یکی از خوانندگان کتاب نوشته اند که این کتاب وایب خوبی داشت. واقعا درست گفتند. احساس خوبی که بعد از خواندن کتاب به جانم نشست، دلنشین بود. از اینکه فرنک دیگل توانست ویولت را ببخشد خیلی تعجب کردم. اما یقین بعضی آدم ها در وجودشان چیزی بیش از مهربانی هست. کار خیلی سختی است. من هرگز نتوانستم راننده ای را که با پدرم تصادف و فرار کرد را ببخشم. حتی با وجودی که هیچوقت نشناختمش. پدرم بیست روز بعد از حادثه فوت کرد. باید خیلی قوی باشی که بتوانی ببخشی. شاید داستان هم خیلی قوی نبود اما ریتم خوبی داشت و من تا آخر با کنجکاوی خواندم و حتی دلم می خواست ادامه پیدا می کرد.
از خواندن این کتاب بسیار لذت بردم. تمام شخصیت ها درست انتحاب شده بود و داستان بسیار روان و جذاب پیش می رفت. زیاده گویی نداشت و خوشایند بود. توصیه می کنم حتماً بخونید.