کتاب کریستین لاگارد: کنکاش درباره قدرتمندترین زن جهان اثری مشترک از سیریل لشور و ماری ویزو است که مسیر زندگی کریستین لاگارد، رییس سابق صندوق بینالمللی پول و رییس فعلی بانک مرکزی اروپا، را از کودکی تا دستیابی به بالاترین پستهای اقتصادی در جهان روایت میکند. شخصیتی که با توجه به جایگاهش، یکی از قدرتمندترین زنان جهان شناخته میشود.
دربارهی کتاب کریستین لاگارد: کنکاش درباره قدرتمندترین زن جهان
سیریل لشور سردبیر روزنامهی فیگارو و ماری ویزو روزنامهنگار بخش اقتصادی همین روزنامه است. نگارش کتاب کریستین لاگارد بدون همکاری این دو با شخص کریستین لاگارد امکانپذیر نبود. او در سه مصاحبهی خصوصی با این دو نویسنده در شکلگیری کتاب مشارکتی بیدریغ داشته است.
جالب است بدانید کریستین لاگارد نام خانوادگیاش را از ازدواج اولش با ویلفرد لاگارد، که حاصلش دو فرزند است، نگه داشته است. اما این شخصیت آنچنان جایی در بیوگرافی کریستین لاگارد ندارد، چون خودش ترجیح داده زندگیاش را خصوصی نگه دارد.

کریستین لاگارد مثل خیلیها در خانوادهای متوسط به دنیا آمد، اما همهی کسانی که در چنین خانوادههایی متولد میشوند نمیدانند اصلاً صندوق بین المللی پول چیست یا چه سازوکاری دارد. او خیلی زود در ابتدای سالهای جوانیاش وارد دنیای وکالت شد و مدیر یکی از بزرگترین کابینههای حقوقی جهان شد. چندی بعد فعالیت سیاسیاش را در وزارت اقتصاد و دارایی فرانسه آغاز کرد.
با وجود تمام این فعالیتها، داستان زندگی کریستین لاگارد شبیه ماجرای فردی ناشناخته در سیاست است. او بارها از بدو حضورش در عرصهی سیاسی و اقتصادی شکست خورد. هیچ رابطه و حزبی نداشت و با قوانین دنیای سیاست و زبان آن هم آشنایی نداشت و در ابتدای کار نیمی از افرادی را که در شورای وزیران کنارش مینشستند نمیشناخت.
او در بحران مالی سال 2008 بیخوابیهای بسیاری کشید تا بتواند بانکها را از ورشکستگی نجات دهد و نیز مذاکرات بینالمللی را هدایت کند و در پایان سال 2009 روزنامهی فایننشال تایمز، قدیمیترین و مهمترین روزنامهی اقتصادی و سیاسی جهان، او را بهعنوان وزیر اقتصاد و دارایی سال برگزید و «ستارهی اقتصاد» معرفیاش کرد.
کریستین لاگارد؛ زنی از جنس اسطوره
داستان زندگی کریستین لاگارد، ماجرای بلندپروازیهای زنی است که میخواهد خارج از عرف قدم بردارد و شاید به علت مرگ زودهنگام پدرش، زمام زندگیاش را خیلی زود خودش به دست گرفت. زنی که در رأس بزرگترین سازمانهای مالی و پولی جهان قرار گرفته است، بیشتر شبیه اسطوره است. اما با وارد شدن به زندگیاش در این کتاب این هالهی اسطورهای محو خواهد شد. او هم زنی است مثل بسیاری دیگر که در تمام عمرش علیه مردسالاری حاکم جنگیده و آنچه را مستحقش بوده، با سختی به دست آورده است.
میگویند دومینیک استراوس کان، زمانی که رییس صندوق بینالمللی پول بود، به کریستین لاگارد با زمزمه گفت که اگر رییسجمهور شود، او را بهعنوان وزیر اقتصادش انتخاب میکند. هیچکس فکرش را نمیکرد فقط چند ماه بعد، استراوس کان به اتهام تجاوز درگیر دادگاههای آمریکا شود و کریستین لاگارد جای او را بگیرد.
کتاب کریستین لاگارد در هفت بخش کلی نوشته شده است که مراحل مختلفی از زندگی پر فراز و نشیب این زن قدرتمند را با زبانی شیوا شرح میدهد. این کتاب در قالب مجموعهی زنان در قدرت نشر جمهوری چاپ شده و زهرا سادات خضری آن را از زبان اصلی آن، فرانسوی، به فارسی ترجمه کرده است.
اگر شما هم دوست دارید دربارهی زندگی قدرتمندترین افراد جهان بخوانید، خرید کتاب کریستین لاگارد: کنکاش درباره قدرتمندترین زن جهان حتماً میتواند پیشنهاد خوبی برایتان باشد.
کتاب کریستین لاگارد: کنکاش درباره قدرتمندترین زن جهان برای شما مناسب است اگر
- به حوزهی مطالعات زنان علاقهمندید.
- دوست دارید دربارهی مشاهیر دنیای سیاست و اقتصاد بیشتر بدانید.
- خواندن زندگینامههای سیاسی برایتان جذاب است.
- دوست دارید داستان موفقیت زنان در قدرت را بخوانید
در بخشی از کتاب کریستین لاگارد: کنکاش درباره قدرتمندترین زن جهان میخوانیم
سهشنبه 19 ژوئن 2007، فرانسویها خبر وزیر جدید اقتصادشان را دریافتند. هیچکس واقعاً این زن قدبلند یک متر و هشتاد سانتیمتری را با ظاهر جذاب بورژوایی نمیشناخت. با اینکه از بیستوچهار ماه پیش وزیر کشاورزی شده بود اما در طی این دو سال اخیرِ ریاست ژاک شیراک، او فقط برای افزایش صادرات به دور دنیا سفر میکرد. مأموریت او فروش محصولات فرانسوی به خارج بود. در دولت اول فیون، او در دفتر کارش در وزارت کشاورزی مدفون بود و سعی میکرد دنیای ناآشنای کدهای اتحادیهها و ترازهای مالی پیچیده را که درمورد آن چیزی نمیدانست بشناسد.
همان روز بعدازظهر انتقال قدرت از ژان-لوئی بارلو صورت گرفت. یکی از کارمندان وزارت اقتصاد تعریف میکند: «کریستین لاگارد بههمراه هوادارانش در آن دوره و با گامی مصمم که هرگز نظیر آن دیده نشده، پیروزمندانه وارد وزارتخانه شد.» لاگارد میگوید: «من بهویژه لبخند مأمورین حفاظتی مسئول استقبال را به یاد میآوردم. آنها از دیدنم خوشحال بودند...»
تاجاییکه حافظهی قدیمیترین پرسنل درمورد کریستین یاری میکند، میگوید او گاهی در سالن بزرگ هتل محل اقامت وزیران، میایستاد تا حال کسانی را که بهطور روزمره با آنها سروکار داشت بپرسد.
کریستین لاگارد تنها یک ماه بعد از ترک وزارت اقتصاد که بهمدت دو سال در آن بهعنوان وزیر تجارت خارجی فعالیت میکرد، دوباره به وزارتخانه بازگشت اما اینبار در مقام شمارهی یک وزارت. او در کنار دو تن از وزرای امورخارجه؛ هروه نوولی مسئول امور شرکتهای املاک و مستغلات کوچک و متوسط و تجارت خارجی و لوک چاتل وزیر امورخارجه صنایع و امور مصرفکنندگان، اولین وزیر اقتصاد و دارایی زن بود که سبک و سیاقش آشنا با شرکتها و دور از سیاستهای معمول بود. او هر دوی این همکار خود را به "اندیشه در خارج از چهارچوب" یا ژرفنگری فرا میخواند و به آنها اعلام میداشت: «یا با هم برنده میشویم یا با هم میبازیم».
بله

















