معرفی و دانلود کتاب بیقدرت: کتاب اول سه گانهی بیقدرت
برای دانلود قانونی کتاب بیقدرت و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب بیقدرت: کتاب اول سه گانهی بیقدرت
کتاب بیقدرت نوشتهی لورن رابرتس، روایت قصهی قهرمانانه و عاشقانهی پیدن گری و کای، در سرزمین ماورایی ایلیا است. این کتاب پرفروش نیویورک تایمز، خوانندگان را به دنیایی میبرد که در آن نابرابریهای اجتماعی و تبعیض، بسیاری از ساکنین این سرزمین را تحت تاثیر خود قرار داده. دارندگان قدرت جادویی در سرزمین ایلیا بدون هیچ محدودیتی بر افراد معمولی و بدون قدرت، اعمال زور میکنند و بیقدرتان محکوم به حذفند.
دربارهی کتاب بیقدرت
لورن رابرتس (Lauren Roberts) در کتاب بیقدرت (The Powerless) داستان پیدن گری و کای را روایت میکند؛ پیدن دختری نوجوان و بدون قدرت است که برای بقا در جامعهی نابرابر ایلیا، میبایست تمامی تلاش خود را بهکار ببند تا نامرئی بماند. کای یکی از دو شاهزادهی جوان سرزمین ایلیا است و نخبهی قدرتمندی است که توانایی تشخیص قدرت دیگر نخبگان و استفاده از قابلیتهای آنها را دارد.
سرزمین ایلیا به دو گروه نخبگان و افراد معمولی تقسیم میشود؛ نخبگان قدرتهای ماورایی دارند و افراد معمولی را تهدیدی برای قدرت خود میدانند و به همین منظور، بهطور فعالانه به شکار، کشتن و تبعید آنها مشغولند. بنابراین، مردم بیقدرت این سرزمین، برای بقا، مسیری پرچالش پیشرو دارند و عدهای نیز همچون پیدن، خود را به دروغ بهعنوان یک نخبه جا زدهاند و در میان آنها زندگی میکنند. لورن رابرتس در کتاب بیقدرت قصهای پرهیجان در جهانی سرشار از تبعیض و ظلم را تعریف میکند.
نبرد بیقدرتان برای بقا در ایلیا
سالیان قبل از وقایع کتاب بیقدرت، طاعونی سرزمین ایلیا را در مینوردد و عدهای تحت تاثیر آن، قدرتهای جادویی پیدا میکنند که بعدتر همین گروه، نخبگان نام میگیرند. پادشاه ایلیا سپس بهمنظور حفظ قدرت بالای جامعهی نخبهاش، دستور به تبعید تمامی افراد بیقدرت میدهد و روزگار سیاه این مردمان آغاز میشود و بسیاری از جمله پیدن از بدو تولد، مجرم شناخته میشوند. لورن رابرتس با تصویرسازی جامعهای درگیر نابرابری، از همان نخستین صفحات خواننده را همراه و درگیر خود میکند.

پیدن که از بچگی توسط پدرش آموزش دیده، بهخوبی یاد گرفته که خود را از چشم بقیه مخفی کند. ولی پس از آنکه کای را از مرگ نجات میدهد، پایش به مسابقات مرگآور پاکسازی باز میشود؛ مسابقاتی سالیانه که در آن نخبگان قدرتمند برای قدرتنمایی با یکدیگر روبهرو میشوند و در این بین پیدن بیقدرت، میبایست برای حفظ جان خود تلاش کند.
یکی از ویژگیهای برجستهی کتاب بیقدرت، روابط پیچیدهای است که بین شخصیتها شکل میگیرد. آرام آرام و در خلال اتفاقات قصه، رابطهای عاشقانه میان دو شخصیت اصلی شکل میگیرد؛ رابطهای میان یک نخبه و یک فرد بیقدرت که سرنوشت آنها را در هالهای از ابهام فرو میبرد. آیا نیروی عشق میتواند بر تبعیضها و نابرابریهای اجتماعی که برای سالیان دراز بر این امپراتوری سایه افکنده، فائق بیاید و بتواند دو فرد از دو گروه مختلف اجتماعی را به یکدیگر پیوند دهد یا این احساس پرشور در مقابل سایهی سنگین امر موجود، سر خم میکند؟
لورن رابرتس در کتاب بیقدرت بهخوبی تلاش کرده تا در خلال قصهی قهرمانانه و عاشقانهی جذابش، پاسخی مناسب برای این سوالات بیابد و خواننده را با خود همراه کند. این کتاب به همت نشر پرتقال و با ترجمهی علی مجتهدزاده منتشر شده است.
جوایز و افتخارات کتاب بیقدرت
- کتاب پرفروش نیویورک تایمز
- کتاب پرفروش سایت آمازون در دستهی رمان فانتزی نوجوان
- نامزد بهترین کتاب سایت گودریدز در دستهی رمان فانتزی نوجوان
- نامزد بهترین کتاب نوجوان سال در سایت Barnes and Noble
نکوداشتهای کتاب بیقدرت
- بسیار از خواندن این کتاب لذت بردم. با یک اثر فانتزی والای پیچیده روبهرو نیستیم و روایت ساده است. فهمش آسان بود و خواندنش از ابتدا تا انتخاب بسیار لذتبخش بود. (کاربر گودریدز)
- عجب کتاب خفن و تاثیرگذاری است. همین الان جلد دوم را میخواهم. (کاربر گودریدز)
- عاشق این کتاب هستم. از همان نخستین صفحه شما را درگیر روایت جذاب دو شخصیتش میکند. (کاربر آمازون)
کتاب بیقدرت برای شما مناسب است اگر
- به داستانهای فانتزی نوجوانانه علاقه دارید.
- به دنبال یک قصهی عاشقانهی جذاب میگردید.
- به مجموعه داستانهای فانتزی و تخیلی علاقه دارید.
در بخشی از کتاب بیقدرت: کتاب اول سه گانهی بیقدرت میخوانیم
موهای بدنم با شنیدن این صدا راست میشوند. بهطرف صدا میچرخم و میبینم خود پادشاه از ته راهرو بهطرف ما میآید. تعظیم مختصر و مفیدی میکنم و در سکوت لبخندی به لب مینشانم.
«کیت، باید بیای توی اتاق مطالعه که حرفمون رو درمورد مشاوران، تموم کنیم.» چشمانش به من میافتد، همان چشمان سبز روشن در صورت کیت اما چنان سرد و بیروح که شباهتی به او ندارد. کم مانده بلرزم و با خودم میگویم به همین خاطر است که کمتر میتوانم به چشمان پسرش نگاه کنم. پادشاه طوری نگاهم میکند که انگار تازه ارزش دیده شدن پیدا کردهام. دوباره نگاهش را بهسمت کیت برمیگرداند. «الان.»
اگرچه خیلی تحتتأثیر تحکم در صدای پدرش قرار نگرفته ولی با احترام میگوید: «بله پدر حتماً.» به کنار شاه میرود تا با او بهطرف اتاق مطالعه راه بیفتند.
شاه سرد و محکم میگوید: «تو برو، من میآم.» جایی برای بحث وجود ندارد پس کیت آرام سر تکان میدهد و با لبخندی برمیگردد و میرود.
تحمل ایستادن جلوی او را ندارم ولی خودم را وادار میکنم تا به چشمان قاتل پدرم نگاه کنم. نگاه تحقیرآمیز و از بالابهپایینی به من دارد ولی باز پیش این نگاه تیز دوام میآورم. بعد لبخندی میزنم و به این فکر میکنم که وقتی به او میگویم اعلیحضرت چه فکری میکند. «اعلیحضرت.» میگویم و با گفتن این حرف من هم میخواهم بروم و او را رها کنم و از خشم در دلم و این مرد و فکر انتقام بگریزم.
جلوتر از من راه افتاده است و کفشهایش روی زمین سنگی صدا میدهد.
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب بیقدرت: کتاب اول سه گانهی بیقدرت |
| نویسنده | لورن رابرتس |
| مترجم | علی مجتهدزاده |
| ناشر چاپی | انتشارات پرتقال |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 584 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-274-984-2 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان علمی و تخیلی نوجوان، کتابهای داستان و رمان عاشقانه نوجوان، کتابهای داستان و رمان علمی و تخیلی خارجی |

























