کتاب جویان عشق نوشتهی لیلا احمدپور، یک رمان عاشقانۀ ایرانی و راوی ماجراهای پسری جوان است که به رم مهاجرت کرده و تلاش میکند تا زندگی دلخواهش را با دستان خود بسازد. شخصیت اصلی، در عین تحصیل در رشته تئاتر و کار در کافه، آرزوی تبدیل شدن به بالرینی حرفهای را دنبال میکند؛ اما زندگی طبق برنامهریزی پیش نمیرود و او را با چالشهای جدید و غیرقابلپیشبینی روبهرو میکند.
دربارهی کتاب جویان عشق
لیلا احمدپور در رمان عاشقانۀ نوجوان جویان عشق، با نثری جذاب و پرکشش شما را به دنیای پسری جوان و بلندپرواز میبرد. راوی داستان که از کودکی شیفتهی باله بوده، روزهای خود را با رقصیدن در خیابان، نقاشی کشیدن سر کلاسهای دانشگاه و دیر رسیدن به محل کارش سپری میکند. در این بین، گربهی نارنجی رنگی را به سرپرستی گرفته و نام جیمی را بر او میگذارد؛ گربهای که به مخاطب اصلی درد و دلها و همدم تنهاییهای او تبدیل میشود.

در همین روزها، راوی بینامونشان داستان، دلباختهی دختری به نام رامونا میشود؛ دختری زیبا، اما کمحوصله که هیچ توجهی به شخصیت اصلی ندارد. ماجرا از جایی پیچیدهتر میشود که شخصیت اصلی داستان، با شریک عاطفی قبلی رامونا یعنی نامی نیز دوست میشود. حالا او بین رفاقتش با نامی و عشقش به رامونا گرفتار شده و باید راهی برای کنار آمدن با این احساسات متناقض پیدا کند.
خرید کتاب جویان عشق انتشارات مانیان را به تمامی علاقهمندان به رمانهای عاشقانه و ادبیات مهاجرت پیشنهاد میکنیم. نویسنده در اثر حاضر، با لحنی گرم و پرشور، داستان آرزوهای جوانی، مسئولیتپذیری و رشد فکری و عاطفی شخصیت اصلی خود را روایت کرده و تجربهای بهیادماندنی برای مخاطب رقم میزند.
کتاب جویان عشق برای شما مناسب است اگر
- به کتابهای عاشقانه علاقه دارید و میخواهید رمانی ایرانی در این سبک را مطالعه کنید.
- به دنبال یک داستان رمانتیک هستید که دغدغهها و پیچیدگیهای شخصیتی نوجوانان و جوانان را به تصویر بکشد.
در بخشی از کتاب جویان عشق میخوانیم
فردا اولین روز کلاسهایم در دانشگاه شروع میشود. دو هفته از زمان مهاجرتم میگذرد و رسیدم به آن روزی که برایش صبر کرده بودم. حالا از فردا باید برای روز فارغالتحصیلیام صبر کنم. قرار هست زود بگذرد مگه نه؟ بگید که همینطور هست اما با اینکه دیر بگذرد اما خوب مشکلی ندارم. شاید برایتان سوال پیش آمده باشد که در چه رشتهای تحصیل میکنم؟ جوابش را بهتان میگویم: تئاتر
به نظر من تئاتر سرگرمکننده هست. تا به حال تئاتر موزیکال دیدهاید؟ پر از رقص، آواز، موسیقی و چیزهای رنگی رنگی هست. دلم میخواهد روی صحنه برقصم. درسته که تئاتر فقط رقص نیست اما با این رشته کلی میتونم خوش بگذرونم. میبینید؟! با یک تیر دو نشون زدم. با این کار، هم میتوانم گاهی برقصم هم اجرا کنم. هر دو کار را دوست دارم اما رقص را بیشتر از اجرا.
از آنجایی که دلم میخواهد همه چیز مرتب و روی نظم و برنامه پیش برود، برنامهام را همین امشب چک میکنم. فردا از صبح تا عصر کلاس دارم. چه روز سختی! حقیقت ماجرا اینه که نمیدانم یک صبح تا عصر کلاس داشتن بدتره یا یک نصف روز سرکار بودن. آخر این هفته خواهم فهمید از کدام روز هفته متنفرم.
بله

















