مجله فرفره - شماره 44 منتشر شد. در این قسمت، مطالب جذابی با عنوان «مدرسهی فولادی مورچکها»، «بوی کتاب و دفتر»، «سنگی که میخواست پرواز کند»، «آهن اسفنجی»، «مامان و بابای فولادی» و... میخوانید. این قسمت از مجلهی تصویری فرفره به مبحث آهن و فولاد اختصاص پیدا کرده و نویسندگان آن سعی کردهاند که از طریق داستان و شعر، کمیک استریپ و گزارش، کودکان ایران را با چگونگی ساخت و تولید فولاد صنعتی و نقش مهم آن در زندگی، آشنا کنند.
مجلهی فرفره از سال 1395 با تمرکز بر گروه سنی 8 تا 12 سال منتشر شد. نویسندگان این نشریه از همان نخستین شماره تلاش کردند تا با ارائهی کمیک استریپهای جذاب کودکانه، داستانهای خواندنی و شعرهای سرگرمکننده، تجربهای سرگرمکننده و لذتبخش برای خوانندگان خود فراهم کنند. این مجلهی کودکانه همچنین میکوشد با زبانی ساده و تصاویری رنگارنگ، کنجکاوی کودکان را برانگیزد و آنها را به کشف موضوعات تازه و شناخت بهتر دنیای پیرامونشان تشویق کند.
در بخشی از مجله فرفره - شماره 44 میخوانیم
من آهن اسفنجی هستم! جالب است، نه؟
تا حالا همچین اسمی به گوشتان خورده بود؟
خیلی از اسم جدیدم خوشم میآید. خیلی خاص و عجیب است!
دلت میخواهد بدانی اسم قبلی من چی بوده و از کجا آمدهام؟
بیتا بگویم، بزن برویم! یوهوووو...
من اول این شکلی بودم. یک سنگ آهن قرمز محکم و سنگین در دل یک کوه بزرگ، خیلی بزرررگ!
اینها را میبینی؟ معدنچی هستند. یک روز صبح با مواد منفجره آمدند و یکهو با صدای بلندی کوه لرزید.
بوووووم...
بله
















