نقد، بررسی و نظرات کتاب پناهگاه امن - نیکلاس اسپارکس

مریم محمدی
★★★★★
۱۴۰۵/۰۷/۰۶
داستان آرین زنی که به‌خاطر بدرفتاری همسرش از خونه فرار می‌کنه به یه جای دور، با الکس و دو فرزندش آشنا می‌شه. داستانی عاشقانه و کمی جنایی معمایی داره ترجمه روان. به نظرم تصمیم آرین به‌خاطر ترک همسرش درست بود چون بعد از هر بار کتک‌کاری عذرخواهی می‌کرد و می‌گفت دیگه تکرار نمی‌شه ولی بازم ادامه می‌داد، بالاخره یه جایی باید این قضیه تموم بشه، ولی درک اینکه بعضی افراد ترجیح می‌دن تا آخر عمر کنار اینگونه افراد زندگیشون رو هدر بدن قابل درک نیست تصمیم آرین شجاعانه بود چون کوین قصد تغییر رفتارش نداشت حتی حاضر نبود به درخواست آرین بچه‌دار بشن کلاً موجود خودخواهی بود با اینکه عاشق آرین بود به نظرم عشق این افراد هم قابل باور نیست چون طرف مقابل رو در غل و زنجیر عقایدشون پایبند می‌خوان و هر گونه تخطی از اون خواسته‌ها باعث ضرب و شتم، فحاشی، محدودیت در رفت و آمد، دوستیابی، روابط اجتماعی،... برای طرف مقابلشون رو به همراه داره، احتمالاً روح مریضی دارن، در نهایت عشق کارلی نسبت به الکس (همسر فوت‌شده الکس) رو می‌بینیم که بهش می‌گه بعد از من عاشق شو خوشحال باش و زندگی کن که بسیار قابل تحسینه به نظرم معنی عشق همینه که هر گاه به هر دلیلی پیش عشقت نیستی خواستار این باشی که اون در شادی و آرامش باشه چون شادی اون باعث مسرت و آرامش خودمون می‌شه. در کل می‌شه مقایسه عشق دو نفر و با نتایجش رو نسبت به همسرهاشون رو بخونیم و ببینیم.
👋 سوالی دارید؟