



برای خواندن کتاب جراحت و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب جراحت
کتاب جراحت، ماجرای سه نسل از اعضای خانوادهای است که میراثی بهغیر از خون و جنون ندارند. محسن بوالحسنی، در نخستین رمان خود، با نثری شاعرانه و فضایی اقلیمی، شما را به دنیایی میبرد که در آن، خاطرات سرکوبشده و زخمهای ریشهدار، همچون سایهای شوم بر سرنوشت شخصیتها سنگینی میکنند. داستان این کتاب دربارهی قهرمانی است که پس از سالها گریز، به روستای زادگاهش باز میگردد و زخمهای کهنه را دوباره میگشاید.
دربارهی کتاب جراحت
بعضی از زخمها هرگز التیام پیدا نمیکنند و نسلبهنسل، از پدر به پسر و از مادر به دختر منتقل میشوند. کتاب جراحت، روایت تلخ و شاعرانهی همین زخمهاست. محسن بوالحسنی، نویسندهی اهوازی که دستی در شاعری هم دارد، با تصویرسازیهای غنی از شرایط زندگی اهالی جنوب ایران، فضایی خلق کرده که در آن، واژهها عطر نیزارهای اهواز را به همراه دارند.
کتاب جراحت، آغازی کوبنده دارد. در شروع داستان، ماجرای زنی به نام گلاب را میخوانید که همسرش، او را شاهباز صدا میکند. شاهباز، شوهرش را با چاقو کشته است. شروع طوفانی داستان جراحت، شما را بیدرنگ با فضایی از خشونت، جنون و رازهای سرکوبشده روبهرو میکند.
«نصرت»، قهرمان اصلی کتاب جراحت، پس از سالها دوری به زادگاهش باز میگردد و با چهرههای آشنا و غریب روبهرو میشود. این رویارویی، اتفاقهایی احساسی و تصمیمهایی سرنوشتساز را در مسیر قهرمان داستان جراحت رقم میزند.

داستان جراحت؛ تاملی بر هویت و میراث خانوادگی
کتاب جراحت، روایتی از سهنسل از اعضای یک خانواده است. این ویژگی باعث شده تا در لابهلای وقایع داستان، با تاثیر متقابل گذشته و حال بر شخصیتهای قصه آشنا شوید و ببینید که چگونه تصمیمها، شکستها و زخمهای هر نسل، بر شکلگیری و هویت نسل بعدی تاثیر میگذارد.
محسن بوالحسنی، در کتاب جراحت به ما یادآوری میکند که هویت فردی، هرگز از بستر خاطرههای جمعی و میراث خانوادگی جدا نیست و بازگشت به گذشته، هر چند تلخ و دشوار، تنها راه برای روبهروشدن با زخمهایی است که برای التیام نیاز به دیدهشدن دارند.
با خرید کتاب جراحت، به روایتی سرشار از پرسشهای مبهم پا میگذارید که پاسخ آنها در لابهلای خاطرههای کهنه و سایههای سنگین گذشته، گم شده است. نشر چشمه، با چاپ این کتاب، زمینهای برای رونق داستانهای ایرانی فراهم کرده است.
کتاب جراحت برای شما مناسب است اگر
- به داستانهای اقلیمی با فضای جنوب ایران و روایتهای تلخ و رئالیستی خانوادگی علاقه دارید.
- از رمانهایی لذت میبرید که با زبانی شاعرانه و فضایی وهمآلود، به کاوش در مفاهیمی چون هویت، خاطره و جنون بپردازند.
- در فکر مطالعهی یکی از بهترین کتابهای نشر چشمه هستید که داستانی تاملبرانگیز پیش روی شما قرار دهد و ماجرای آن تا مدتها در ذهنتان باقی بماند.
در بخشی از کتاب جراحت میخوانیم
به این شدتوحدت نبود، اما اینطور هم نبود که رابطهاش با بچهها از این رو به آن رو شود و از وقتگذرانیهای اینشکلی کیف کند. آنچنان صمیمیت عجیبوغریبی با نادر نداشت و پا گذاشتن به دنیای بچهها هنوز برایش جزو سختترین کارهای دنیا به حساب میآمد. حالا اما همین که نفس نادر را روی شانه حس میکرد، انگار تمام دنیا را بهاش داده بودند. خوشحال بود که متقی همین چند روز پیش به رسم همیشه برای نادر اسباببازیای گرفت که حسن عیدی با خودش ببرد بیاتان. این هم از آن رسمهای عجیب متقی بود که اگر از قبل میدانست حسن میرود ولایت، حتماً کادویی چیزی برای نادر میخرید و، از او اصرار و از حسن انکار، بالاخره میداد دستش که با خودش ببرد. برای همین خیلی وقتها حسن رفتنش را بهاش خبر نمیداد تا به زحمت نیفتد، اما این دفعه عید بود و گفته بود میرود بیاتان و نرفته بود. حسن تمام پنج طبقه را طوری آرام و سبک بالا رفت که انگار نادر او را روی شانه خوابانده و از پلهها بالا میبرد.
پسرک دیگر داشت پنجساله میشد و هنوز وقت داشت به فرجامخواهی مادر از خون پدر بگذرد. هنوز وقت داشت پیت نفت را خالی کند روی هیکل سگش، مُندی، و کبریت بکشد تا سگ بختبرگشتهی شعلهور تمام بیاتان را زوزه بکشد و سرآخر خودش را دوباره برساند جلوِ خانهی صاحبش و همان جا جان بدهد. هنوز وقت داشت بزرگ شود، بابا حسین را ببیند، رو کند به من و بگوید: «میدونی پسرعمو، ورق روزگار مِه از وقتی برگشت که ئو بلانِه سر مُندی آوردم. هنوز خوابش رِ میبینم که نفت ریختم روش و تش نهادم به هیکل حیوون بیزبون. تش نهادم بهش تا تمام بیاتونِه ضجه بزنه و از پیر تا جوون، از زنده تا مردهشونِه با خودش بسوزونه و خاکستر کنه. همهشون… زندهها و مردههاشونِه، پسرعمو.»
فهرست مطالب کتاب
1: شاهبازخانم، حسن آمده!
2: سوختن در فیلمهای سیاهوسفید
3: یک مرگ شستهرفته
4: این خون منقطع اما مدام
مشخصات کتاب الکترونیک
| عنوان کتاب | کتاب جراحت |
| نویسنده | محسن بوالحسنی |
| ناشر چاپی | نشر چشمه |
| سال انتشار | ۱۴۰۵ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 135 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-01-1347-8 |
| قیمت کتاب الکترونیک | ۱۹۱,۰۰۰ تومان €3.99 خرید کتاب الکترونیک نسخه نمونه رایگان |
| دستهها |
بله





















