کتاب مقصد مالی شما کجاست؟ اثر رابرت کیوساکی و شارون لیچر رویکرد قبلی کتاب کیوساکی با نام پدر پولدار، پدر بیپول را ادامه میدهد، با این تفاوت که به جای آموزش مفاهیم تئوری، قلم را به دست افرادی میدهد که با پیروی از مطالب کتاب قبلی اقدام به سرمایهگذاری کرده و به موفقیت رسیدهاند. تنوع این افراد در شغل، سن و موقعیت، امکان بررسی چالشهای مالی در شرایط مختلف را فراهم میکند.
دربارهی کتاب مقصد مالی شما کجاست؟
رابرت کیوساکی (Robert T. Kiyosaki)، کارآفرین، سرمایهگذار و نویسندهی آمریکایی در مجموعه کتاب پدر پولدار (Rich Dad) بر اهمیت تغییر نگرش نسبت به پول و منابع مالی تاکید میکند. از دیدگاه او درآمد غیرفعال و نگهداری از آن نهتنها اضطرابآور نیست، بلکه به حس امنیت فرد کمک میکند. او در کتاب مقصد مالی شما کجاست؟ (Rich Dad's Success Stories) با همکاری شارون لیچر (Sharon L. Lechter)، تجربهی افرادی را در اختیار ما میگذارد که با راهنمایی او به موفقیت در سرمایهگذاری رسیدهاند.
موفقیت مخاطبان کیوساکی در اقتصاد فردی
اگر شما هم بعد از مطالعهی کتابهای مدیریت مالی شخصی از خود پرسیدهاید: «آیا کسی با خواندن این مطالب به جایی رسیده؟»، کتاب مقصد مالی شما کجاست؟ به شما پاسخ میدهد: بله! چراکه در آن تجربیات افرادی را میخوانیم که هرکدام به طریقی با آموزشهای رابرت کیوساکی آشنا شده، آنها را به کار بسته و با وجود مشکلات به موفقیتهای مالی رسیدهاند. هرکدام از این افراد وضعیت اولیهی خود را برای ما تعریف میکنند، لیست هزینهها و سودهایشان را با ما به اشتراک میگذارند و به ما میگویند چطور درنهایت موفق شدهاند.
از مهمترین مباحثی که فعالان حوزهی سرمایهگذاری برای موفقیت بر آن تاکید میکنند، تغییر تصویری است که اکثریت مردم نسبت به دارایی دارند. ترس از دست دادن بزرگترین مانع شروع سرمایهگذاری یا رشد کسبوکار است. مواجهه با آدمهایی عادی که بر این ترس غلبه کرده و پا به این مسیر گذاشتهاند، میتواند اثربخش باشد. خرید کتاب مقصد مالی شما کجاست؟ اثر رابرت کیوساکی و شارون لیچر شما را پای حرفهای این افراد مینشاند. انتشارات طاهریان امکان مطالعهی این اثر را با ترجمهی ابوالفضل طاهریان ریزی فراهم کرده است.
نکوداشتهای کتاب مقصد مالی شما کجاست؟
- من از مطالعهی کتاب مقصد مالی شما کجاست؟ خیلی لذت بردم و انگیزه گرفتم. داستانهای واقعی افراد خیلی جذاب و پر از ایدههای کاربردی است. مخصوصا از دیدن جزئیات حساب و کتابهایشان برای سرمایهگذاری در املاک خوشم آمد. (کاربر آمازون)
- ایدههای مالیای که در توصیههای رابرت کیوساکی وجود دارد در بعضی کشورها قابل اجرا نیستند، اما با این حال میتوانید از استراتژیهای مدیریت سرمایهی شخصی که گفته شده الهام بگیرید و آنها را با کشوری که خودتان زندگی میکنید تطبیق دهید. (کاربر فیلیپینی گودریدز)
کتاب مقصد مالی شما کجاست؟ برای شما مناسب است اگر
- کتاب پدر پولدار، پدر بیپول را خواندهاید و دربارهی نتیجهی سرنوشت افرادی که به توصیههای رابرت کیوساکی عمل کردهاند، کنجکاوید.
- برای افزایش سواد مالی خود به مطالعهی نمونههای عملی برای سرمایهگذاری در املاک علاقهمندید.
- کتابی انگیزشی برای شروع تجارت و درآمد مستقل میخواهید.
- برای یادگیری استقلال مالی کتابهای رابرت کیوساکی را دنبال میکنید.
در بخشی از کتاب مقصد مالی شما کجاست؟: کجای کار هستید و میخواهید به کجا بروید؟ میخوانیم
هنگامی که در دوران دبیرستان درس میخواندم کسب و کار را شروع کردم. آنقدر بچه بودم که یکی از مسئولیتهایم در خانه جمع کردن زبالهها و برگهای روی زمین در حیاط و باغچه خانهمان بود. پس از جمع کردن برگها از خانه خارج میشدم و در خانههای همسایههایمان را میزدم تا مثلا به اصطلاح خودم کاسبی کنم. بعضی از دوستانم وقتی مرا میدیدند به من میگفتند که تو دیوانه شدهای که در این تابستان گرم در خانهها را میزنی و پول جمع میکنی! اما من به آنها توجهی نمیکردم و به کارم ادامه میدادم.
هنگامی که در دانشگاه پذیرفته شدم احساس کردم راهی برای تحقق آرزوهای پدر و مادرم پیدا کردهام. پس از چهار سال همان دوستانی که مرا به خاطر کارهای عجیب و غریبی که انجام میدادم سرزنش میکردند متوجه شدند که من به استخدام یک شرکت بزرگ درآمدهام. آن شرکت، شرکتی به نام وایت کالر بود که قرار بود در آنجا در سمت یک کارگزار مشغول به کار گردم. علاوه بر آن، به عضویت تیم بیس بال دانشکدهمان نیز درآمدم اما نه به این خاطر که از طریق آن پولی برای امرار معاش خانوادهام به دست آورم. برای بازی با تیمهای کلیولند هند و بالتیمور اوریولز میبایست به همراه تیم به جاهای بسیار دوری میرفتم و همین مسئله باعث شد تا کمی از آموزشهای مالی و تصمیم گیریهای مربوط به سرمایهگذاریها در حیطه شغلیام دور بمانم.
با این وجود باز هم دلم میخواست که برای خود کار کنم و هیچ مدیر و رئیسی نداشته باشم. در واقع مشکل اصلی من این بود که هرگز نمیخواستم به امر و نهی کسی پاسخ بدهم و یا سرِ اطاعت مقابل آنها فرود آورم. وقتی که برای مصاحبه برای اولین بار در آن شرکت پا گذاشتم از زبان مسئولان استخدامشان شنیدم که پس از قبولی و استخدام در شرکت باید به مدت دو سال به عنوان کارمند کارآموز فعالیت داشته باشم که همین مسئله یکی از دغدغههای ذهنی من شد.
بله
































