

برای خواندن کتاب سوز سفید و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب سوز سفید
کتاب سوز سفید نوشتهی علی چنگیزی، داستانی وهمآلود و دلهرهآور است که از دل یک مرگ مرموز، خواننده را به کوهستانی پوشیده از برف میبرد؛ جایی که طبیعت، افسانه و ترس به هم گره میخورند. این کتاب با فضایی تاریک و رازآلود، روایتی از جستوجوی موجودی ناشناخته و مواجههی آدمها با هراسهایی کهن است و برای علاقهمندان به داستانهای ایرانی متفاوت و پرتعلیق، تجربهای جذاب خواهد بود.
دربارهی کتاب سوز سفید
در کتاب سوز سفید نوشتهی علی چنگیزی، پیرمردی مرده است؛ جسدش را در تابوت چوبی کهنه خواباندهاند، دستهایش را روی سینه گذاشتهاند و پسرهایش دورش را گرفتهاند؛ یکی سیگار میکشد، یکی به جسد خیره مانده و دخترش هم گریه میکند. قرار است پیرمرد را در قبرستان قدیمی روستا دفن کنند. همهچیز باید همینجا تمام شود. یک مرگ، یک خاکسپاری و جمعیتی عزادار در برف.
اما پیرمرد را حیوانی کشته است. دندانهایش را در گلوی او فرو کرده و بعد، پیش از آنکه کسی بفهمد چه بوده، در کوههای سفید ناپدید شده است. از همینجا کتاب سوز سفید علی چنگیزی آرامآرام تغییر شکل میدهد و تبدیل میشود به قصهای دربارهی تعقیب موجودی که هیچکس او را ندیده است. آیا پلنگی وحشیست؟ آیا حیوانی ناشناخته است؟ یا قاتلی که سالها در همین کوهها بوده و حالا در این زمستان برفی خودی نشان داده است؟
چنگیزی ترس را با نگهداشتن هیولا در جایی بیرون از قاب داستان میسازد. پشت کوههای ناپیدا، زیر برفهای سهمگین، جایی که هنوز کسی نرفته است. برف در این قصه همهچیز را میپوشاند و درست به همین دلیل، هر چیزی که زیر آن پنهان شده ترسناکتر از قبل پابرجا میماند.

ترس بیپایان در سفیدی مرگبار کوهستان
در این میان، آدمهای داستان کتاب سوز سفید هم کمکم عجیبتر از آن چیزی میشوند که در ابتدا به نظر میرسیدند؛ مردهایی که با مرگ راحتتر از زندگی کنار میآیند، زنی که به چارپا بودن مردها فکر میکند و پیرمردی که از دورافتادگی و بیقانونی خوشش میآمد. گذشتهی اشکذر، افسانههای آبادی و کوههایی که مثل دیوار سفید دورتادورشان ایستادهاند، باعث میشوند که هرچه جلوتر میرویم، کمتر مطمئن شویم چه کسی دارد چه کسی را شکار میکند... و شاید بدترین چیز این باشد که پیش از آنکه ما هیولایی را پیدا کنیم بفهمیم او از مدتها پیش ما را یافته است.
این اثر گفتوگویی آشکار با «موبیدیک» هرمان ملویل نیز دارد؛ همانطورکه ایهب در جستوجوی نهنگ سفید، با موجودیتی بزرگتر از خود مواجه میشود، شخصیتهای داستان نیز در جستوجوی چیزی قدم به دل طبیعت میگذارند که شناخت دقیقی از آن ندارند. با این حال، علی چنگیزی این الگو را به جغرافیایی بومی و کوهستانی منتقل میکند و ترسی کهن را با باورها، افسانهها و خشونت نهفته در زندگی آدمهای دورافتاده درمیآمیزد.
اگر به داستانهای وهمآلود، طبیعت خشن، افسانههای تاریک و روایتهایی علاقه دارید که آرامآرام از واقعیت فاصله میگیرند و به کابوس نزدیک میشوند، خرید کتاب سوز سفید نشر چشمه میتواند انتخابی متفاوت و دلهرهآور برای شما باشد؛ داستانی که سرمای کوهستان، بوی مرگ و هراس از چیزی ناشناخته را تا مدتها بعد از تمام شدن کتاب با شما باقی میگذارد.
کتاب سوز سفید برای شما مناسب است اگر
- به رمانهای ایرانی وهمآلود و دلهرهآور با فضای تاریک و رازآلود علاقه دارید.
- از داستانهایی با طبیعت خشن، کوهستان، برف و ترس از موجودی ناشناخته لذت میبرید.
- به ادبیات گوتیک، داستانهای اسطورهای و افسانههای تاریک علاقهمندید.
- از روایتهایی با فضای رازآلود و تعلیق تدریجی خوشتان میآید.
- مایلید داستان کوتاه فارسی در ژانر روانشناختی بخوانید.
در بخشی از کتاب سوز سفید میخوانیم
«یه روز اومد قبر خرید واسه امروزش. دوست داشت کنار ننهت باشه. اوف، یادش بهخیر ننهت، جوونیهاش خیلی فنگلمیناس و تودلبرو بود. آقات قاپش رو دزدید. چطوری؟ والله اگه بدونم. حالا هم که همهچیز فان فی الله شده و رفته، انگار اصلاً نبوده. بدنفوس نیستم دخترجان، اما دیگه این عشق کجا و عشقهای دیشلمهی حالا کجا.»
زری گفت «هیچ جا. اما هر کی فکر میکنه عشق خودش با بقیهی عشقها توفیر داره.» نگاهی به انوش انداخت، دلگرم، اشکهاش ناغافل جاری شد.
قوزی گوشهی چشمش را خاراند. «چون هر کسی یهبار زندگی میکنه، این حق رو داره که فکر کنه عشقش، زندگیش، با بقیهی عالم فرق داره. حقشه. اما خب اینجا که واستی، توی این قبرستون، میفهمی که زیاد هم توفیر نداره. زندگی المشنگه سرِ هیچه.»
سام گفت «قوزی، آقام خدابیامرز رو عزتتپون نکن. زری تو هم پا تند کن. وقت نداریم تا شب طولش بدیم.»
زری گفت «باشه.» آنقدر آرام که قوزی که با قدمهای کوتاه و کجوکوله کنارش راه میرفت بهسختی حرفش را شنید، اما میتوانست صدای قلب دخترک را بشنود.
قبرستان انگار به دیوارهی بلندی میرسید که روی گورها سایه انداخته بود. سایهای بلند و سیاه، با لبههایی دالبُردالبُر و دندانموشی از نوک بلندی که پشتش آفتاب بود و همواره روی سر قبرستانِ نگونبخت سایه میانداخت تا ابد.
تابوت را آرام گذاشتند روی برف. ایوبپاشا کمر راست کرد. درد مختصری توی کمرِ یغور و چقرش احساس میکرد. «عجب جای مزخرفی. مثل مزرعهی جوِ دیم، سیکیمخیاری قبر سبز شده اینجا و اونجا.»
انوش گفت «سرده.» و به زری نگاه کرد که گوشهی سرش را گذاشته بود لبهی تابوت و شانههای باریک و کوچکش تکانتکان میخورد.
مشخصات کتاب الکترونیک
| عنوان کتاب | کتاب سوز سفید |
| نویسنده | علی چنگیزی |
| ناشر چاپی | نشر چشمه |
| سال انتشار | ۱۴۰۰ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 123 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-01-0818-4 |
| قیمت کتاب الکترونیک | ۹۴,۰۰۰ تومان €2.49 خرید کتاب الکترونیک نسخه نمونه رایگان |
| دستهها |
بله



















