کتاب ژالهکش
برای دانلود قانونی کتاب ژالهکش و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب ژالهکش
کتاب ژالهکش نوشتهی ادویج دانتیکا روایتی تلخ و انسانی از زندگی مردمان هائیتی است؛ داستانی که با آرامش آغاز میشود و از دل همین آرامش، چهرهی خشونتبار تاریخ و حافظهی جمعی سر برمیآورد. دانتیکا در این رمان، با نگاهی بیطرف اما دقیق، از زندگیهایی میگوید که در سکوت و بیقراری، میان گذشته و اکنون معلق ماندهاند؛ داستانی از عشق، ندامت، بخشش و رستگاری در دل تاریکی.
دربارهی کتاب ژالهکش
کتاب ژالهکش (The Dew Breaker) رمانی اجتماعی و چندلایه است که ریشه در زادگاه نویسندهی کتاب، ادویج دانتیکا (Edwidge Danticat) دارد؛ هائیتیِ زخمخورده از دیکتاتوری «دووالیهها». در این جهان، واژهی ژالهکش از زبان کریولی میآید؛ به معنای کسی که صفای چمنِ پوشیده از شبنم صبحگاهی را برهم میزند.
عنوان ژالهکش، استعارهای تلخ از شکنجهگران امنیت ملی هائیتی است که پیش از سپیدهدم، قربانیان را از خانه بیرون میکشیدند. ادویج دانتیکا از همین تصویر ظریف و دردناک شروع میکند تا به حکایتی برسد که چند نسل را در برمیگیرد؛ از آنان که در خود هائیتی زیستهاند تا مهاجرانی که در آمریکا هم نتوانستهاند از سایهی گذشته رها شوند.

کتاب ژالهکش ادویج دانتیکا از ماجرایی ساده میان دو نفر آغاز میشود و کمکم ریشههای خود را در تاریخ و زخمهای جمعیِ یک ملت گسترش میدهد. محور اصلی رمان، فریب است؛ فریبی که گاه در روابط انسانی، گاه در بازی قدرت و گاه در سکوتِ شخصیتها پنهان شده. با وجود لحنِ آرام و روایت بیطرفانه، کتاب در عمق خود مملو از خشونت، درد و کشمکش روانی است. شخصیتها، در ظاهر در زندگی روزمره پیش میروند، اما درونشان، جنگی بیوقفه میان ندامت و امید جاری است؛ و همین تناقض، روایت را عمیق میکند.
ادویج دانتیکا، ساختار رمان را به نه اپیزود مستقل تقسیم کرده که هر کدام از زاویهای متفاوت روایت میشوند. این بخشها همچون قطعات یک پازل در کنار هم قرار میگیرند و تصویری منسجم از یک کل واحد میسازند. هر فصل، زندگی شخصیتی را نشان میدهد که با دیگری پیوندی پنهان یا آشکار دارد. ژالهکش نه فقط شخصیتی در داستان، که سایهای بر سر همهی روایتهاست؛ نمادی از خشونتی که از یک دوران گذشته، به آینده مهاجرت کرده و در زندگی آدمهای جدید هنوز جریان دارد.
مهاجرت، حافظه و تاریخچه خشونت در رمان ژالهکش
کتاب ژالهکش نشر چشمه با جابهجایی مداوم میان هائیتی و آمریکا، مرزِ جغرافیا را از میان برمیدارد. راویان داستان، یا خود در دوران خفقان زیستهاند یا فرزندان مهاجرانی هستند که میراث دردناک پدرانشان را با خود حمل میکنند. دانتیکا در این اثرِ انسانی و پرکشش، ثابت میکند که گذشته از فاصلهی مکانی نمیگریزد؛ نه آنها که در هائیتی ماندهاند میتوانند از یادِ رنجها خلاص شوند و نه آنها که با هزار امید مهاجرت کردهاند توانستهاند از سایهی خاطرات بگریزند.
در بخشهایی از کتاب، خشونت، فریاد و سکوت در هم تنیدهاند؛ از کلیسایی که تبدیل به میدان نبرد میشود تا خانههایی که رازشان زیر پردهی سالها پنهان مانده است. دانتیکا با زبانی ساده اما تصویری، وضعیت انسانهایی را روایت میکند که شکنجهگر و قربانی، هر دو قربانی گذشتهاند. در کتاب ژالهکش، خاطره فقط یادآورِ رنج نیست، بلکه بخشی از هویت است؛ ریشهای که حتی پس از مهاجرت هنوز در خاک گذشته میماند. همین نگاه، اثر را از یک رمان سیاسی صرف فراتر میبرد و به تأملی درباره انسان و بخشش بدل میسازد.
ادویج دانتیکا که خود در کودکی از هائیتی به آمریکا مهاجرت کرده، در این رمان همزمان به دردهای مردم سرزمینش و اضطراب مهاجران پرداخته است. او با تکهتکهکردن روایت، صدای کسانی را زنده میکند که هرگز بلند حرف نزدهاند. کتاب ژالهکش از نظر زبانی و ساختاری اثری آرام اما عمیق است؛ همانطور که شبنم صبحگاهی آرام مینشیند و کسی نمیبیند چگونه از میان میرود. عشق، ندامت و امکان رستگاری به همان اندازه که در رمان محسوساند، شکننده و مبهم نیز باقی میمانند.
اگر میخواهید با این جهان پریشان اما شاعرانه روبهرو شوید، خرید کتاب ژالهکش تجربهای فراموشنشدنی خواهد بود. این اثر توسط شیوا مقانلو به فارسی ترجمه شده و نشر چشمه آن را منتشر و روانه بازار کرده است.

نکوداشتهای کتاب ژالهکش
- شجاعانه، زیبا و درخشان. ژالهکش بیتردید بهترین اثر ادویج دانتیکا تا امروز است؛ نویسندهای که استعداد چشمگیرش در این کتاب بیش از هر زمان دیگری نمایان شده است. (واشینگتن پست بوک ورلد)
- متقاعدکنندهترین و طبیعیترین اثر دانتیکا تا امروز. هر یک از داستانهای ژالهکش بهتنهایی روایتی کامل و تأثیرگذار است، اما در کنار هم همچون قطعات یک پازل قرار میگیرند تا تصویری از گذشتهی هولناک این مرد و زندگیِ پس از آن برای او و قربانیانش خلق کنند. (نیویورک تایمز)
- استعداد دانتیکا در آن است که همدلی و شفافیت را در دل گرههای پیچیدهی اخلاقی در هم میآمیزد؛ گرههایی که به پیچیدگی و فشردگی یک جامعهی هائیتی هستند. (تایم)
جوایز و افتخارات کتاب ژالهکش
- راهیافته به فهرست نهایی جایزهی داستانی «حلقهی ملی منتقدان کتاب» (National Book Critics Circle Award) در سال 2004
- نامزد جایزهی معتبر «پن/فاکنر» (PEN/Faulkner Award for Fiction) در سال 2005
- حضور در فهرست بهترین کتابهای سال بسیاری از نشریات و رسانههای ادبی آمریکا از جمله واشینگتن پست، نیویورک تایمز و تایم
کتاب ژالهکش برای شما مناسب است اگر
- به داستان و رمان اجتماعی خارجی علاقه دارید و موضوع مهاجرت و تأثیر گذشته بر نسلهای بعد برایتان جذاب است.
- از روایتهای چندلایه و پازلگونه درباره عشق، ندامت و رستگاری در یک بستر تاریخی لذت میبرید.
- دنبال رمانی هستید با شخصیتهایی که درونیات پیچیده و ساکت دارند و خشونت را از نگاه انسانی و بیقضاوت روایت میکند.
در بخشی از کتاب ژالهکش میخوانیم
زن تمام هفته را در خانه گذراند، نگران بود که اگر تنهایى به اطراف برود گم شود، که شاید نتواند از روى مسیرش دوباره برگردد. روزهایش بهطور یکنواختى مىگذشت. از خواب برمىخاست و به اخبار رادیو گوش مىداد که ببیند چه اینجا و چه در خانه چه اتفاقاتى افتاده. جایى نهچندان دور از محل اقامت او جایى که او بود، مردم به خیابان آمده بودند و رژه مىرفتند، معترض به مرگ دوریسموند، خشمشان بهخاطر این واقعیت بیشتر شده بود که دوریسموند پسر متولد امریکاى یک خوانندهى مشهور بود، که صدایش را قبلاً در رادیوِ هائیتى خیلى شنیده بودند.
زن در حالىکه مرغ بار مىگذاشت و ماهى سرخ مىکرد، دم مىگرفت: «عادلانه نیست، انصاف نیست.» بعدازظهر، براى خانه نامه مىنوشت. از غذاهایى مىنوشت که پخته بود، عکسهایش روى دیوار اتاق، آهنگها و شعارهاى اعتراضآمیز توى رادیو. براى اعضاى خانوادهاش مىنوشت، و دوستدخترهاى زمان بچگى که خیلى خوشحال بودند که او بالاخره نزد شوهرش رفته، و به آشناهاى جدیدتر دوران مدرسهى منشىگرى که به او خیلى حسودىشان شده بود. همینطور براى یک دوست مرد نامه نوشت، همسایهاى که سه روز بعد از رفتن شوهرش به خانهى او آمده بود تا ببیند چرا زن در را بهروى خودش قفل کرده.
آنقدر به در کوبیده بود که آخرش زن در را باز کرده بود. هنوز همان لباسى را به تن داشت که موقع دیدن شوهرش پوشیده بود. مرد کمپرس سردى روى پیشانىاش گذاشت و به او کمى آب داد. زن آب را آنقدر سریع بلعید که بالا آورد. شب، مرد کنار زن دراز کشید، و در تاریکى به او گفت که این اسمش عشق است اگر عشق وجود داشت : شجاعت دست کشیدن از زمان حال به نفع زمان آیندهاى که آدم تنها مىتواند مجسمش کند. او زن را مطمئن کرد که شوهرش عاشق او است.
فهرست مطالب کتاب
پیام شخصى نویسنده به خوانندهى ایرانى
کتاب مردگان
هفت
بچهى آب
کتاب معجزات
شبگویان
خیاط لباس عروسى
دمهاى میمون
نوحهخوان
ژالهکُش
سپاس نویسنده
مؤخرهى مترجم
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب ژالهکش |
| نویسنده | ادویج دانتیکا |
| مترجم | شیوا مقانلو |
| ناشر چاپی | نشر چشمه |
| سال انتشار | ۱۳۹۳ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 230 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-964-362-464-4 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان اجتماعی خارجی، کتابهای داستان و رمان تاریخی خارجی |

























