شرح ماجرای مردی جوان از طبقه متوسط رو به ضعیف جامعه؛ که با وجود داشتنِ همسری زیبا، خوش هیکل، خانه دار و زحمتکش که اتفاقا گاهی وقتهاکمک خرج خونه با آرایشگری هم میشه؛ اما عاشق زنی دیگه از قشر مرفه میشه، بطوریکه حتی حاضره بخاطرش دست از ادامه ی زندگی با همسرش بکشه! اما گویا در مقابل؛ کیان طعمه ای بیش برای ناهید نبود، ناهیدی که انگار به قصد انتقام گیری یا لجبازی کیان رو به دام انداخته بود. طبیعتا این مسئله عواقب ناخوشایندی در پی داره و مشکلاتی رو بوجود میاره که گاهی غیرقابل جبران میشه. کتاب بی نقصی نبود، بنظر کمی پراکنده گویی داشت و بعضی قسمتهای داستان نیمه کاره میموند، برای خواننده جالبه که بدونه مثلا اونروز مادر کیان بعد از قهر کجا رفت؟! اما ارزش مطالعه داشت و چه بسا آموزنده بود. اینکه چطور شغلِ مهتاب بر تربیت پسرش تأثیر داشت؟! یا اینکه زیباییِ صورت و بدن، کدبانوگری و حتی مال و ثروت هم نمیتونه مانع گسست پیوند زن و شوهر بشه! نکات کتاب کم نبود فقط باید کشف بشه. (برداشتها متفاوته). با سپاس از نویسنده و کتابراه.
تهش خیلی بد بود
باید یه چیزایی رو هم بیشتر توضیح میداد مثلا علت جدایی اشکان و ناهید چی بود، یا راز عباسی چی بود و چرا بعد از سیلی کیان اون جور خفت بار مرد، کار کیان چی شد، و اصلا چرا کیانی که آنقدر سست اراده بود و خیانت کرد هیچ تاوانی پس نداد؟
علاوه بر این مهتاب نباید کوتاه میومد چون از نظر من کیان لیاقتش رو نداشت. کیانی که حتی تو دیدار آخر به قول خودش دست و پاش شل میشد از دیدن خندهی ناهید.
کلا با وجود اینکه نوشتار متفاوتی داشت ولی کشش لازم رو ایجاد نمیکرد که خواننده تا ته داستان رو بره.
همچنین زندگی واقعی رو خیلی خوب روی کاغذ آورده بود ولی زندگیهای واقعی تهش خیلی پر تنش تر از این تموم میشه.
رمان به شیوهی کیان فتوحی داستانی است که سطر به سطر اون را با تمام وجودم احساس کردم. شخصیتهای کتاب را خوب میشناختم. از خواندنش احساس خوبی بهم دست داد. البته اشکالاتی هم بر آن وارد است و مهمترین اون کلیشهای بودن برخی جاهای کتاب است
نویسنده فقط چند تا جمله و کلمه رو که اکثرش رو فحش درست کرده بود پشت سر هم آورده بود و اصلا نمیدونست هدفش چیه
یه رمان با داستان فوق ضعیف با پایان نامعلوم که خیلی چیزها رو توضیح نداد... به نظرم ارزش خوندن نداره
بعضی مواقع از داشته هات لذت نمیبری و همیشه شاکی هستی اما یه تلنگر کوچک بهت ثابت میکنه که هنوز آنها را میخواهی. البته مهتاب با این حرکتش دوست داشتن رو به کیان یاد داد. نویسنده عزیز قلم زیبایی دارید.
ادبیاتش خیلی خوب بود خصوصا طنزپردازیهایی که فتوحی با خودش ایجاددمی کرد. ولی نه موضوع خاصی داشت نه نتیجهی جالبی از رمانای باز هم که اساسا لذت نمیبرم.
نثر بسیار عالی فضا سازی خیلی خوب اما داستان یهو تموم میشه و آدم تو خماری میمونه با تشکر از نویسنده بابت این کتاب که خیلی واقعی بود کتابی که ارزش خوندن داره
کاش1نویسنده اول بدونه که رسالت شغلیش چیه. به نظر من داستان، بدون این همه حرفای رکیکم جذابیت خودشو داشت. این روزمرگی وسکوت اجباری واقعامعضل جامعه امروزیه