میشوند و مفاهیم ارزشمندی را در قالب تصویرهایی ملموس و دوستداشتنی به کودکان آموزش میدهند.

آموزش حفاظت از محیط زیست به کودکان
در کتاب زیباست شهر من که انتشارات سیب سرخ نیکان برای چاپ آن کوشیده، کودک با پدری آشنا میشود که با بیل و جارو به پاکیزگی شهر کمک میکند و از زحمتهای او درس مسئولیتپذیری میگیرد. در ادامه، به دنیای شعری دیگر قدم میگذارد و با باغبانی همراه میشود که از گلها مراقبت میکند. کامران شرفشاهی با شعرهای دلنشین و بامزهی خود به بچهها یاد میدهد که گلها هدیهای ارزشمند از سوی خداوند هستند و نباید آنها را چید.
این شعرهای کودکانه که آموزش حفظ محیط زیست در آنها بسیار پررنگ است، فراتر از چند رفتار ساده، فرصتی برای آشنایی کودکان با اهمیت احترام به طبیعت، قدردانی از زحمت دیگران و مشارکت در ساختن محیطی بهتر است.
پس اگر میخواهید کودک خود را با مسئولیتهای کوچک اما تأثیرگذارشان در قبال شهر و محیط زندگی آشنا کنید، با خرید کتاب زیباست شهر من میتوانید بذر مسئولیتپذیری و مشارکت در ساختن محیطی زیباتر را در وجودش بکارید.
کتاب زیباست شهر من برای شما مناسب است اگر
- کودک 6 تا 8 سال دارید و میخواهید با روشی جذاب احترام به محیط زیست و اهمیت توجه به زیبایی شهر را به او یادآوری کنید.
- مربی یا معلم هستید و در پی یک کتاب شعر کودکانه میگردید تا با شعرخوانی یکی از مهمترین مسئولیتهای شهروندی را به بچهها یادآور شوید.
در بخشی از کتاب زیباست شهر من میخوانیم
در بوستان کوچک ما
یک باغبان مشغول کار است
دارد لباسی سبز و خوشرنگ
پیراهنش رنگ بهار است
او میشناسد هرکسی را
حتی مرا و دوستانم
میگوید او با ما همیشه
گل را نچینی، آی جانم!
گل هدیهی خوب خداوند
بر مردم روی زمین است
گل در کنار این چمنها
مهمان ما و نازنین است
بله






















