نقد، بررسی و نظرات کتاب نزدیکتر شو - سارا گرن
star karimi
۱۴۰۵/۰۲/۲۴
00
کتاب رو به خیال اینکه ترسناکه و باعث ترشح مقادیر زیادی آدرنالین می شه، از کتابراه خریدم و بلافاصله هم خوندنش رو شروع کردم. اما هرچی جلوتر رفت دیدم زهی خیال باطل! ترس؟! هیجان؟! آدرنالین؟! هیچ و هیچ! با اینکه سرعت پیش روی داستان بالاست و تعداد صفحاتش کمه و کتاب زود پیش میره، اما واقعا جذابیت خاصی نداره و بیشتر شبیه به فیلم های ترسناک درجه سومی هالیوودیه. و بدتر از اون، بخش سانسور داستانه، که خیلی جاها متن رو گنگ کرده؛ یا حتی گاهی پرش داستانی داریم و از یک صحنه میریم صحنه ی بعد، بدون اینکه تکلیف اتفاق قبلی روشن شده باشه. از این ها که بگذریم، باید بگم یکی دیگه از ویژگی های کتاب که باعث تندخوانیش شده، ترجمه ی بانمکشه، که واقعا نمیدونم به فضای چنین داستانی میاد یا نه، اما خب یک طوری ترجمه شده که انگار راوی کنار خواننده نشسته و داره با زبون ساده کل قصه رو براش تعریف میکنه. روی هم رفته، داستانی نیست که خوندنش رو پیشنهاد بدم متاسفانه، مگر اینکه خیلی خیلی خیلی به داستان های ماوراطبیعه علاقه داشته باشین، و دیگه هیچ کتابی توی این زمینه براتون نمونده باشه!
داستان درباره زنی به اسم اماندا وسی وچهار ساله است که ماجرایش از شبی تو خونهاش باشنیدن صدای تق تق از دیوارهای خونه شروع میشه و در خواب خودش رو کنار زنی مومشکی وزیبا به نام ناماه میبینه که به آماندا اطهار علاقه میکنه ومیگه همیشه کنارش میمونه وهرگز رهاش نمیکنه. داستان هرچی پیش میره گوتیک تر و ترسناک تر میشه وحرکات آماندا عجیب تر و دور از شخصیت واقعیش میشه. آزار رساندن به شوهرش ودیگران، بحثهای مداوم با شوهرش، روابطهای مخفیانه اش، البته کتاب بسیار زیاد سانسور شده وگرنه خیلی داستان بهتر بوده که کاش وزرات ارشاد دست از سانسور برمیداشت چون خوانندههای کتابراه که کلی پول میدن البته نوجوانها نیستن، همه خوانندهها بالغ هستن و سانسور فقط توهین به شعور خواننده هستش
من از جن و شیطان و این چیزا خوشم نمیاد کتابهایی دوست دارم که جنس ترسشون واقعی و قابل لمس باشه ولی خب کتاب کوتاهی بود برای فاصله بین کتاب های سنگین و طولانی ای که میخونم خوب بود ترجمش خوب بود. و خوش خوان بود ولی واقعا از دست آماندا عصبانی شدم و حرص خوردم بنظر من آدم احمق همیشه سزاوار بلاهایی هست که سرش میاد.
