سلام دوستان بروک پرستاریه که با پسر ده سالش اومده به شهر زادکَاهش و به تازکَى کارى توى یک زندان فوق امنیتى پیدا کرده، جایى که یکى از زندانى هاشو مى شناسه، داستان بین زمان حال ویک دهه پیش جابه جا میشه یک دهه پیش بروک و دوستاش تصمیم میکَیرن شبى رو با هم بکَذرونن و... داستان کشش و جذابیت داره، باپلات توییست هاى پى در پى که شما رو برای به پایان رساندن کتاب مجذوب میکنه. شاهکار مک فادن نیست بنظرمن ولی ارزش یکبار خوندن داره.
راستش سه چهارم کتاب عالی پیش رفت، اما در انتها انگاری خواست کار را جمع کند و سمبلکاری شد. کاش این نویسنده به جای اینکه داستان جنایی مینوشت میرفت سراغ داستانهای خانوادگی. واقعا خیلی قشنگ روابط آدمها را توصیف میکند.
داستان جالبی داش و چون با قلم فریدا اشنا بودم تقریبا قابل حدس بود، ازون دسته کتابهایی نبود ک دائم گوشی به دست باشمو بخونم ولی خوشحالم ک اوقات فراغتمو با خوندنش پر کردم، پیشنهادش میکنم 🌹🌹🌹
فوق العاده داستان جذاب و گیرایی بود، پر از غافلگیری، درست جایی که فکر میکنی کل داستان رو فهمیدی یهو همه چیز عوض میشه.
کتاب خیلی خوبی بود و پایانش، هم غافلگیر کننده بود و هم مورد انتظار.