معرفی و دانلود کتاب کله تخم مرغی و دوست زبان درازش
برای دانلود قانونی کتاب کله تخم مرغی و دوست زبان درازش و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب کله تخم مرغی و دوست زبان درازش
کتاب کله تخم مرغی و دوست زبان درازش داستان دختربچهی 9 سالهای به نام تارا است؛ دختری که کلهای شبیه تخممرغ دارد، یکی از پاهایش کوتاهتر از دیگری است و دوستان کمی دارد. با ورود قورباغهی زباندراز و شکلگیری دوستی عجیب میان آنها، تارا دیگر تنها نیست و قرار است فوتوفنهای جالبی هم یاد بگیرد. بیتا ترابی در این داستان کودکانه مخاطب را با تارا و ماجراهایش همراه میکند.
دربارهی کتاب کله تخم مرغی و دوست زبان درازش
کلهی تارا شکل تخم مرغ است؛ این موضوعی است که خودش آن را قبول دارد. بعضیها هم کلهی تنیسی دارند، مثل آوا همکلاسی تارا. کتاب کله تخم مرغی و دوست زبان درازش ما را با تارا به عنوان شخصیت اصلی داستان همراه میکند. بیتا ترابی در این داستان کودک چالشهایی که تارا با آوا دارد و حس حسادت و رقابت بین آنها را شرح میدهد.
اما این همهی ماجرا نیست، پای چپ تارا پنج سانتیمتر از پای راستش کوتاهتر است و این موضوعی است که اور را رنج میدهد. تارا در کتاب کله تخم مرغی و دوست زبان درازش به ما میگوید که وقتی در شکم مادرش بوده استخوان و رباطهای پایین پایش خوب شکل نگرفته است. تارای داستان از این موضوع ناراحت است و هرقدر مادرش میگوید اصلا مسئله مهمی نیست، به خرجش نمیرود، چون برای تارا خیلی هم مهم است.
بیتا ترابی در داستان کودک کله تخم مرغی و دوست زبان درازش در خلال داستانی صمیمی، خیالانگیز و طنز مفهوم پذیرش را به کودکان آموزش میدهد و نشان میدهد تفاوت ظاهری یک کودک با همسالانش چهطور میتواند باعث آزار و رنج او شود.

کله تخم مرغی و دوستی با قورباغهی زبان دراز
تارای قصهی کله تخم مرغی و دوست زبان درازش دوست زیادی ندارد، او فقط کمی با مروارید دوست است و کمی بیشتر با خانم صدر، مسئول بوفهی مدرسه که همیشه با او مهربان است و به او خوراکیهای خوشمزه میدهد. اما وقتی بهطور ناگهانی سروکلهی قوری قارقوری پیدا میشود، تارا یک دوست جدید و البته عجیب پیدا میکند؛ یک قورباغهی زبان دراز که میخواهد ترفندهای قوری قوراقورا را به او یاد بدهد.
حالا تارا یک دوستی دارد که نه کاری به کوتاه بودن پایش ندارد، نه کاری به کفش عجیبی که میپوشد و نه حتی کلهی تخم مرغیاش برای او مهم است. با ورود دوست زبان دراز تارا به قصه، داستان کله تخم مرغی و دوست زبان درازش از آن فضای واقعی فاصله میگیرد و شکلی فانتزی و خیالی پیدا میکند. این فضای فانتزی و خیالی باعث میشود تا مخاطب کودک بیشتر جذب داستان شود و از طرف دیگر وجود شخصیتهایی واقعی با مسائل و مشکلات و ویژگیهای شخصیتی واقعی، کمک میکند تا فضای داستان بیش از اندازه خیالی و غیرقابل باور نشود.
ناشر کتاب کله تخم مرغی و دوست زبان درازش نشر هوپا است که این داستان فارسی برای کودکان را چاپ و منتشر کرده است. برای تجربهی کامل این اثر کودکانه با فضایی صمیمی و طنز، دانلود کتاب کله تخم مرغی و دوست زبان درازش در دسترس است.
کتاب کله تخم مرغی و دوست زبان درازش برای شما مناسب است اگر
- به دنبال یک کتاب داستان فارسی که برای سن 9 تا 13 سال مناسب باشد، هستید.
- کتاب داستانی کودکانه میخواهید که ترکیبی از خیال و واقعیت باشد.
- به دنبال کتابی برای کودکتان هستید که آن را با میل و رغبت بخواند و از خواندن آن لذت ببرد.
در بخشی از کتاب کله تخم مرغی و دوست زبان درازش میخوانیم
باورم نمیشد که قورباغهی راستکی باشد. چرا صاف آمده بود پیش من؟ نمیدانم چرا یکدفعه به پاهایش نگاه کردم. هماندازه بود. پاهای عقبش بلندتر بود.
قوری قارقوری گفت: «اگر قول بدی هرروز صبح یک مگس لهشدهی ژلهای بهم بدی، عصرها هم یک پشهی چهارچشمی گنده برام جور کنی و شبها هم یک قاشق شکلات عنکبوتی با بال مگسی، میآم پیشت و برات قورقور میکنم.»
گفتم: «پیش من؟! اصلاً کی خواست تو رو ببره پیش خودش؟! قورقورت به چه درد من میخوره؟»
از روی کفشهای مخصوصم پرید پایین. وقتی میپرید، بدنش کش میآمد و وقتی یک جا میماند، گِرد میشد یککم.
گفت: «تاقا! تاقا! اسمت همینه دیگه، درسته؟»
گفتم: «تارااا... تاقا خودتی. اسم من تاراست.»
قوری قارقوری روی دو پایش نشست و با چشمهای قلمبهاش گفت: «آهان، تاقا!»
گفتم: «تارررااا»
گفت: «تاااقااااا»
اخم کردم. پایم توی کفشهای مخصوصم داغ شده بود. یکدفعه دیدم قوری قارقوری پرید و خودش را پشت سنگی که جلوتر از پایم بود، قایم کرد.
صدای خانم صدر از پشتم آمد: «تارا! خوبی؟ بیا ساندویچت. وقتِ ناهاره. بیا پیش بچهها، نوشابهها رو اینجا میدن.»
فهرست مطالب کتاب
فصل اول: تو که گفته بودی رستوران داره
فصل دوم: گوشهاش هم مثل پاهاشه خانم
فصل سوم: یادم رفت بپوشم
فصل چهارم: مگه تو با کجات حرف میزنی؟
فصل پنجم: پس بگذار یک زبون بهش بزنم
فصل ششم: به جان تمام پشههایی که تا حالا نخوردهام
فصل هفتم: چرا اینجوری میخندی؟
فصل هشتم: قند تا یعنی چند تا؟
فصل نهم: دیگه مدرسه نرو!
فصل دهم: فکر کن من تو رو بگذارم روی سرم!
فصل یازدهم: زبونم رو دراز کنم، صورتش رو تُفی کنم
فصل دوازدهم: باقوریباقوری شدی
فصل سیزدهم: توی جیب شلوارت له نمیشم؟
فصل چهاردهم: زبونت رو دراز کن براشون
فصل پانزدهم: رنگت چرا پریده تارا؟
فصل شانزدهم: چُرت قورباغهای چهشکلیه دیگه؟
فصل هفدهم: زیپ کیفم باز نمیشه خانم
فصل هجدهم: بزنم زیر قورقور؟
فصل نوزدهم: چیکار به من داری تو؟
فصل بیستم: مایوی من کو؟
فصل بیستویکم: گفتم تو رو جون صدوهفتادوشش تا بچهی دیگهات
فصل بیستودوم: امروز رو توی جوب میگذرونیم
فصل بیستوسوم: یک راز بگم؟
فصل بیستوچهارم: خنگبازی درنیاریها!
فصل بیستوپنجم: قور بزن بریم!
فصل بیستوششم: حواست به نوک شست پات باشه!
فصل بیستوهفتم: تو برو زیر تخت بخواب!
فصل بیستوهشتم: با مربیام نمیتونم برم استخر
فصل بیستونهم: یک بار! فقط یک بار!
فصل سیام: این به من «ایششش» کرد؟
فصل سیویکم: اگه راست میگی، تو هم مایو نپوش خب!
فصل سیودوم: خودت به من چسبیدی
فصل سیوسوم: قشنگ بنداز صاف بیفته روی شکمم!
فصل سیوچهارم: میآم بالای جرثقیل
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب کله تخم مرغی و دوست زبان درازش |
| نویسنده | بیتا ترابی |
| ناشر چاپی | انتشارات هوپا |
| سال انتشار | ۱۴۰۰ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 176 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-204348-3 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان سرگرم کننده کودک، کتابهای کودک 9 تا 12 سال |

















