کتاب کوچه آژیر می کشد
رحمان دهانش باز میشود، اما چیزی نمیگوید. جلوتر میروم. سرم را بالا میگیرم تا صورتش را خوب ببینم. توی لباس نظامی، ظاهرش با اولین باری که توی کوچه ی پشت نانوایی محله دیده بودم فرق کرده بود. پشت سرم...
۲۰۰۰۰۰ ۱۰۰,۰۰۰ تومان ۵۰%
۲۰۰۰۰۰ ۱۰۰,۰۰۰ تومان ۵۰%
دریافت کتاب
1