کتاب تاریخ فشرده مصر نوشتهی رابرت لی تیگنور، تاریخ این کشور را از شکلگیری نخستین سکونتگاهها در درهی نیل تا دوران معاصر روایت میکند. مصر در این کتاب فقط سرزمین فراعنه و اهرام نیست؛ کشوری است که حکومتهای یونانی و رومی، گسترش مسیحیت و اسلام، استعمار اروپایی و جنبشهای ملیگرایانه، هرکدام لایهای تازه به هویت آن افزودهاند.
دربارهی کتاب تاریخ فشرده مصر
این کتاب نزدیک به پنج هزار سال تاریخ را در روایتی پیوسته جای میدهد. نویسنده برخلاف بسیاری از کتابهای تاریخ مصر، ماجرا را به دوران باستان محدود نمیکند. عصر فراعنه نقطهی آغاز است و روایت تا حکومت حسنی مبارک و ناآرامیهای پایان حکومتش ادامه پیدا میکند.
رابرت لی تیگنور در کتاب تاریخ فشرده مصر برای نزدیک کردن خواننده به تاریخ، گاهی فصلها را با توصیف یک بنا، محوطهی تاریخی یا اثری آغاز میکند که هنوز میتوان آن را در مصر دید. این شیوه، تاریخ را از فهرستی از سلسلهها و تاریخهای پراکنده بیرون میآورد. خواننده ابتدا با نشانهای باقیمانده از گذشته روبهرو میشود و سپس درمییابد آن بنا یا اثر در دل کدام تحول سیاسی و فرهنگی شکل گرفته است.
نیل و شکلگیری مصر باستان
رود نیل ستون اصلی تمدن مصر است. طغیانهای منظم نیل، زمینهای اطراف رود را حاصلخیز میکرد و جمعیت را در نواری باریک میان بیابانها گرد آورد. همین جغرافیا به تشکیل حکومتی متمرکز، نظام اداری منظم و فرهنگی نسبتاً یکپارچه انجامید. کتاب تاریخ فشرده مصر از پادشاهیهای کهن، میانه و نو سخن میگوید و قدرت فراعنه را در ارتباط با دین، اقتصاد و کنترل زمین توضیح میدهد.
اهرام، معابد، شیوههای تدفین و پیشرفتهای فنی نیز فقط بهعنوان شگفتیهای باستانی معرفی نمیشوند. این آثار نشان میدهند حکومت چگونه نیروی انسانی و منابع کشور را سازمان میداد و چگونه اقتدار فرمانروا با باورهای دینی پیوند میخورد. تهاجم هیکسوسها، قدرتگیری دوبارهی فرمانروایان مصری و گسترش قلمرو نیز بخشی از فرازونشیبهای این دوراناند.
از فرمانروایی یونانیان تا امپراتوریهای اسلامی
فتح مصر به دست اسکندر مقدونی و تشکیل حکومت بطلمیوسی، این سرزمین را بیش از گذشته به جهان مدیترانه پیوند زد. اسکندریه به مرکزی برای تجارت، دانش و برخورد فرهنگها تبدیل شد. با ورود رومیان، مصر اهمیت اقتصادی خود را حفظ کرد و یکی از تأمینکنندگان اصلی غلات برای امپراتوری باقی ماند.

گسترش مسیحیت و سپس فتح مصر به دست مسلمانان، زبان، دین و ساختار اجتماعی کشور را دگرگون کرد. رابرت لی تیگنور حکومت فاطمیان، ایوبیان، ممالیک و عثمانیان را در امتداد یکدیگر بررسی میکند. قاهره در این دورهها بارها جایگاه سیاسی و فرهنگی تازهای پیدا کرد و مصر به یکی از مراکز مهم جهان اسلام تبدیل شد.
مصر جدید؛ از ناپلئون تا مبارک
حملهی ناپلئون در سال 1798 آغاز مرحلهای تازه در روابط مصر و اروپا بود. پس از آن، حکومت محمدعلی پاشا اصلاحات نظامی، اداری و اقتصادی گستردهای را پیش برد. ساخت کانال سوئز نیز جایگاه راهبردی مصر را تقویت کرد، اما نفوذ مالی و سیاسی اروپا را افزایش داد و سرانجام زمینهی سلطهی بریتانیا را فراهم آورد.
کتاب تاریخ فشرده مصر نشر مرکز در فصلهای پایانی، انقلاب 1952 و حکومت جمال عبدالناصر، انور سادات و حسنی مبارک را دنبال میکند. ملی شدن کانال سوئز، جنگ با اسرائیل، ملیگرایی عربی، تغییر جهت سیاست خارجی در دوران سادات و مشکلات اقتصادی و سیاسی دورهی مبارک، مصر معاصر را به گذشتهی طولانی آن متصل میکند. این بخشها نشان میدهند چرا ارتش، دولت متمرکز و رابطه با قدرتهای خارجی همچنان در سیاست مصر تعیینکنندهاند.
حسن افشار کتاب را به فارسی ترجمه و نشر مرکز آن را منتشر کرده است. خرید کتاب تاریخ فشرده مصر برای خوانندهای مناسب است که بهجای مطالعهی جداگانهی دورههای باستان، اسلامی و معاصر، به روایتی یکپارچه از تاریخ این کشور نیاز دارد.
نکوداشتهای کتاب تاریخ فشرده مصر
- این کتاب با دامنهی بلندپروازانهاش، روایتی آموزنده و خواندنی در اختیار مخاطب عمومی علاقهمند قرار میدهد. (آنتونی گورمن، تایمز هایر اجوکیشن)
- نمیشد شرحی بهتر از تاریخ مصر نوشت؛ کتاب تاریخ فشرده مصر هدیهی یک تاریخنگار چیرهدست در پایان دوران حرفهای اوست. (هنری ای. چمبرز، مجلهی خاورمیانه)
- مروری کوتاه بر تاریخ مصر میتواند هم چگونگی شکلگیری این کشور را برای ما روشن کند و هم دلایل رویدادی را که تاکنون «انقلاب ناتمام مصر» نامیدهاند. (لیزا کاکی، عرب نیوز)
کتاب تاریخ فشرده مصر برای شما مناسب است اگر
- به تاریخ مصر باستان و تاریخ خاورمیانه علاقه دارید.
- میخواهید دورههای مختلف تاریخ مصر را پیوسته مطالعه کنید.
- به دنبال مقدمهای روشن برای مطالعات تاریخی هستید.
- ارتباط جغرافیا، دین و قدرت سیاسی در تاریخ برایتان جذاب است.
در بخشی از کتاب تاریخ فشرده مصر میخوانیم
بههرروی، او در اوایل حکومتاش دین جدیدی برگزید که محورش خورشیدی قرصیشکل بود. او نام خدای بزرگش را آتن گذاشت. آتن برخلاف دیگر خدایان مصر هیچ تشابه انسانی یا حیوانی نداشت، مگر دستهایش که در تصویرهای خدای آفتاب در سر پرتوهایش قرار دارند. (در تصویر 14 قرص خورشید و خدای بزرگ، آتن، را میبینید.) آخنآتن پس از طرد اصول دین سنتی مصریان، برای تأکید بر تازگی حکومت خود، نام سلطانیاش را از آمنحوتپ به آخنآتن تبدیل کرد که به معنی روح آتن بود. اندکی بعد او پایتخت مصر را هم از تبس به جایی بین ممفیس و تبس برد. در این محل که در کرانهی خاوری رود نیل و تقریباً در 200 مایلی [ح 320 کیلومتری] شمال تبس بود، شهر جدیدی ساخت و به آتن تقدیمش کرد و نامش را آختآتن نهاد به معنی «افق آتن». از عهد آخنآتن در تاریخ مصر اغلب به نام دورهی عمارنه یاد میشود، چه محلی که مصرشناسان نخستین نشانهی آن، گورستانش، را یافتند نزدیک روستای العمارنهی کنونی بود. شهر قریب 3500 سال در این نقطه وجود داشت. در روزگار آخنآتن مساحتاش به 77 مایل مربع [ح 200 کیلومترمربع، کمی کوچکتر از شیراز] میرسید و شامل پرستشگاههای آتن و کاخ پادشاه و خیابان باشکوه شاه بود و 20 50 هزار نفر جمعیت داشت.
آخنآتن عزم جزم کرد که هر نشانهای از خدایان پیشین را بزداید، چه بر این باور بود که آنان را شاهان نادان و کاهنان گمراه و تشنهی قدرت بر مصر تحمیل کردهاند. ازاینروی فرمان داد نیایشگاهها و یادگارهای آن شاهان و باورهای دینیشان را ویران کردند. هرچه را هم که نابود نکرد از شکل انداخت تا هیچ نشانهای از شاهان پیشین و خدایان دیگر بر جای نمانَد. ولی از شوربختی او، بدعتهای مذهبی و فلسفیاش دوام نیاوردند. یکی از جانشینان وی، پسرش توتعَنخآمون، دست به ضدانقلابی زد. باورهای پدر را مردود خواند و پایتخت را به تبس بازگرداند و مرجعیت کاهنان را، که آخنآتن کوشیده بود از میان ببرد، احیا کرد و آنچه را که پدرش با پیشینیانش کرده بود آغاز کرد: بیرحمانه به نابودسازی هر نشانی از حکومت پدرش پرداخت.
بله






















