در کتاب اخبار خراسان در مطبوعات دوره محمدرضا شاه پهلوی - جلد نوزدهم به گردآوری و تألیف سید مهدی سیدقطبی با مهمترین نشریات خراسان در دورهی پهلوی دوم مواجه میشوید. روزنامه ندای خراسان از سالهای 1325 تا 1329 و همچنین روزنامه خراسان، نبرد ما، ایران نما و صدای خراسان در سالهای 1328 تا 1329 در این مجموعه گردآوری شدهاند تا نشاندهندهی حال و هوای آن روزهای پرالتهاب باشند.
دربارهی کتاب اخبار خراسان در مطبوعات دوره محمدرضا شاه پهلوی - جلد نوزدهم
سید مهدی سیدقطبی در کتاب اخبار خراسان در مطبوعات دوره محمدرضا شاه پهلوی - جلد نوزدهم، راوی حوادث مشهد در اواخر دههی بیست شمسی است. هزار و پانصد خانه بر اثر سیل ویران شدهاند، مردم با بحران قند و نان دست و پنجه نرم میکنند و روزنامهها تحت فشار حکومت رزم آراء، توقیف میشوند. جلد نوزدهم این مجموعه، بازتاب دهندهی وضعیت معیشتی مردم و افکار سیاسی و اجتماعی آنهاست.
روزنامه صدای خراسان، روزنامه نبرد ما و روزنامه ایران نما در کنار روزنامه خراسان (بهعنوان یکی از قدیمیترین نشریات ایران که از سال 1328 تا کنون در حال انتشار است)، علاوه بر آنکه توانستهاند حال و هوای تیم تحریریه و روزنامه نگاری در آن زمان را به خوبی منعکس کنند، توانستهاند اخبار ریز و درشتی از زندگی عادی مردم، مثل حوادث، تورمها یا مسابقات محلی را پوشش دهند.
خراسان پژوهی در دورهی محمدرضا پهلوی
جلد نوزدهم از اخبار خراسان در مطبوعات دوره محمدرضا شاه پهلوی، با بررسی کردن پنج روزنامه، معیشت مردم و کنشگریهای سیاسی آنان را به خوبی منعکس کرده است. در این جلد پرونده توقیف روزنامه صدای خراسان و متن کامل دفاعیات مدیر آن در دادگاههای مطبوعاتی، گزارشهای میدانی سیل مشهد و جدل روزنامهها با شهرداری بر سر مسئولیت خسارات منعکس شدهاند.
در بخشی از این کتاب با یک مجموعه خاطرات از نویسندهای ناشناس که خودش را «مرد مرموز» مینامد، با عنوان «میهنپرستان گمنام» مواجه میشوید که به نقد اوضاع اجتماعی و سالهای اشغال ایران پرداخته و در عین حال راوی وقایع سیاسی مهمی شده است. ورود آیت الله کاشانی به مشهد در آستانهی نهضت ملی شدن نفت نیز یکی دیگر از نقاط عطفی است که در این تاریخ محلی به آن پرداخته شده است.
انتشارات مجمع ذخائر اسلامی زمینهی دانلود کتاب اخبار خراسان در مطبوعات دوره محمدرضا شاه پهلوی جلد 19 را فراهم ساخته تا پژوهشگران تاریخ مطبوعات و تاریخ ایران معاصر بتوانند بهصورت آنلاین به آنها دسترسی داشته باشند.
کتاب اخبار خراسان در مطبوعات دوره محمدرضا شاه پهلوی - جلد نوزدهم برای شما مناسب است اگر
- پژوهشگر تاریخ هستید و به تاریخ محلی خراسان و تاریخ مطبوعات ایران در دوره پهلوی دوم علاقه دارید.
- کنجکاوید بیشتر دربارهی تاریخ روزنامهنگاری در ایران بدانید.
- پژوهشگر حوزهی علوم اجتماعی و علوم سیاسی هستید و به دنبال آرشیو مطبوعات قبل از انقلاب برای به دست آوردن دیدی شفافتر نسبت به تاریخ گذشته هستید.
در بخشی از کتاب اخبار خراسان در مطبوعات دوره محمدرضا شاه پهلوی - جلد نوزدهم میخوانیم
ما در انتشار روزنامه به شهادت دوشت و دشمن هیچگونه نظر و غرض شخصی نداریم و برای استفاده مادی هم قلم به دست نگرفتهایم.
هدف ما بهبود وضع عمومی و تأمین منافع اکثریت و اصلاح جامعه است و برای کوتاه ساختن دست تاپاکان از مقامات حساس، برای احقاق حق مظلومین و ستمدیدگان و برای جلوگیری از هرج و مرج اداری مبارزه میکنیم و چون مبارزه ما در راه حق و عدالت است و عموم اصلاح طلبان و قاطبه اهالی شهر در این مبارزه پشتیبان ما میباشند به موفقیت و پیروزی خود اطمینان داریم.
ما به قریشی و امثال او که باهوش و پشتکار و زرنگی خود توانسهاند مقامات مؤثری را تحت نفوذ قرار داده و با استفاده از موقعیت منافع سرشاری ببرند معترض نیستم ما حتی به آن دزد سرگردنه که با استفاده از ضعف دولت و یا اسلحه دولتی اتوبوسها را لخت کرده و اموال مسافرین را به غارت میبرد ایرادی نداریم.
اعتراض با هیئت حاکمه دزدپرور است، مبارزه ما به مقاماتی است که از خود ضعف نشان میدهند و منافع جامعه را دستخوش اغراض خصوصی چند نفر صاحب نفوذ مینمایند. ما با کسانی مبارزه میکنیم که برای انباشتن جیب خود و یا نگاهداری و حفظ مقام و سمت چند روزه از عملیات بی رویه و خلاف انسانیت یک مشت افراد سودپرست و طماع جلوگیری نمیکنند و به آنها اجازه میدهند که هر غلطی میخواهند بکنند.
مدتهاست که ما زمزمههایی میشنویم و مردم جسته و گریخته چیزهایی میگویند ولی چون عقیده داریم که مطالب مندرجه در روزنامه بایستی متکی به دلائل و مدارک کافی باشد حتیالمقدور از رواج شایعات خودداری نموده و مشغول جمعآوری اطلاعات لازمه بودهایم اما متأسفانه همان باندی که امثال م. ت. نویسندگان مجهول یا موهومی را وادار میکند که از منافع آنها دفاع کند و همان باندی که از روزنامههای محلی تقاضا کرده است مقاله این نویسنده موهوم را درج نمایند، همان باند هم چنان چشم زخمی از مردم رنج کشیده این سرزمین گرفته است که کسی جرأت نفس کشیدن ندارد و مردم حاضر نیستند اطلاعات خود را در اختیار روزنامههای محلی قرار دهند. شاید تا اندازهای هم حق دارند زیرا بایستی با کمال تأسف اعتراف نمود که عدهای به روزنامههای محلی خوشبین نیستند و آنان را جزو همان باند سیاهکار میشمارند و از همین جهت نیز اغلب شکایات خود را جهت درج در روزنامههای مرکز میفرستند. اکنون وظیفه جرائد مشهد و همکاران گرامی ماست که این بدبینی و سوء تفاهم را از بین بردارند و ثابت کنند که حقیقتاً طرفدار جامعه و خواستار اصلاحات میباشند.
بله




















