



برای خواندن کتاب شارلوت یخزده و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب شارلوت یخزده
کتاب شارلوت یخزده، رمانی ترسناک برای نوجوانان به قلم الکس بل، داستان سوفی را روایت میکند که برای گذراندن تعطیلات به عمارتی قدیمی در جزیرهای دورافتاده در اسکاتلند میرود. این عمارت که زمانی دبستان دخترانهی دانوگان بوده، حالا محل زندگی خانوادهی دایی سوفی است. اما در کنار کمرون، لیلیاس و پایپر، دختری دیگر نیز در عمارت حضور دارد؛ دختری که سالها پیش مرده است!
دربارهی کتاب شارلوت یخزده
ماجرا در داستان کتاب شارلوت یخزده به قلم الکس بل از جایی آغاز میشود که سوفی برخلاف میلش به خواستهی دوست صمیمی خود، جی، تن میدهد و آنها با یک تختهی ویجا که جی روی تلفن همراهش دانلود کرده، در سوخاریفروشی موردعلاقهشان مشغول احضار روح میشوند! هر چقدر فکر میکنند روح چه کسی را احضار کنند چیزی به ذهنشان نمیرسد تا اینکه بیاختیار اسم ربکا از دهان سوفی میپرد. ربکا کریگ دختردایی سوفی بود که در هفت سالگی بر اثر یک حادثه از دنیا رفت.
قاعدتاً هیچکدام توقعش را نداشتند که ربکا واقعاً پیدایش شود، اما نشانگر تخته شروع به حرکت میکند و عباراتی نامفهوم را به آنها نشان میدهد: «شن سیاه»، «دروازه را باز نکن»، «شارلوت یخزده» و ناگهان برق قطع میشود. صدای جیغ بلندی فضا را پر میکند و چشم سوفی به دختری میافتد که روی یکی از میزها ایستاده. وقتی برق وصل شد، از دختر خبری نبود ولی متوجه میشوند صدای جیغ متعلق به یکی از پیشخدمتها بوده که نیمی از بدنش را یک سوختگی وحشتناک به ملغمهای خونآلود تبدیل کرده است.
با تعطیل شدن رستوران، جی و سوفی راهی خانه میشوند و روز بعد سوفی دل توی دلش نیست تا با دیدن جی از شبِ بدی که پشت سر گذاشته صحبت کند، اما زنگ تلفن، حقیقتی هولناک را برملا میکند؛ این که جی دیشب در راه برگشت به خانه، در کانال آب غرق شده است!
عروسکهای چینی و داستانهای ارواح انتقامجو
با مرگ جی در رمان شارلوت یخزده اثر الکس بل، سوفی راهی خانهی دایی خود، یعنی خانوادهی ربکا میشود. این فکر جنونآمیز او را رها نمیکند که شاید ربکا در مرگ جی نقشی داشته و نگران است نکند آنها روح ناآرام دختری انتقامجو را به این جهان کشانده باشند! سوفی در عمارت خانوادهی کریگ با پایپر، کمرون و لیلیاس آشنا میشود.

پایپر در کتاب شارلوت یخزده، دختردایی بزرگ سوفی است که ظاهری زیبا و قلبی مهربان دارد. کمرون، پسردایی سوفی، نوازندهی پیانو است و دستش دچار جراحت وحشتناکی شده. لیلیاس هم دختردایی کوچک سوفی است که تا سر حد مرگ از استخوان میترسد و رفتار عجیب و غریبی دارد. اما با ورود سوفی به عمارت دایی جیمز، داییزادههایش تنها کسانی نیستند که او به آنها معرفی میشود. اتاق قدیمی ربکا هنوز هم در این عمارت دستنخورده باقی مانده و بوفهای قفل شده در آن قرار دارد که پر از عروسکهای برهنهی چینی و بیروح به نام «شارلوت یخزده» است.
کتاب شارلوت یخزده: راز مدفون در دیوارهای خانهای سوگوار
با ورود سوفی به این عمارت غمزده، الکس بل کلاف پیچیدهی معمای مرگ جی و ربکا در داستان کتاب شارلوت یخزده را بهتدریج بیشتر و بیشتر دور ما محکم میکند. در این رمان ترسناک و هیجانانگیز نوجوان، هیچچیز طوری که به نظر میرسد نیست و هر کسی رازی دارد که برای محافظت از آن تلاش میکند. هر بار که به چشمان بیروح عروسکهای چینی این داستان خیره شوید، تاریکی بیانتهایی را میبینید که متقابلاً به شما زل زده و همچون هیولایی گرسنه، منتظر است تا با اولین اشتباه شما را ببلعد.
اگر به ژانر وحشت علاقه دارید و از حل معماهای پیچیده و همراهی با داستانهای ارواح لذت میبرید، خرید کتاب شارلوت یخزده از نشر سورتمه را به شما پیشنهاد میکنیم. این کتاب ترسناک هیجانانگیز با ترجمهی ریحانه بهرامی در اختیار علاقهمندان قرار گرفته است.
کتاب شارلوت یخزده برای شما مناسب است اگر
- نوجوان هستید و به داستانهای ترسناک، ماجراهای ماورایی و روایتهایی با فضای رازآلود علاقه دارید.
- از علاقهمندان ادبیات گوتیک هستید و داستانهایی را میپسندید که در عمارتهای تاریک و مرموز یا جزایر مهآلود و دورافتاده روایت میشوند.
در بخشی از کتاب شارلوت یخزده میخوانیم
آن هفته در مه گرفتگی اندوه و پریشانی گذشت. نمی دانستم باید با خودم چه کار کنم. قبلاً هروقت غمگین بودم، همیشه جی بود که حالم را خوب می کرد. مدام انتظار داشتم دوباره پیامی بدهد یا از در وارد شود. و هروقت در طبقه ی بالا، تنها می ماندم، نمی توانستم این حس را از خودم دور کنم که کسی در اتاق با من است؛ کسی که نمی توانستم ببینمش.
انگار چشمانی پنهانی به من خیره شده بودند، تا جایی که پوستم مورمور می شد و گردنم می سوخت. سعی کردم به طبقه ی پایین بروم، به این امید که اگر مامان نزدیکم باشد، این حس از بین برود، اما فایده ای نداشت.
یک روز جلوی تلویزیون نشسته بودم، هنوز لباس خواب تنم بود چون لباس پوشیدن به نظرم زیادی سخت می آمد، که قسم می خورم کشیده شدن انگشت های سردی را به صورتم حس کردم. از جا پریدم و کاسه ی پاپ کورنی که مامان تازه برایم آورده بود، پخش زمین شد.
گفتم: «ربکا؟» به اطراف اتاق نگاه کردم. «تو اینجایی؟»
اما اتاق خالی بود.
بلافاصله مامان آمد تا ببیند این همه هیاهو برای چیست. پرسید: «اینجا چه خبره؟»
«مامان...» به سختی آب گلویم را بلعیدم و سعی کردم عادی به نظر برسم: «شما جوون تر که بودی با تخته ویجا بازی کردی؟»
مامان جواب داد: «چه سؤال عجیب و غریبی.» و خم شد تا پاپ کورن ها را جمع کند. «تا جایی که یادمه، نه. چرا می پرسی؟»
«آخه... من و جی اون شب که... اون شب که اون مُرد، داشتیم با یکی از اینا بازی می کردیم.»
مشخصات کتاب الکترونیک
| عنوان کتاب | کتاب شارلوت یخزده |
| نویسنده | الکس بل |
| مترجم | ریحانه بهرامی |
| ناشر چاپی | انتشارات سورتمه |
| سال انتشار | ۱۴۰۵ |
| نخستین انتشار | 2024 |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 230 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-89910-1-6 |
| قیمت کتاب الکترونیک | ۲۱۴۰۰۰ ۱۰۷,۰۰۰ تومان ۵۰% €4.49 €2 خرید کتاب الکترونیک نسخه نمونه رایگان |
| دستهها |
بله
















