وقتی مرز انسان و هیولا محو میشود... هادی کریمیان در کتاب عمارت کلاغ سیاه با خلق فضایی وهمآلود و شخصیتهایی گرفتار در کابوسی خوفناک، داستانی متفاوت روایت میکند. این رمان علمی و تخیلی با درونمایههای وحشت و داستان معمایی و جنایی، شما را با انگلهای خطرناک، آزمایشهای مخفی و رازهای یک عمارت متروکه آشنا میسازد.
دربارهی کتاب عمارت کلاغ سیاه
اگر برای کشف حقیقت ناچار باشید به مکانی بیبازگشت قدم بگذارید، این کار را انجام میدهید؟ کارآگاه هری میسون قهرمان رمان عمارت کلاغ سیاه اثر هادی کریمیان، به این سوال پاسخ مثبت میدهد. او از زمانی که درگیر پروندهی قتلهای زنجیرهای مرموزی شده که شباهت عجیبی به هم دارند، یک لحظه هم نتوانسته از فکر کردن به این معما دست بکشد. معمایی که ردش به یک تیمارستان متروکه و دو مظنون میرسد.
در این داستان معمایی و جنایی، کارآگاه میسون در کنار همکارش شریل وارد عمارت بلک ریون، یعنی همان تیمارستان متروکهی حومهی شهر میشوند. جایی که از لحظهی ورود، مشام کارآگاه را از بوی خطر پر میکند. از طرف دیگر قوانینی عجیب بر این عمارت حاکم است، انگار که هیچ چیز در این مکان از قوانین معمول فیزیک پیروی نمیکند و حال و آینده در هم میآمیزند.

یک داستان رازآلود با فضای آخرالزمانی
در رمان ترسناک عمارت کلاغ سیاه هر چه پیشتر بروید با حقایق هولناکتری روبهرو میشوید. جایی که ممکن است پای علم به میان بیاید و دانشمندانی ظاهر شوند که در آزمایشگاه ژنتیک در پی دستیابی به نوعی تکامل غیرطبیعی بودهاند. آزمایشی که نهتنها انسانها را به موجوداتی جهشیافته و مرگبار بدل میکند، بلکه باعث قدرت گرفتن تشکیلاتی میشود که تلاش دارند از این کشف برای تسخیر و کنترل بشر استفاده کنند.
در مسیر کشف حقیقت، هری و دوستانش به تدریج به انگلی آلوده میشوند که از دل آزمایشگاه بیرون آمده و ممکن است فاجعهای بزرگ را رقم بزند. و حالا کارآگاه باید در این آشوب بیپایان تصمیم مهمی بگیرد که شاید به قیمت جان خودش تمام شود.
کتاب عمارت کلاغ سیاه؛ ترکیب رعبآور علم و وحشت
هادی کریمیان در این اثر داستانی، مرز میان وحشت، معمای جنایی و ژانر علمی و تخیلی را در هم میشکند و با ساخت جهانی تاریک و پرتعلیق، ماجرا را به یکی از هولناکترین ترسهای انسانی یعنی ترس از دست دادن هویت و اختیار پیوند میزند. او در کنار خلق یک فضای آزمایشگاهی در دل یک عمارت هولانگیز، قوانین مکان و زمان را به بازی میگیرد تا خواننده را به دنبال کردن داستان ترغیب کند.
پس اگر جرئت میکنید از رازهای تاریک یک تیمارستان متروکه پرده بردارید و با موجوداتی روبهرو شوید که روزگاری انسان بودهاند، با خرید کتاب عمارت کلاغ سیاه انتشارات گنج حضور قدم به دنیایی بگذارید که شاید راه خروجی از آن وجود نداشته باشد!
کتاب عمارت کلاغ سیاه برای شما مناسب است اگر
- طرفدار رمان علمی و تخیلی و رازآلودی هستید که مملو از آزمایشهای ژنتیکی، انگلهای ناشناخته، جهش موجودات زنده و ایدههای غیرمعمول علمی است.
- از خواندن داستانهایی با فضاهای تاریک، تیمارستانهای متروکه، موجودات هولناک و موقعیتهای دلهرهآور لذت میبرید.
- به داستان جنایی و معمایی علاقه دارید و دلتان میخواهد به پروندهی قتلهای زنجیرهای، رازهای پنهان و معماهای پیچیده سرک بکشید.
در بخشی از کتاب عمارت کلاغ سیاه میخوانیم
طبق برنامه روزانه برای بررسی و کنترل به یکی از بیماران در «اتاق 105» سر زدم. مدام از درد به خود میپیچید و با خود جملاتی را تکرار میکرد: "باید طاقت بیاورم، برای رسیدن به «هدف والا و تکامل» باید تحمل کنم. «پیشوا» قول داده به چیزی که دنبالش هستیم حتماً میرسیم، نباید پیشوا رو از خودم ناامید کنم." حرفها و کارهایش برایم عجیب شبههبرانگیز بود.
نزدیک شدم و جویای احوالش شدم ولی او اعتنایی نکرد. کنار تختش نشستم و دوستانه سخن به میان آوردم:
- همین که آدم هستی یعنی توی کرهی زمین توی رأس تکامل قرار داری. ما انسانهاتکامل یافتهتر و متمدنترین موجودات هستیم، نیازی نیست خودت رو با این افکار اذیت کنی.
ناگهان نگاه غضبآلودی به من کرد و گفت:
- توی موجود دوپا فکر کردی چون از درخت آویزون نیستی و میتونی روی دوپات راه بری و لباس بپوشی هیچ فرقی با حیوون نداری، اگر بخاطر الطاف پیشوایان نبود تو هیچ فرقی با یک میمون نداشتی. حقیرتر از اونی هستی که بخوای خودت رو بالای هرم تکامل و قدرت ببینی.
بالاخره شیشه صبرم را شکستم و از او پرسیدم:
- ببینم این پیشوا کیه که در موردش مدام حرف میزنی؟! اینجا کسی اذیتت میکنه؟ دکتر کلارک کاری باهات کرده؟ بهم اعتماد کن و بگو میتونم کمکت کنم.
ناگهان نگاهش پر غضبتر شد و صدای سابیده شدن دندانهایش از خشم مرا واداشت از روی تخت بلند شوم و از او فاصله بگیرم. تداوم نگاههایش و آن صدای سابیده شدن دندانهایش چارهای جز بیرون رفتن از اتاق برایم نگذاشت.
بله

















