کتاب پشیمانم کن خواننده را به مکث در برابر تجربیاتی دعوت میکند که در شتاب زندگی روزمره کمتر به آنها توجه میکنیم. عباس صفاری در این مجموعه شعر، با نگاهی دقیق و زبانی گیرا، از موقعیتهای آشنا چشماندازی تازه میسازد و مخاطب را به تامل دربارهی انتخابها و دریافتهایش وامیدارد. شعرها بهتدریج فضایی میسازند که در آن، هر تصویر میتواند دریچهای به سوی معنایی متفاوت باشد.
دربارهی کتاب پشیمانم کن
این کتاب دربردارندۀ مجموعهای از شعرهای معاصر است که تجربیات انسانی، اجتماعی و شخصی را با زبانی تصویرساز و گاه طنزآمیز دنبال میکند. صفاری در این اشعار به موضوعاتی مانند جنگ، مرگ، عشق، تنهایی، ایمان و رابطهی انسان با جهان پیرامون میپردازد و از ظرفیتهای زبان فارسی برای ساختن تصاویر و روایتهای متفاوت بهره میگیرد. عناوینی چون «جنگ در دبستان ایزابل»، «قدیس خیابان هشتم» و «زبان ازیادرفته» تنوع فضای شعرهای این مجموعه را نشان میدهند.
نگاهی به درونمایهها و جهان شعری عباس صفاری
در اشعار کتاب پشیمانم کن عباس صفاری، نگاه شاعر به مسائل روزمره و اجتماعی با ارجاع به فرهنگ، ادبیات و مفاهیم دینی همراه میشود. شعر «جنگ در دبستان ایزابل» نمونهای از توجه صفاری به پیامدهای جنگ و تاثیر آن بر زندگی کودکان است؛ موضوعی که از زاویهای روایی و انسانی مطرح میشود. زبان شعرها گاه به روایت نزدیک میشود و گاه بر تصویر و ایجاز تکیه دارد. آشنایی با مجموعههای دیگر صفاری، از جمله «دوربین قدیمی» که برندهی جایزهی شعر کارنامه شد، شناختی گستردهتر از مسیر شعری او به دست خواهد داد.
خرید کتاب پشیمانم کن برای علاقهمندان به شعر معاصر فارسی، شعرهای اجتماعی و آثاری با مضمونهای انسانی و فرهنگی انتخابی قابل توجه است. حضور مضامین متنوع و شیوهی پرداخت متفاوت به موضوعات نیز امکان خواندن شعرها را از زوایای متفاوت فراهم میسازد. این کتاب از نشر چشمه به انتشار رسیده و در اختیار علاقهمندان قرار گرفته است.
کتاب پشیمانم کن برای شما مناسب است اگر
- به شعر معاصر فارسی و آثار شاعران معاصر ایرانی علاقهمندید.
- شعرهای نو با زبان تصویری و نگاه اجتماعی را میپسندید.
- آثار عباس صفاری و مجموعهشعرهای او را دنبال میکنید.
- به شعرهایی با مضامین فرهنگی، اجتماعی و انسانی علاقه دارید.
در بخشی از کتاب پشیمانم کن: مجموعه شعر میخوانیم
دیوارههای ظلمت سراسر
کتیبهی کبودیست
گریزان از نور
که نشانیِ نوشته بر آن
کورمال خواهد کرد
کشورگشاترین دست جهان را
رُکسانا به توصیهی مادر
چهل بامدادِ پیش از طلوع
آبوجارو کرده است
کوچهی بیعابر را
و به انتظار خضر جاودان
تا هر آرزوی محالش را
برآورده کند
بله


















