عالی بود دلم میخواست هیچوقت این کتاب تموم نشه. داستان در مورد حسرت ها، فرصت های از دست رفته و رویاهاست. اگر فرصتی پیدا می کردید که بتونید به گذشته برید یا با کسایی که فوت کردن دوباره دیدار کنید چه حسی پیدا می کردید؟ این داستان بیانگر زندگی و احساسات افراد مختلف هنگام روبرو شدن با گذشته و رفع حسرت هاشونه. کاش واقعی بود و ما هم می تونستیم فرصتی داشته باشیم که یکبار دیگه عزیزان از دست رفته مون رو ببینیم و باهاشون صحبت کنیم و جواب سوالای بی پاسخمون رو پیدا کنیم
درود کتاب بسیار بسیار آموزنده و آرامبخش بود کتاب ترکیبی از ژانر فانتزی و عاطفی داشت و به زمان هایی که ما سپری میکنیم و از دست میدیم و توجه نمیکنیم و بعد ها دنیایی از حسرت ها برامون باقی میمونه اشاره میکرد چیزی که من از این کتاب دوست داشتم قلم بسیار زیبای نویسنده در توصیف صحنه ها پیوند مطالب بهم و داستان زیبای اونکه کنجکاوی رو در مخاطب به وجود میاورد بسیار دوست داشتم اگر به ادبیات آسیای شرق علاقه مندین کتاب بسیار زیبایی هست
چقدر کتاب لطیفی بود... پر از حس خوب و قشنگ... تصویرسازی های زیبا... چقدر پایان کتاب و دوست داشتم، خیلی قشنگ با کلمات بازی کردن و اصل کتاب و کلمات رو توصیف کردن... کلمات تمام مرزها رو از بین میبرند... خیلی لذت بردن از کتاب، واقعا به کتاب حال خوب کن بود... دوست داشتم میرفتم تو کافه ساکورا... ممنونم ازتون
از تعریفهایی که درباره این کتاب شنیدم خیلی کنجکاو شدم که بخونمش فضای کتاب و ایده یک کتابفروشی پنهان با حال و هوای آرام و متفاوتش خیلی جذابه فکر میکنم از اون داستانهایی باشه که بیشتر از اتفاقات بزرگ روی حس و حال آدمها و تاثیر کتابها روی زندگی تمرکز میکنه
کتاب جالب و آموزنده ای بود، کشش مناسبی هم داشت، بیشتر سعی شده در غالب داستان، سنت ها و رسوم کشور ژاپن رو معرفی کند و بشناساند، برای افرادی که رمان و داستان در ژانر فانتزی و علمی تخیلی رو می پسندند می تونه انتخاب خوبی باشه.
داستان الگویی بود ازکتاب پیش از انکه قهوه ات سرد شود، نوشته کاواگوچی که اتفاقا اون هم ژاپنیه، در عین حال ویژگی خاص خودش و داشت و خوب بود. کتابی که عجله ای در خوندنش نخواهیم داشت ولی کنارش هم نمیذاریم.
داستان درباره یک کتابفروشی مرموز است که بین انسانهایی که در زندگی زخم، گره و حسرت دارند ارتباط برقرار می کند و بیشتر بر امید، التیام، روابط انسانی و معنای زندگی تاکید دارد.