کتاب بالاخره صویره اثر دوریس بایر پژوهشی دقیق در حوزهی جامعهشناسی و انسانشناسی فرهنگی است که با نثری روایی و سبکی شبیه به آثار داستانی نگاشته شده است. نویسنده با بررسی جامع شهر صویره در کشور مراکش بهعنوان یک مورد مطالعاتی خاص، سرگذشت مهاجران را پس از جنگ جهانی دوم بررسی میکند که از مناطق گوناگون دنیا راهی این شهر شدهاند. او از خلال این روایت، پشت پردهی رویای تغییر مکان زندگی و چالشهای عمیق هویتی افراد را برای خواننده آشکار میسازد.
دربارهی کتاب بالاخره صویره
صویره شهری بندری در کشور مراکش است که دوریس بایر کتاب بالاخره صویره را بر پایهی تجربهی چندین سال زندگی در این شهر نگاشته است. او صویره را بهعنوان یک مورد مطالعاتی در نظر گرفته و سرگذشت مهاجرانی را که از اروپا و آمریکای شمالی در طول سالهای متمادی به این شهر بندری مهاجرت کردهاند بررسی میکند، تا شبکهای متراکم از دیدگاهها، نگرشهای متفاوت و زندگیهای گوناگون را به تصویر بکشد.
انتخاب این شهر از سوی دوریس بایر دو عامل کلیدی دارد؛ در وهلهی اول اینکه او چندین سال در آنجا زندگی کرده و بسیاری از مسائل را از نزدیک دیده است. دلیل دوم به ویژگی تاریخی صویره برمیگردد. در کتاب حاضر میخوانیم که این شهر قرنها محل تجمع گروههای مختلف مثل بربرها، عربها، آفریقاییهای سیاهپوست، یهودیان و اروپاییها بوده است.
مدتی بعد پای بیتنیکها، هیپیها، هنرمندان، تاجران و ماجراجویان به آنجا باز شده است. همین ترکیب متنوع، این شهر را به محیطی عالی برای بررسی تعاملات فرهنگی و دغدغههای هویتی تبدیل کرده است. این کتاب با زبانی گویا و استفاده از مثالهایی از افراد واقعی، خواننده را به سفری در شهر صویره میبرد و با چالشهای فرهنگی و اجتماعی مهاجران آشنا میکند.

پژوهشی جامعهشناختی با روایتی داستانی
نحوهی نگارش کتاب بالاخره صویره برخلاف پژوهشهای آکادمیک خشک، با بیانی داستانی و روان پیش میرود؛ این سبک که انتخابی آگاهانه از سوی نویسنده بوده، مرز میان واقعیت و روایت را کمرنگ میکند. دوریس بایر در این اثر، یافتههای حاصل از پژوهشهای میدانی خود را با تأملات شخصی در هم میآمیزد و با بهرهگیری از مشاهدات مستقیم از زندگی در شهر و بازسازی تاریخ مهاجرت، تجربهای ملموس برای خواننده ایجاد میکند.
این اثر با برخورداری از ساختاری چندصدایی، همزمان هم به تحلیل میپردازد و هم روایت میکند، که همین ویژگی باعث میشود طیف گستردهای از مخاطبان را جذب کند. در این کتاب خواننده هم با دادههای تاریخی و اجتماعی مربوط به مهاجرتهای پسااستعماری مواجه میشود و هم با تنشها، عواطف و تضادهای درونی مهاجران آشنا میگردد.
ترکیب هوشمندانهی مستند و داستان، به این اثر عمقی فراتر از یک گزارش ساده میبخشد و باعث میشود خرید کتاب بالاخره صویره به یک گزینهی جذاب برای اهالی مطالعه تبدیل شود. محمدرضا وزیرزاده این اثر را به فارسی برگردانده و انتشارات آناپل کار چاپ آن را بر عهده داشته است.
کتاب بالاخره صویره برای شما مناسب است اگر
- به مباحث انسانشناسی فرهنگی علاقه دارید و میخواهید روند تغییرات هویت و تعاملات فرهنگی را در بستر مهاجرتهای پسااستعماری بشناسید.
- به دنبال اثری هستید که مسائل جامعهشناسی را با بیانی داستانی روایت کرده باشد.
- میخواهید از تجربههای زیستهی مهاجران و چالشهای آنها در محیطی ناآشنا آگاه شوید.
در بخشی از کتاب بالاخره صویره میخوانیم
جین یک بار به آن نوازندهی مراکشی در صویره نامه نوشت و او پاسخ داد. جین به صویره رفت و چند هفته آن جا ماند. او آپارتمانی در وسط شهر مجاور حمام اجاره کرد که در واقع مکانی پر سروصدا و کثیف بود. اما از نظر جین همه چیز فوقالعاده است. دوستپسرش هر روز عصر به خانهی او میآمد. دوستش رفقای کناوه ایش را با خود میآورد و نیمی از شب را موسیقی مینواختند. وقتی بقیه میرفتند، دوستپسرش نزدش میماند. زندگیاش این شده بود که فقط چشم به راه معشوقش باشد. از اینکه میتواند اکنون اصوات را بشنود و تصاویر را ببیند هیجانزده شده بود. گاهی دفعتاً میزد زیر گریه. مدام از خودش میپرسید چه بر سرش آمده است. چطور توانسته به راحتی شوهر و فرزندانش را ترک کند، بی آن که اندکی احساس گناه نماید؟ علاوه از آن تپههای شنی زیر ماه بدر، خروش امواج دریا، خانههای تاریک آکنده از بوهای غریب، رفتار محبتآمیز غیر قابل درک مردمان پیرامونش نیز دلایل دیگر علاقه جین برای زندگی در اینجا بود. اما بالاتر از همه، حضور همهجانبه این موسیقی فریبنده که تمام حواس او را به رعشه میافکند. هر وقت خانهی دوستپسرش میرفت، به گرمی مورد استقبال قرار میگرفت.
جین بعد از چند روز با اتوبوس به فرانسه رفت، نه به دلیل تمایل به صرفهجویی در پول. او از توقف در ایستگاههای متعدد و تعویض چهره مسافران لذت میبرد. اتوبوس شبانهروز در راه بود، دو راننده به نوبت رانندگی میکردند. بیخوابی او را در خلسه فرو برد و نیز وجود مسافرانِ سوار و پیاده شونده که گذر تدریجی از بیابان ظاهراً وحشی آفریقا به انتظام ریاکارانه اروپا را آشکارتر میکرد. هر چه به تمدن نزدیکتر میشد، مسافران وحشیتر مینمودند. در بوردو، شرکتهای حملونقل عمومی اعتصاب کرده بودند، بنابراین یک تاکسی به مقصد سن مالو گرفت. وقتی وارد شد، فقط پیکری خسته و لرزان بود. هرچند، هنوز نمیتوانست بخوابد. آپارتمان درست مجاور کلیسا بود. اما به جای ناقوسها، او همچنان صدای مؤذن مسجد جامع صویره را میشنید.
بله



















