کتاب هرم سرخ نوشتهی ریک ریوردان، جلد اول مجموعه خاطرات خاندان کین است؛ یک رمان ماجراجویانه برای نوجوانان که خدایان و اساطیر مصر باستان را به زمان حال میآورد. در این کتاب پرفروش آمازون، کارتر و سادی کین راهی سفری هیجانانگیز و پرماجرا میشوند تا با کشف ریشههای جادوییشان، در برابر ایزد سِت و نقشههای شوم او، ایستادگی کنند و جهان را از آشوبی فراگیر نجات دهند.
دربارهی کتاب هرم سرخ
شخصیتهای اصلی کتاب هرم سرخ (The Red Pyramid) اثر ریک ریوردان (Rick Riordan)، خواهر و برادری به نامهای کارتر و سادی هستند. این دو پس از مرگ مادرشان، شش سال گذشته را دور هم از زندگی میکردند و همین امر باعث شده تا شناخت کمی نسبت به یکدیگر داشته باشند. کارتر، همراه با پدرش ژولیوس کین، مصرشناس نامی، از کشوری به کشوری دیگر در سفر بوده و سادی نیز در لندن، پیش پدربزرگ و مادربزرگ مادری خود، روزهایی بهنسبت عادی را میگذرانده.
سبک زندگی متفاوت دو شخصیت اصلی کتاب هرم سرخ ریک ریوردان سبب شده تا هرکدام زندگی دیگری را بهتر و شادمانهتر بیابد، یکی سرشار از ماجراجویی و دیگری آمیخته به آرامش و ثبات. ولی اتفاقی غریب در شب کریسمس، زندگی و رویاهای هر دوی آنها را دستخوش تغییری شگرف میکند. در این شب ژولیوس فرزندانش را به موزهی بریتانیا میبرد و در برابر سنگ رزیتا، آیینی جادویی اجرا میکند.
بازنمایی اساطیر مصر در ادبیات داستانی معاصر
مراسم جادویی برخلاف انتظار پیش میرود و چند تن از خدایان مصر باستان، آزاد میشوند و با انفجار عظیمی که رخ میدهد، ژولیوس، ناپدید میشود. حالا خواهر و برادر کتاب هرم سرخ ماندهاند و کلی سوال بیجواب و پدری که به ناگه در میانهی رخدادی عجیب، غیبش زده است. این دو میبایست با وجود اختلافنظرهای جدیشان، با همکاری و کمک یکدیگر، سر از راز ناپدید شدن پدر و عقبهی تاریخی جادویی خاندانشان دربیاورند.

علاقهمندان به رمان ماجراجویانهی نوجوان با کتابهای ریک ریوردان بهخوبی آشنایی دارند؛ مجموعهی پرسی جکسون، شاید مشهورترین اثر این نویسندهی چیره دست باشد که تلاش داشته تا در این رمان فانتزی تخیلی هم باری دیگر خوانندگان را درگیر روایتی پرفراز و نشیب و ماجراجویانه از نبرد خدایان در زمان معاصر کند.
سفری در دل جادو و اسطوره
دو قهرمان نوجوان رمان هرم سرخ درمییابند که ست، ایزد مصری بیابانها و طوفانها، خشونت و آشوب، نقشهای فاجعهبار برای دنیا کشیده و فقط آن دو هستند که میتوانند جلوی عملی شدن نقشههای فاجعهبار او را بگیرند. پس سفری طول و دراز را به دورتادور دنیا از لندن تا بروکلین و از قاهره تا آمریکا آغاز میکنند و پا به جهان مخفی خدایان مصر باستان میگذارند.
با خرید کتاب هرم سرخ با یک رمان اسطورهای و جذاب روبهرو میشوید که با آوردن اساطیر به زمان حال و در دل رخدادهای روزمره، موقعیتهایی بسیار جذاب و سرگرمکننده را پیش رویتان قرار میدهد. سفر پرهیجان کارتر و سادی سرشار از مکاشفه و رخدادهایی غیر قابل پیشبینی است که در تمام مدت مطالعه شما را میخکوب خود نگه میدارد. این داستان اساطیری توسط آیدا کشوری به فارسی ترجمه شده و انتشارات بهنام آن را منتشر کرده است.
جوایز و افتخارات کتاب هرم سرخ
- نامزد مدال کارنگی
- کتاب پرفروش آمازون
- نامزد جایزهی بهترین کتاب گودریدز
- برندهی جایزهی بهترین کتاب پنسیلوانیا
- برندهی جایزهی New Mexico Land of Enchantment
- کتاب پرفروش نیویورک تایمز
نکوداشتهای کتاب هرم سرخ
- تقابل جهان معاصر با جهان اسطورهای باستان، هم هیجانانگیز است و هم بسیار سرگرمکننده. (نیویورک تایمز)
- درسی از تاریخ باستان که به زیبایی در تاروپود ماجرایی پرهیجان و نفسگیر تنیده شده است. (پابلیشرز ویکلی)
کتاب هرم سرخ برای شما مناسب است اگر
- به دنبال خرید یک رمان فانتزی نوجوان سرگرمکننده هستید که شما را درگیر نبردی جادویی میان خدایان مصر باستان کند.
- کتابهای ریک ریوردان و مجموعهی پرسی جکسون را دوست دارید.
- به اساطیر مصر باستان علاقه دارید و مایلید در خلال یک داستان مهیج و ماجراجویانه، با آنها بیشتر آشنا شوید.
در بخشی از کتاب هرم سرخ: کتاب اول مجموعه خاطرات خاندان کین میخوانیم
قایق به سمت لنگرگاه کشیده شد. گوىهاى آتش به سرعت به اطراف حرکت کردند پل را پایین آوردند، گرههاى ریسمانها را باز کردند و همه کارهاى خدمه را انجام دادند. نمىدانم چطور این کارها را بدون دست و بدون اینکه همه چیز را به آتش بکشند، انجام مىدادند اما این عجیبترین چیزى نبود که در این هفته دیده بودم.
بست از اتاق فرمان پایین آمد. تا وارد قایق شدیم، ما را بغل کرد حتى خوفو سعى مىکرد در جواب محبتش، شپشهایش را بگیرد.
بست به ما گفت: «خوشحالم که زنده موندین! چى شد؟»
برایش تعریف کردیم و دوباره موهایش سیخ شد. «الویس؟ واى! تحوت توى پیریش ظالمتر شده. خب، نمىتونم بگم خوشحالم که دوباره توى این قایق هستم. از آب متنفرم، اما فکر کنم...»
پرسیدم: «تو قبلاً توى این قایق بودى؟»
لبخند بست خشکید. «مثل همیشه میلیونها سؤال! اما بذارین اول یه چیزى بخوریم. ناخدا منتظره.»
مشتاق ملاقات با یک تبر بزرگ و همینطور یکى از شامهاى ساندویچ پنیر و فریسکى بست نبودم، اما به دنبالش داخل قایق رفتیم.
اتاق ناهارخورى به طرزى افراطى به سبک مصرى تزئین شده بود. نقاشىهاى دیوارى رنگارنگ، دیوارها را با نقاشى ایزدان پوشانده بود. ستونهاى زراندود سقف را نگه داشته بودند. میز غذاخورى بلند پر از هر غذایى بود که بخواهید ساندویچ، پیتزا، همبرگر، غذاى مکزیکى، هر چیزى که اسمش را ببرید.
بله

























