یکمی منو به فکر فرو برد؟!
نکته جالبی داشت که باید طوری زندگی کنیم که وقتی در قبر تنها شدیم بار گناهان ما باعث عذاب در قبر و شرمندگی نزد خدا و پیامبر نباشه
چند نکته تامل برانگیزی داشت:
این که ما باید برای زندگی پس از مرگ اندوختهای جمع کنیم و زندگی رو طوری زندگی کنیم که سرانجام نزد خدا شرمنده نشیم و به شایعه و سخن پراکنی مردم گوش ندهیم
بنظرم نویسند خیلی خوب تونست از حامد یک شخصیت مذهبی قوی و پاک سیرت به تصویر بکشه از اون شاگردان زرنگی که دوست دارند خارج درس چیزهای بیشتری یاد بگیرند و به اصطلاح روحشان رو با علم و دانش الهی منور کنه
هرچند که داستان اصلی در مورد رفتار حامد بود ولیای کاش یکمی درمورد شخصیت سعید هم صحبت میشد یک توضیحی مختصری از بقیه شخصیتها هم میدادی
ولی در کل لذت بردم دست نویسنده درد نکنه
کتاب درباره پسری به نام حامد است که تمام مردم شهر میگویند که او شبای جمعه به قبرستان بقیع میرود و کفن دزدی میکند استاد او. ابن عباس که معلم و استاد حامد است از چنین چیزهایی که به شاگرد ممتاز و زرنگ کلاس نسبت میدهند تعجب میکند و سعی در فهمیدن واقعیت میکنم ابن عباس. سعید. دوست حامد را مامور میکند تا یک شب حامد را تعقیب کند زمانی که حامد در حال کندن قبر است سعید وقتی درستی را میبیند از شدت وحشت فرار میکند استادش هفته بعد خودش این کار را بر عهده گرفت و خوش حامد را تعقیب کرد او دید که حامد در حال کندن قبر و حرف زدن با خود است اما ماند تا آخر ماجرا را ببیند اما در آخر با صحنه عجیبی رو به رو شد حامد درون قبر رفت و از گناهانش گفت و نشان داد که پیوسته به فکر مرگ است تا از آن غافل نشود
این کتاب بار علمی و اگاهی جدیدی رو بمخاطب ارائه نمیکنه بلکه فقط موضوع مرگ رو یاداور میشه بنظرم خداوند ما رو عمر و زندگی نداده که هر روز به مرگ فکر کنیم و از لذتهای مادی و دنیوی بیبهره باشیم خداوند چیز بیارزش خلق نمیکنه من کاملا مخالف ادمهایی هستم که انسانیت رو بیاد مرگ و اخرت بودن میدونند اگر دنیا چیز بدی بود خدا خلق نمیکرد و خدا بیعیب و نقص هست بنظرم بهترین بنده بودن در گروی بهترین زندگی رو کردن و لذت بردن از دنیا و استفاده از عمر هست در ضمن لذت زندگی دزدی و پول و قدرت نیست اگر کمی فکر کنیم خوش اخلاقی و احترام و شاد بودن و رفت امد و سفر و عشق ورزیدن بسیار لذت بخش هست یا حق
داستان کوتاهی هست درباره جوانی مومن که مردم به او تهمت زدند که شبانه به قبرستان میره و کفن دزدی میکنه. اما استادش با تعقیب او، متوجه میشه که همه اشتباه میکردند و در اصل اون جوون خوب و پاکی هست. موضوع جالبی داشت واقعا.. به نظر من که جدید بود، گرچه عنوان کتاب تا حدی قصه رو لو میداد و من از همون اوایل قصه تقریبا تونسته بودم حدس بزنم که اون جوون در قبرستان چی کار میکنه.. اما بار آموزشی خوبی داره. این که همیشه به آخرتمون هم فکر کنیم و غرق در دنیا و متعلقات اون نشیم.. و دیگر این که هر شایعهای شنیدیم باور نکنیم که گاهی گمانهای اشتباه ما گناه محسوب میشند.
در واقع حامد پسر مومن و با خدا بود که هر شب جمعه به قبرستان میرفت و قبر میکرد مردم پشت سر او حرف میزدند و فکر میکردند که او کفن میدزدد اما وقتی او را تعقیب کردند فهمیدند آن جا قبر میکند و درونش میخوابد و از خداوند طلب بخشش میکند کار او درست بود که این گونه به یاد مرگ باشیم و مواظب اعمال خود باشیم ولی به نظر من هر هفته زیاد است ماهی یک بار نیز به درون قبر میخوابید کفایت میکرد که بدانیم روزی با همه کارهای نیک و بد به درون جایی تاریک خواهیم رفت.
کتاب درباره همه چی بود درباره قصاوت نکردن درباره ترس مرگ پرستش خدا ناتوانی بشر دربرابر شکرگزاری نعمتهای خدا اینکه مرگ همه میرسه و بهتره هر کسی مراقب اعمال خودش باشه اینکه وقتی مردیم دستمون از دنیا کوتاه شد دیگه نمیشه کاریش کرد و این اعمال مون هستن که آینده رو برامون رقم میزنن ما مسئول کارهای خودمون هستیم نه کسی دیگه ای. هر کاری هم بکنیم بالاخره روزی پاداش و تنبیهاش رو چه تو این دنیا چه در بعد از مرگ دریافت میکنیم ما همهون دربرابر خدا ناتوانیم.
داستان بسیار عالی بود و هرچه جلوتر میرفت پرده از معمای داستان گشوده میشد، بار محتوایی داستان هم عالی بود و انسان را به تامل و تفکر دربارهی چیستی و معنای زندگی وا میداشت و ما را متنبه میکرد تا از خواب غفلت بیدار شویم و از دو روزهی زندگی و فرصت حیات خویش در جهت رسیدن به ایمان به خدا و قرب الهی استفاده کنیم که غیر از آن هدر دادن زندگی است و بس.
فوق العاده س
به همتون پیشنهاد میکنم. ارتباط خیلی خوبی با کتاب میشه برقرار کرد.
عاااااااااالیه. بخونیم و بدونیم همه زندگی، این شست هفتاد سال نیست. بلکه عالم دیگهای هم هست که باید اون رو دریابیم. الهی آمین
کتاب متن روون و خوبی دارہ برای بچہ ھا کاملا مناسبہ. نتیجہ اخلاقی خوبی ھم دارہ اینکہ نباید بہ شایعات توجہ کرد ھمون طور کہ ابن عباس بہ شایعات دربارہ حامد توجہ نکرد و نباید زود قضاوت کرد برخلاف سعید کہ بدون اینکہ تمام ماجرا رو شاھد باشه نتیجہ گیری کرد و ھمچنین اینکہ از الان بہ بچہ ھا یاد بدیم مثل حامد پیوستہ یاد مرگ بودن کار پسندیدہ ایہ بہ نظرم لازمه
اصل داستان جالب بود، طولانی شدن داستان باعث خسته شدن خواننده میشه، خواننده دلش میخواد زودتر اخرش رو بدونه در کل داستان جالبی بود، ولی اینقدرا هم سختگیر نباشین، انسانهایی مانند حامد، انسانهای وارستهای هستن هر انسانی نمیتونه به اون مقام برسه، و خدای بزرگ چنین انتظاری از همه انسانها نداره، هر انسانی به طریقه خودش میتونه به خدا برسه
خیلی خوب و آموزنده بود و به نظر من داستانهای مذهبی از شخصیتهای مهم تاریخ اسلام الخصوص پیامبران و امامان عزیزمان بیشتر و به صورت داستان یا قصه یا روایت بیشتر بزارین هم جنبه سرگرمی بیشتری داره هم ما بیشتر با زندگی و سیره پیامبران و امامانمان بیشتر آشنا میشویم و قابل فهم تر هستش با تشکر بیشتر بزارید درصورت امکان رایگان باشه بهتره
این نوشتار، بیانی داستانی و شیوا از یکی از وقایع صدر اسلام است که متن آن در جلد ششم بحارالانوار آمده است. حامد -قهرمان داستان- جوانی است که متهم است و خوشنام نیست. سعید، دوست او در رفتارش حساس میشود و شگفتیهایی میبیند. باور نمیکند که آن اتهام درباره حامد درست باشد. تا آن شب که حامد در گورستان، در حال مناجات میبیند و...
فرق کشورهای لایک و کشورهای پایبند مذهب اینه که لایکها بهشت رو در این دنیا خلق میکنن و مردمشون اونو باپوست گوشت خونشون احساس میکنن ولی کشورهای مذهبی جهنم رو برای مردمشون درست میکنن که عذاب آوره و در مقابل نوید بهشت جاودان را برای روح مردم میدهند.
با کمی عقل و درایت هم میشود بهشت واقعی خود را انتخاب کرد.
باسلام درکل موضوع کتاب که انسان را به یاد مرگ عالم آخرت و حساب و کتاب روز محشر میندازه و همچنین شیوه هیجانی که حس کنجکاوی در مورد پایان داستان رو زیاد می کنه خوب بود ولی باید این روهم بدونیم که در عصر جدید ارتباطات انسانها می توانند از خیلی راههای دیگه ای ارتباط خودشون رو با خدا بیشتر کنن انشالله که همچون عاقبت بخیر شیم
بری توقبربخوابی که چی بشه؟ داستان بدون منبعی بود وشخصیتها زاییده فکر نویسنده! دیگر با افکار قدیمی واین داستانها نمیشود قشر تحصیلکرده وجوان امروزی را به کاری بیهودهای مانند خوابیدن در قبر توجیه کرد!! دلایل برای هدایت بایدمنطقی باشه وگرنه مثلا بری توقبربخوابی از جوونیت خوبراستفاده کردی؟؟؟؟
هر روز به مرگ فکر کردن باعث میشه از گناهان دوری کنیم و زندگی رو با کیفیت تر به پایان برسونیم مرگ اندیشی مثبت اندیشی است چون به مرگ فکر میکنی از امروزت بیشتر لذت میبری و از گناهان بیشتر دوری میکنی و به اطرافیانت بیشتر محبت میکنی مرگ اندیشی عالیه برای اینکه کیفیت زندگیت رو بیشتر کنی.
سلام زبان خیلی راحتی داشت بر خلاف تصور من با توجه به اینکه مربوط به زمان گذشته بود وبر خلاف نظر بعضی دوستان این کار حامد که نسبت به مرگ داشت منافاتی با لذت بردن نداره اتفاقا لذت عمیقتری نسبت به بقیه داره و واقعا اگر همه مثل حامد بودیم هیچ بدی نسبت به کسی نمیکردیم
سلام کتاب خیلی خوبی بود با اینکه هنوز کامل نخوندمش
داستان زندگی یک شخص به نام حامد که بهش یک اتهام زدن و اتهام بسیار بدی هم هست حالا این اتهام چیه رو خودتون کتاب رو بخونید میفهمید و استاد حامد به سعید که دوست حامد هست میگه که تعقیبش کن تا متوجه بشی که این اتهام درست هست یا غلط و...
سلام به محضر امام و پیشوایمان حضرت حجت بن الحسن. و درود بر خادمین ایشان از جمله جناب دکتر فضلی نویسنده محترم این کتاب. بسیار خوب و آموزنده بود. و چه خوب که از کتاب شریف بحارالانوار انتخاب شده بود. این کتاب را به یکی از دوستانم هم هدیه میکنم که علاقه مند به این مباحث است. یاعلی.
خیلی کتاب مفید و هوشیار کنندهای هست ک از نظرم نباید به یک بار خواندن اکتفا کرد هر از چند گاهی ادم به یک تلنگر و صدای بیدارکننده نیاز دارد و خیلی خوشحالم ک میبینم این کتاب مورد استقبال خوبی واقع شده و اشخاصی هستند ک ارزشهای واقعی رو هنوز قدر میدانند
خیلی خوشم اومد ازش کتاب جالبی بود سعی داشت چیزی رو به ما بفهمونه
اینکه سعی کنیم گناه نکنیم و اگر هم خواستیم گناه کنیم یادمون باشه که هرچی بیشتر گناه کنیم فشاری که وقتی توی قبر هستیم بهمون میاد بیشتره و این خیلی آموزنده بود پیشنهاد میکنم شماام بخونیدش
بی نظیر بود خدا همه شمارو خیر کثیر عنایت کنه که باعث شدین دوباره تلنگری به خودمون بزنیم که یادمون بیاد دنیا گذرگاهی است برای رسیدن به آخرت که قرارگاه ماست یادمون بیاد که بیتردید یه روز باید جوابگوی اعمالمون باشیم...
با این نوع داستانها وارائه به مردم نمیتوان به جامعهای ایده آل دست یافت چراکه قدرت اعتقاد قلبی بوده ودر ظاهر کسی قابل مشاهده نیست وحتی در کردار نیز گروهی دست به عوام فریبی میزنند. همانطور که در جامعه خود دردسته اختلاس گران میبینید.
بسیار زیبا بود. خیلی دوستش داشتم😢😢😢
واقعا آموزنده بود. خدایا ما را به خاطر هر گناهی که کردیم ببخش. من واقعا از هر کاری که کردم؛ چه خبر دارم چه ندارم، معذرت میخوام و میخوام که ببخشی من رو. پیشنهاد میکنم که بخونید بسیار عالیه😍😍
اللهم عجل عواقب امورنا خیرا خدا دستم را گرفتهایم که مرا به پای این سفره نشانده ای چه کتاب پر برکتی ممنون از جناب نادر فضلی به خاطر این طعام شیرینش این کتاب طعم شیرین بیداری دارد
کتاب کوتاه و بسیار باارزشی بود، انسان محتاج است که گاهی حرفی، مطلبی، سخنی او را بخودش بیاورد و قلبأ یاد خدا و معاد و مرگ و آخرت بیندازد، خصوصآ تا جوان هست و این کتاب برای من بی تأثیرنبود و به شماهم پیشنهاد میکنم دانلود و بخوانید.
کتاب خوب و جالبی بود. به متن داستان دقت کنیم میبینم که خیلی از صفات ناپسندی همچون قضاوت زود هنگام که باعث ایجاد تهمت و غیبت میشه رو به ما یاد آوری کرده، که باید از این صفات زشت که گناه هم به حساب میاد دوری کنیم
ممنون بابت کتاب اموزنده تون که با قلمی ساده و روان نوشته شده و باعث شد بیشتر به اعمالمون حساسیت داشته باشیم و راه و رسم راز و نیاز با خدا رو بیاموزیم
من که لذت بردم
به همه خصوصا به جوانترها پیشنهاد میکنم
مطالب کتاب خوب بودند کسانیکه طعم واقعی ایمان راچشیدهاند بهتر به رموز مطالب این نوشتار پی میمیبرند. ایمان واقعی اگر در وجود کسی بوجود آید هم لذت عبادت وهم لذت دوری از گناه را با هیچ چیز معاوضه نخواهد کرد.
کتابی عالی و گیرا، با لحنی دلنشین که آدمی را در عمق کتاب فرو برده و با نویسنده و شخصیتها همراه میکند. امیدوارم انواع این نوع کتب را بیشتر ببینم و بخوانم. با تشکر از نویسنده و دست اندرکاران کتابراه ^_^
خیلی خوب بود من اوقات تنهاییم کم و بیش زیاده اما همیشه ناراحت میشم از تنها بودن، افسوس که هیچ وقت این دیدگاه و این طرز تفکر در ذهنم نمیاد و فقط و فقط از تنهایی ناراحت میشم.
چه خوب است که همه ى ما از خواب غفلت بیدار شویم و بجاى دلبستن به این دنیاى فانى کمى هم به فکر آخرت باشیم متاسفانه ما انسانها فکر میکنیم عمر جاوید داریم و هنوز فرصت داریم....
بسیار جالب بود، کاربردش بیشتر در جامعه امروز است چه از نظر عملی که در آن زمان انجام شده برای یاد آوری مرگ چه در امر قضاوت که مردم به ظاهر قضاوت میکنند نه به باطن
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت تمام کتاب دوستان و دوستان کتابراه. این کتاب بسیار پندآموز و آموزنده بود مخصوصا برای نوجوانان عزیز وطن که آینده ایران این زیباترین وطن هستند. حقیر توصیه میکنم این کتاب را
بسیار کتاب هشدار دهنده و بیدار کنندهای بود لااقل برای من که هم سن و سال شخصیت داستان بودم. امیدوارم که همه با هر وضعیت و سنی از خواب غفلت برخیزیم. از نویسنده داستان متشکرم.
کتاب خوبیه، پیامهایی را که در اصل به مخاطب میده با ظرافت در قالب داستان بیان میکنه. و باعث میشه یک بار دیگه به کتاب مراجعه کنید. شک نکنید و اون رو دانلود کنید.
با سلام خدمت دوستان واقعا کتابی خیلی خوب پند آموز و شیرین بود امیدوارم همه دراین دنیا خودمان را قضاوت کنیم، که وقتی به قضاوت حق رسیدیم شرمنده وپشیمانی فایده نداره
کتاب جالبی بود برام منم به چالش کشوند اوایلش برام خیلی هیجان انگیز بود کنجکاو میشدم سریع به تهش برسم داستان قشنگی هم بود اینکه باید مراقب کارهامون باشیم که مرتکب گناه نشیم
زود فضاوت نکنیم و همواره بیاد مرگ باشیم چون روزی این دنیا را ترک کرده و بسوی خدای سبحان میرویم حیف است دسته خالی و با کوله باری از گناه بسوی دوست برویم
نکته جالبی داشت که باید طوری زندگی کنیم که وقتی در قبر تنها شدیم بار گناهان ما باعث عذاب در قبر و شرمندگی نزد خدا و پیامبر نباشه
چند نکته تامل برانگیزی داشت:
این که ما باید برای زندگی پس از مرگ اندوختهای جمع کنیم و زندگی رو طوری زندگی کنیم که سرانجام نزد خدا شرمنده نشیم و به شایعه و سخن پراکنی مردم گوش ندهیم
بنظرم نویسند خیلی خوب تونست از حامد یک شخصیت مذهبی قوی و پاک سیرت به تصویر بکشه از اون شاگردان زرنگی که دوست دارند خارج درس چیزهای بیشتری یاد بگیرند و به اصطلاح روحشان رو با علم و دانش الهی منور کنه
هرچند که داستان اصلی در مورد رفتار حامد بود ولیای کاش یکمی درمورد شخصیت سعید هم صحبت میشد یک توضیحی مختصری از بقیه شخصیتها هم میدادی
ولی در کل لذت بردم دست نویسنده درد نکنه