نقد، بررسی و نظرات کتاب شکلات داغ روز پنجشنبه - میچیکو آئویاما
سپیده شفائی
۱۴۰۵/۰۶/۰۱
10
زیبا، لطیف، موجز و حال خوب کن. این کتاب در مورد یک چرخه ای کامل از زندگی آدمهایی است که به واسطه دوستی، مهربانی، عشق، خوبی، خیرخواهی، لطافت و زیبایی روح به هم مرتبط می شوند. آدمهایی که گاه با دوستی یا یک لبخند یا نگاه مهربان یا با بیان چندجمله روحیه بخش، مسیر زندگی یکدیگر را تغییر می دهند. بخشی از کتاب: «به معنای واژه استاد فکر می کنم. کسی که راه را نشان می دهد. کسی که دیگران را هدایت می کند. کسی که جرقه ای روشن می کند تا چیزی آغاز شود. حالا می فهمم چرا او اینقدر این لقب را دوست دارد. او همان کسی است که آدم ها را به حرکت وامی دارد؛ چه برای دنبال کردن رویایی شخصی، چه برای ساختن چیزی بزرگتر. اما وقتی بیشتر فکر می کنم، می بینم شاید همه ما، کم و بیش، برای کسی همین نقش را داشته باشیم. بی آنکه حتی بدانیم، زندگی هایمان درهم گره می خورند و مسیر همدیگر را تغییر می دهند.»
داستان هر بخش از کتاب حول شخصی میچرخه که به نحوی با سایر بخشهای کتاب هم در ارتباطند. گاه این ارتباطها خیلی ضعیف میشه و یادآوری این که این آدم کی بود و چه نسبتی با بقیه داشت سخته. بخوام با کتاب دیگر نویسنده یعنی: در کتابخانه پیدایش خواهی کرد، مقایسه کنم اون کتاب را خیلی خیلی میپسندم و آموزندهتر هست ولی این کتاب را اصلا دوست نداشتم. سرنوشت بعضی شخصیتها هم در نهایت مشخص نمیشه
بسیار متن ساده روان و دلپذیری داشت. در مورد نویسنده باید بگم این سبک از نویسندگی برام جالب بود. داستان در طول روایت از یک راوی به راوی دیگر منتقل میشود. زاویه و جهت دوربین راوی در داستان در حال چرخیدن است. و این خودش مفهوم جذابی داشت. همه ی زندگی باید وقایع رو از دیدگاههای مختلف و ادمهای مختلف بررسی کرد. پیشنهاد میکنم کتابهای این نویسنده رو از دست ندید.
