



برای خواندن کتاب همه چیز هیچ چیز و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب همه چیز هیچ چیز
کتاب همه چیز هیچ چیز نوشتهی سعید ریاحی فر، مجموعهای در حوزهی داستان کوتاه ایرانی است که نشر چشمه آن را منتشر کرده است. عنوان متناقضنمای کتاب، پیش از آغاز خواندن، ذهن را میان دو قطب «همه چیز» و «هیچ چیز» نگه میدارد و کنجکاوی مخاطب را برمیانگیزد. این اثر بهجای دنبال کردن یک روایت بلند، داستانهایی مستقل را در یک مجلد کنار هم قرار میدهد؛ ساختاری که به خواننده اجازه میدهد هر بار وارد جهانی تازه شود.
دربارهی کتاب همه چیز هیچ چیز
کتاب همه چیز هیچ چیز سعید ریاحی فر در دستهی داستان کوتاه ایرانی قرار میگیرد و به همین دلیل باید آن را با انتظاری متفاوت از یک رمان خواند. در رمان، شخصیتها و ماجراها معمولاً در مسیری ممتد گسترش پیدا میکنند؛ اما در مجموعهداستان، هر روایت فرصت محدودی برای ساختن فضا، طرح مسئله و رسیدن به نقطهی پایانی خود دارد. چنین قالبی برای خوانندهای جذاب است که تنوع موقعیتها و شروعهای تازه را دوست دارد.
عنوان کتاب نیز بخشی از هویت آن است. کنار هم نشستن «همه چیز» و «هیچ چیز» تضادی میسازد که میتواند هنگام خواندن به پرسشی همراه تبدیل شود: چه اتفاقی در زندگی یک شخصیت چنان بزرگ است که همه چیز به نظر میرسد و چه زمانی همان اتفاق، از زاویهای دیگر، رنگ میبازد؟ پاسخ این پرسش را نمیتوان پیشاپیش تعیین کرد. جذابیت مجموعهداستان در همین است که هر روایت میتواند نسبت مستقلی با عنوان کلی کتاب پیدا کند و برداشتی متفاوت پیش روی مخاطب بگذارد.
ماجرا و فضای داستانهای کتاب همه چیز هیچ چیز
داستانهای این مجموعه از دل زندگی روزمره و روابط خانوادگی آغاز میشوند، اما همیشه در محدودهی واقعیت باقی نمیمانند. در یکی از داستانها با گندم روبهرو میشویم؛ دختری که پدرش، حاجی، رفتن او به کلاس رقص را مایهی آبروریزی میداند و لباسهایش را در حیاط خانه آتش میزند. همین موقعیت تلخ و آشنا ناگهان به مسیری خیالانگیز میرسد: گندم زمینی بیستهکتاری روی ماه به ارث برده است.
این رفتوآمد میان واقعیت اجتماعی و خیال، فضای کلی کتاب را شکل میدهد. شخصیتها با محدودیتهای خانوادگی، خواستههای سرکوبشده و موقعیتهایی روبهرو میشوند که در ظاهر عادیاند؛ با این حال، ورود عناصر نامعمول مرز جهان واقعی و تخیل را بهتدریج محو میکند. داستانها از زندگی امروز سخن میگویند، اما گاهی برای نشاندادن لایههای پنهان آن، از منطق معمول جهان فاصله میگیرند.
برای خواندن کتاب همه چیز هیچ چیز نشر چشمه بهتر است میان داستانها کمی فاصله بگذارید. داستان کوتاه معمولاً بخشی از معنای خود را نه فقط از آنچه گفته شده، بلکه از حذفها، سکوتها و پایانبندی میگیرد. مکث کوتاه پس از هر داستان فرصت میدهد جزئیات در ذهن بمانند و ارتباط احتمالی آن روایت با عنوان مجموعه روشنتر شود. استقلال داستانها نیز باعث میشود بتوان کتاب را در چند نوبت خواند، بیآنکه رشتهی یک پیرنگ بلند از دست برود.
خرید کتاب همه چیز هیچ چیز به کسانی که به داستانهای کوتاه ایرانی علاقهمندند پیشنهاد میشود.
کتاب همه چیز هیچ چیز برای شما مناسب است اگر
- به داستان کوتاه ایرانی و روایتهای مستقل علاقه دارید.
- ترجیح میدهید هر بار یک داستان کامل بخوانید.
- از عنوانهای چندمعنا و امکان برداشت شخصی لذت میبرید.
- دنبال اثری کمحجمتر از رمان برای مطالعه در چند نوبت هستید.
در بخشی از کتاب همه چیز هیچ چیز میخوانیم
پرندهها کار زشتی کردند که فرار کردند. دست حنا را توی حنا گذاشتند. پنج سال طول کشید تا قالی را بافت. تنهایی. دستتنها. فقط با دو دست خودش. روزبهروز، شببهشب، گرهبهگره گذاشته بود تا قالی تمام شد. همهی نخهایش را اصلان خریده بود. توی شهر برای شرکتهای زیادی تحصیلداری میکرد. روی موتور بانکبهبانک میرفت و چکبهچک نقد میکرد. قسط میداد. برای شرکتها و ادارهها. غذا نمیخورد جز نان و سیبزمینی که مبادا پولش کم بیاید. همهی پولش را از بازار نخِ ابریشم میخرید. توی خورجین موتور میانداخت و پشت موتور توی سرما و گرما آواز میخواند تا به روستا میرسید. نخها را میداد به حنا. حنا ابریشمها را روی دار قالی میانداخت و دانهدانه آنها را از کلاف بیرون میکشید و گره میزد به تارِ دار. دار خطبهخط و ریشهبهریشه بالا رفت.
با اصلان قرار گذاشتند قالی که تمام شد بفروشندش و همهی پولش را نه یک ریال کمتر نه بیشتر توی روستای خودشان زمین بخرند و توی آن چیزی بکارند. چیز را هنوز نمیدانستند چیست. با هم پشت به دار قالی مینشستند. کمر به کمرِ هم تکیه میدادند و خیال میبافتند از کاشتن چیزها در زمینشان. اصلان سیبزمینی میکاشت. حنا دلش درختِ بِه میخواست. اصلان صبح تا ظهر با کارگرها روی زمین کار میکرد. حنا برایشان چاشت میآورد؛ نان و برنج و هندوانه. اصلان توی زمینشان از دور آمدنِ حنا را تماشا میکرد و تا رسیدنش بساط چای را روی آتش راه میانداخت. کارگرها برای خودشان یک طرف مینشستند و چاشتشان را میخوردند. حنا و اصلان با هم کنار آتش. اصلان از روی آتش کتری را برمیداشت و توی استکان برای حنا چای میریخت. چای میخوردند با خرما.
فصل برداشت محصولشان را، هر چیزی که بود، میفروختند و با هم میرفتند بازار هر چه دلشان میخواست میخریدند. هم برای خودشان هم برای بچهی توراهیشان. اصلان که میداند حنا عاشق پارچه است برایش توپتوپ پارچههای رنگبهرنگ میخرد. اصلان هم عاشق نیسان است و پولهایش را برای آن پسانداز میکند. هیچچیز نمیخواهد. عاشق این کار است که پولهایش را جمع کند و آنها را یکجا خرج کند. بعد ببیند یا قالی از دار پایین میآید یا اینکه نیسان خریده است. اینجور است که اصلان خستگی از تنش درمیرود. دوست دارد ثمرهی کارهایش را یکجا ببیند.
فهرست مطالب کتاب
بَمبَک با خیام بیرون میآید
لبخند آقای بودا
همهچیزِ هیچچیز
سنگ آقای کاف
بام در آتش (جای خالی مینا)
مشخصات کتاب الکترونیک
| عنوان کتاب | کتاب همه چیز هیچ چیز |
| نویسنده | سعید ریاحی فر |
| ناشر چاپی | نشر چشمه |
| سال انتشار | ۱۴۰۵ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 208 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-01-1332-4 |
| قیمت کتاب الکترونیک | ۲۱۹۰۰۰ ۱۰۹,۵۰۰ تومان ۵۰% €4.49 €2 خرید کتاب الکترونیک نسخه نمونه رایگان |
| دستهها |
بله















