کتاب به روایت ناصر تقوایی فرصتی است برای شنیدن صدای فیلمسازی که بخشهایی از تجربهی حرفهای خود را با جزئیات روایت میکند. احمد طالبینژاد در گفتوگویی طولانی، سراغ خاطرات، انتخابها و نگاه تقوایی به سینما رفته و از خلال پرسشهای خود، تصویری از سالهای فعالیت او ترسیم کرده است. این گفتوگو از خاطرات و مشاهدات شخصی آغاز میشود و به بحثهایی دربارهی فیلم، ادبیات، ساختار سینمای ایران و حرفهی فیلمسازی میرسد.
دربارهی کتاب به روایت ناصر تقوایی
کتاب به روایت ناصر تقوایی گفتوگویی مفصل میان احمد طالبینژاد و تقوایی است که مسیر حرفهای این فیلمساز و بخشی از تاریخ سینمای ایران را از زاویهای دستاول روایت میکند. طالبینژاد در مقام مصاحبهگر، گفتوگو را از زندگی و اندوختههای ناصر تقوایی آغاز میکند و به شیوهی فیلمسازی، اقتباس ادبی، مناسبات سینمای ایران و دیدگاههای او دربارهی مسائل این حوزه میرسد. این کتاب برای شناخت نگاه این هنرمند به سینما و فضای فرهنگی دوران فعالیتش، منبعی قابل تامل است.
ناصر تقوایی؛ از گرمای جنوب تا سینمای ایران
احمد طالبینژاد در پیشگفتار کتاب، ضرورت گفتوگو با چهرههایی را توضیح میدهد که خود بخشی از تاریخ سینما را شکل دادهاند. از این منظر، خاطرات، مشاهدات و تحلیلهای ناصر تقوایی در حکم روایت یک شاهد و کنشگر مستقیم است. کتاب زندگی هنری او را از سالهای کودکی و نوجوانی در جنوب تا ورود به فضای فرهنگی تهران دنبال میکند و تاثیر ادبیات، سینماگران، نویسندگان و تجربههای کاری مختلف بر شکلگیری نگاه او را بررسی میکند.
بخشی از کتاب به روایت ناصر تقوایی بر سیر تاریخی فعالیتهای این کارگردان تمرکز دارد. فعالیتهای او در فیلم کوتاه و مستندسازی، همکاری با تلویزیون، ساخت نخستین فیلمهای سینمایی و تولید مجموعهی «داییجان ناپلئون» در این بخش بررسی میشوند. فیلمهایی مانند «آرامش در حضور دیگران»، «صادق کُرده»، «نفرین»، «ناخدا خورشید» و «کاغذ بیخط» نیز در جریان گفتوگو موضوع بحث قرار میگیرند. دربارهی چگونگی شکلگیری آثار، انتخاب داستان، اقتباس، فیلمنامه و فرایند تولید اطلاعاتی ارائه میشود که به خواننده امکان میدهد مسیر کاری تقوایی را از زبان خودش دنبال کند.

مروری بر فیلمهای ناصر تقوایی
در بخش دیگری از این گفتوگوها، نگاه تقوایی به عناصر فنی و زیباییشناختی سینما مطرح میشود. میزانسن، رابطهی نماها، ساختار فیلم، اقتباس از ادبیات و نسبت فرم با محتوای اثر از موضوعاتی هستند که در خلال پرسشهای احمد طالبینژاد مطرح میشوند. توضیحات تقوایی دربارهی فیلمسازی، دانش عملی او را با نوعی نگاه تحلیلی همراه میکند و برای مخاطبی که به فرآیند ساخت فیلم و تصمیمات پشت آثار سینمایی علاقه دارد، جنبهی آموزشی پیدا میکند.
کتاب به روایت ناصر تقوایی در ادامه از کارنامهی شخصی تقوایی فاصله میگیرد و به مسائل گستردهتر سینمای ایران میپردازد. دیدگاه او دربارهی کیفیت آثار، سلیقهی عمومی، آموزش، تلویزیون، اخلاق حرفهای، جایگاه فیلمساز و نسبت سینما با جامعه در بخش «کلیات» مطرح میشود. تقوایی در این مباحث از سابقهی چند دهه فعالیت خود استفاده میکند و دربارهی موضوعاتی سخن میگوید که با ساختار و فرهنگ سینمای ایران در ارتباطاند.
چاپ دوم این کتاب با بازخوانی و ویرایش متن توسط ناصر تقوایی منتشر شده و گفتوگویی دربارهی کاغذ بیخط نیز به آن افزوده شده است. ساختار کتاب شامل پیشگفتار، فصلهای گفتوگو، تکمله، بیوگرافی و تصاویری از آثار است. خرید کتاب به روایت ناصر تقوایی برای علاقهمندان به سینمای ایران، پژوهشگران تاریخ سینما، دانشجویان سینما و مخاطبانی که میخواهند آثار تقوایی را در پیوند با تجربیات و دیدگاههای خود او بررسی کنند، منبعی خواندنی و آموزنده به شمار میآید. این اثر از نشر چشمه به انتشار رسیده و در اختیار مخاطبان قرار گرفته است.
کتاب به روایت ناصر تقوایی برای شما مناسب است اگر
- به مطالعهی تاریخ سینمای ایران علاقهمندید.
- آثار و شیوهی فیلمسازی ناصر تقوایی را دنبال میکنید.
- به گفتوگو با کارگردانان و سینماگران ایرانی علاقه دارید.
- دربارهی فیلمسازی، فیلمنامهنویسی و اقتباس ادبی در سینما مطالعه میکنید.
- به دنبال کتابی برای شناخت دیدگاههای ناصر تقوایی دربارهی سینما و آثارش هستید.
در بخشی از کتاب به روایت ناصر تقوایی میخوانیم
چند سال پیش در فرانسه غفاری را دیدم و گفت که شبکههای اروپایی هنوز برای خرید این سریال به من مراجعه میکنند. خب، سریال دوبار پخش شد. یکبار از شبکهی دوم و یکبار هم از شبکهی اول و خورد به انقلاب. بعد از موفقیت این سریال، خیلی از تهیهکنندگان آمدند سراغم که برایشان فیلم بسازم. علی عباسی یک آپارتمان واقع در خیابان جردن را به عنوان دستمزد پیشنهاد داد که برایش فیلم بسازم.
داییجان... موفقترین سریال و از نمونههای مثالزدنی اقتباس ادبی در سینمای ایران است. اما نکتهای که بهنظر میرسد باعث زیادهگویی در این مجموعه شده، حفظ راوی سعید است. یعنی همان راوی کتاب پزشکزاد. در نتیجه، پس از هر سکانسی، مجبور شدهای او را نشان بدهی که داشته دزدکی ماجرایی را که ما دیدهایم، میدیده تا مثلاً منطق روایی حفظ شود. چرا فکر نکردی با حذف او، از راوی سومشخص استفاده کنی تا ایجاز کار هم بیشتر شود؟
به دو علت بسیار مهم. بههرحال داییجان... از روی یک متن شناختهشده اقتباس شده بود و باید به آن وفادار میماند. ماجرا کلاً بازگشت به گذشته است. یعنی مردی میانسال به نام سعید دارد خاطرات نوجوانیاش را روایت میکند. مجبور بودم این راوی را برای حفظ تداوم داستان نگه دارم تا بیننده سردرگم نشود. البته گاهی هم برعکس نظر تو، راوی داستان را کوتاه میکند.
بله، گاهی با دو جمله ماجراهای تودرتویی را توضیح میدهد. این را قبول دارم. اما در عینحال او همیشه به عنوان لولوسرخرمن در همهجا باید حضور داشته باشد و گاهی هم البته حضورش بیمنطق جلوه میکند. نمیشد از صدا بهجای تصویر استفاده کنید؟
همین کار را کردهایم. شما در فیلم جوانی شانزده هفدهساله میبینید. اما صدای او، صدای مرد میانسالی است. اگر او را حذف میکردم، قصه صدمات دیگری میخورد. در واقع قصه با بلوغ جسمی سعید شروع میشود و با بلوغ فکریاش به پایان میرسد.
بله



















