کتاب بی نظیری بود
هم در توضیح محیط و نقش بستن طبیعت هم بیان ظواهر فوق العاده دقیق بود میتونستم دقیقا تصور کنم وسط جملومینور نشستم و به صحبتهای مه یر و مردیث گوش میکنم این توضیح از جانب کتابی که نویسنده به تصویر کشیده و عجیبه که تا ب حال کتابی ازش نخونده بودم.. قسمت بعد میرسیم به تفسیر؛ مقصود کتاب توبس و این که تو هرگاه بخواهی میتوانی بازگردی به منشا و مبدا هستی که خداونده و به این جهته که هیچ وقت نمیتونی درمورد کسی قضاوت کنی و هرکس ممکنه ثانیهای بعد توبه کار شده باشه و سومین دیدگاه اینه که میشه گفت این داستان قدیسهای زیادی داشت خیلی از ادمهایی که در کتاب نقشی داشتن قدیس یا قدیسه بودن مثل اسقف والانتیا یا نینا ساندوزی یا مردیث و آلده میر و فکر میکنم هر آن کسی که دستی به مهر برای انسانی بگشاید و دردی از دردهای ادمی کم کند و خواستهای در قبالش نداشته باشد قدیس است.. سپاس
درود به همگی
یکی از بهترین و تاثیرگذارترین کتابهایی بود که تا به حال خوندم. از خط به خط داستان لذت بردم و دوست دارم دوباره بخونمش. روایت داستان به شکلی هست که با بیانی ساده و بی تکلف عمیقترین مفاهیم انسانی رو منتقل میکنه و خواننده رو با خودش به چالش میکشونه. از درونیات و احساسات یک کشیش و عالم روحانی گرفته تا احساسات درونی و اجبارهای غرایز یک زن بیوه، یک ترنس، یک نوجوان و یک پزشک به گونهای که با اون فرد یک هم ذات پنداری شکل میگیره و خواننده به این نتیجه میرسه به هیچ عنوان نباید هیچکس رو قضاوت کرد. و کلی نکات آموزنده و جملات تاثیرگذار داشت که من از همه شون اسکرین شات گرفتم.
ممنون از کتابراه عزیز
پاینده باشید
لعنت به کمونیسم
به این طرز تفکر آب و برق و گاز مجانی خانه دار شدن همه
باید این را دانست که پنیر مفت جز در تله موشها یافت نمیشود
جدای بحثهای عمیق ربانی داستان آنچه بین نرون و سردسته پارتیزانها گفته و شنیده شد برای من نقطه اوج داستان بود
پاینده ایران در این شبهای جنگی و سر و صدای بمب افکن ها
داستان کتاب بسیار زیبا و روان روایت می شود تضاد بین دین منطق بی دینی و جبر و اختیار به بهترین شیوه پرداخته شده است کار درست چیست؟ کار اخلاقی کدام است؟ و کار دینی کدام؟ آیا کاری که خلاف دین است درست است یا غلط یا اخلاقی هست یا نه؟ این کتاب پنجره ای جدید است به تفکر و نگاه درست به دین و اخلاقیات و تفاوت آنها
بنظرم نویسنده میخواسته نشان بده که فقط با خلوت گزینی و نماز گزاردن انسان سخت دل و متعصب می شود، برای درک عشق واقعی باید به میان مردم رفت و با دردها و رنجهاشون آشنا شد و زندگی کرد عبادت به جز خدمت خلق نیستبه تسبیح و سجاده و دلق نیست
این کتاب رو سال ها پیش بارها خوندم ولی دوست داشتم الکترونیکی اش رو هم داشته باشم. کلا کارهای موریس وست، یعنی هم این کتاب و هم کفش های ماهیگیر رو می پسندم. توی این کتاب هم آرامش جیاکومو نرون و نینا ساندوزی و لطافت ارتباط و آرامش بودنشون رو دوست دارم.
مطالبش خیلی مذهبی بود و به حواشی و اتفاقات اطراف خیلی توضیح داده است، دوبار سعی کردم کتاب رو تا بخشی از آن و بخوانم ولی خیلی خسته کننده بود، اصلا جذبم نکرد. خیلی علاقه داشتم اطلاعاتی در مورد دین و مذهب بدست بیاورم ولی نشد..
ریتم داستان و استعاره ها و تمثیلها و موضوعات مورد بحث همه جالب بودو عقاید نویسنده قابل قبول و احترام. با وجود ساده و ملایم بودن داستان چنان جذاب بود که تا کتاب تمام نشود نتوان بر زمین گذاشت. پایان قابل قبولی هم داشت...
هم در توضیح محیط و نقش بستن طبیعت هم بیان ظواهر فوق العاده دقیق بود میتونستم دقیقا تصور کنم وسط جملومینور نشستم و به صحبتهای مه یر و مردیث گوش میکنم این توضیح از جانب کتابی که نویسنده به تصویر کشیده و عجیبه که تا ب حال کتابی ازش نخونده بودم.. قسمت بعد میرسیم به تفسیر؛ مقصود کتاب توبس و این که تو هرگاه بخواهی میتوانی بازگردی به منشا و مبدا هستی که خداونده و به این جهته که هیچ وقت نمیتونی درمورد کسی قضاوت کنی و هرکس ممکنه ثانیهای بعد توبه کار شده باشه و سومین دیدگاه اینه که میشه گفت این داستان قدیسهای زیادی داشت خیلی از ادمهایی که در کتاب نقشی داشتن قدیس یا قدیسه بودن مثل اسقف والانتیا یا نینا ساندوزی یا مردیث و آلده میر و فکر میکنم هر آن کسی که دستی به مهر برای انسانی بگشاید و دردی از دردهای ادمی کم کند و خواستهای در قبالش نداشته باشد قدیس است.. سپاس