نقد، بررسی و نظرات کتاب همسر شوهرم - آلیس فینی
4.1
25 رای
Noonoosh
۱۴۰۵/۰۳/۱۸
20
اولش خیلی خوب بود ولی هرچی جلورفت درهم برهم تر شدو الکی ادما بهم ربط پیدا کردن یه هو همه شبیهه هم شذن و راحت جا هم قرار کرفتن و عین سریالای ترکی همه فامیل از اب در اومدن و اینقدر قروقاطی شذ که اول داستان از یاد رفت. چندتا مسعله هم همینجوری بی جواب موند. مثل اینکه گابریل هم میخواست مامانش نباشه هم مری یه هو چه شکلی کامل خوب شد و با بودن اپنا مشکلی که نداشت هیچ کلی هم بهشون علاقه مند شد. بعد اینهمه ادم که با ربط و بی ربط با گذشته مشترک سر راه هم قرار بگیرن هم خیلی عجیب و غیر منطقیه. داستان عین یه چاله ای شد که بیشتر از اونی که باید و راه دررروی مناسب برای نویسنده داشته باشه فرو رفتالبته ایده دزدیده شدن هویت رو دوست داشتم و همین مسعله تو خلاصه داستان جذبم کرد برای تهیه کتاب و ترجیح میدادم به جای یک عالمه مسعله معنایی پیچیده رو یکی دوتا چالش تمرکز میداشت داستان
یه تریلر هیجان جذاب و پرکشش.. ایدن زنی سی و چند ساله به تازگی به یه خانه بزرگ و قدیمی و دور افتاده در بالای تپه اسباب کشی کرده،، طبق روال همیشگی برای دویدن از خانه خارج میشه و بعد یه ساعت که به خانه برمیگرده کلیدش در رو باز نمیکنه و مجبور میشه در بزنه اما با وحشتناک ترین اتفاق زندگیش روبرو میشه😲زنی شبیه خودش و تقریبا هم سن خودش در حالیکه لباسش رو پوشیده در رو باز میکنه وادعا میکنه اون ایدن هستش و اونجا خونه خودشه🤯وقتی شوهرش هم میاد جلو در ایدن رو نمی شناسه و میگه مزاحم نشه و در رو به روش میبنده و زنگ میزنه پلیس و از همسن اول داستان شما با پر تعلیق ترین و هیجانی ترین داستان روبرو هستید.. داستان در فصلهای کوتاه از زبان دو زن نقل میشه و هرچه جلوتر میره گره کورتری میشه و اصلا نمیتونید پایان داستان رو حتی حدس بزنید
کتاب خوبی بود جنبه جنایی و معماییش واقعا جذاب بود و به همون اندازه طرز بیان و تصویرسازی نویسنده در مورد احساسات جذاب بود همه مون مسلما توی زندگی هامون یه جاهایی احساس عذاب وجدان، شرم، ناامیدی، پشیمونی، گیر افتادن بین درست و غلط و اخلاقیات یا خودخواهی و کلا سر دو راهی موندن رو تجربه کردیم و نویسنده طوری همه این احساسات رو روی صفحه کاغذ آورده که کاملا حس هم ذات پنداری تون رو تحریک میکنه این جنبه اش حتی از جنبه معماییش هم برای من جذاب تر بود یعنی بنظرم صرفا ی رمان برای سرگرمی نمیخونید... و البته ترجمه هم واقعا عالی بود با پانویس های بجا و درست و با کمترین سانسور که خط داستانی برای خواننده گنگ و نامفهوم نشه.... از نشر کتابراه میخوام که کتاب دیزی دارکر اثر همین نویسنده رو هم اضافه کنند....
داستان خوبی بود مخصوصا ترجمه کتاب عالی و روان بود ولی آخر داستان به شکل عجیبی همه شخصیت ها به هم ربط پیدا کردن که این باعث شد هر حرف یا حرکتی در طول داستان اتفاق می افتاد نقض بشه از نظر جنایی سطح پایین بودو به نظر می رسید نویسنده آخر کتابش برای اینکه همه را غافلگیر کنه و کتاب جنایی تر بشه به شکل احمقانه ای داستان را تموم کرد # (هشدار اسپویل) #جالب اینکه شخصیت های پلیسی داستان نتونستن قاتل واقعی را تشخیص بدهند
عالی بود فقط یکم اخرش بدون توضیحات تموم شد (هشدار اسپویل) الان اون روز که گابریلا در جنگل فرار کرد چه شد؟ گابریلا که هم دوست داشت مادرش بمیرد و هم مری نباشد چطور ناگهان متحول شد؟ آیا ایدن فاکس واقعا همان کاری را که گابریلا گفته بود کرده بود؟ و اینکه مدی چه نقشی داشت که کارتر در شب رژه مردگان در اسپای گلس او را دید؟! اخرشو خیلی یهویی تموم کرد و کلی سوال باقی گذاشت.
چه داستان نفس گیر و هیجان انگیزی! از همه کتاب هایی که از این نویسنده خوندم بهتر بود. به نظرم میشد به این داستان بیشتر پرداخته شه و روی جنبه روانشناختی تمرکز بیشتری شه، ولی کتاب نسبتا کوتاهه و بیشتر هیجان انگیزه. اخرش عجیب بود و زیاد جالب نبود برای من، یکم کلیشه ای بود شاید، ولی در کل خیلی خیلی کتاب خوبیه حتی از بعضی کتابای فریدا مک فادن بهتره.
داستان قشنگی بود اما چندتا گاف داشت ##اسپویل## اول اینکه چرا ایدن اینقدر تاکید داشت که گابریل دخترش است؟, هریسون از کجا می دانست جسدی که پیدا شده دندان ندارد؟، پزشکی قانونی چطور فرق آسیب تصادف و پرت شدن از پله را تشخیص نداد؟, وقتی گابریل از ماشین بیرون پرید و در جنگل دوید بعد چی شد؟, برای مری چه اتفاقی افتاد؟
درود و مهر به همه خوانندگان کتاب و رمان این کتاب بسیار عالی و پراز رمز و راز است نویسنده از هوش و خلاقیت زیادی بهره برده و داستان رو به شکل غیر قابل پیش بینی نوشته. کتاب رو در عرض سه روز خوندم و خیلی منو جذب کرد بخاطر مرموز بودن و پیچیدگی داستان توصیه میکنم اگر به رمان های خارجی علاقه دارید حتما بخونید
