نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی خیال است دیگر - گلاره عباسی
3.5
31 رای
امیر عباس ب
۱۴۰۵/۰۵/۲۲
00
برخلاف تصورم، کتاب خیلی خوب و حتی می شه گفت عالی بود. شاید تنها ضعفی که بشه بهش وارد کرد، پایان بندی کتاب باشه؛ اما در مجموع، برای یک نویسنده ی ایرانی حرف های زیادی برای گفتن داره. ژانر کتاب درام و کمدیه، البته درام قالب اصلی داستانه. ممکنه بعضی قسمت های کتاب برای بعضی ها خیلی تلخ باشه، اما این تلخی از جنس یک تلخی دلنشین و زیباست؛ تلخی ای که باعث می شه بیشتر به اتفاقات و مفاهیم داستان فکر کنیم. کتاب نگاهی انتقادی به دیدگاه جامعه نسبت به کودکان، زنان و افرادی که اضافه وزن دارند داره و به موضوعاتی می پردازه که شاید کمتر به این شکل درباره شون صحبت شده باشه. در مجموع، کتابی هست که به نظرم ارزش یک بار خواندن رو داره. از خانم عباسی واقعاً تشکر می کنم بابت خلق این اثر دوست داشتنی. از گویندگی زیبای خانم مقدمی هم نمی شه گذشت؛ ایشون هم واقعاً عالی بودن و جذابیت داستان رو دوچندان کردن.
با سلام و احترام خدمت نویسنده محترم وتشکر از صدای گرم خانم شبنم مقدمی من در خوندن کتاب تردید داشتم اسم کتاب جذاب بود و چون با صدای خانم مقدمی بود گول خوردم و کتاب و خواندم چندین بار خواستم کتاب و نصفه رها کنم و ادامه ندم. اصلا کتاب خوبی نبود و هیچ حرفی برای گفتن نداشت و حتی بخش هایی از کتاب حال بدی داشت و واقعا وقت تلف کردن بود. خانم مقدمی چرا خوانش کتاب را پذیرفتید؟ واقعا کتاب را دوست داشتید؟!!!!
کتاب رو خوانشش رو دوست داشتم، جان بخشیدن به کلمات به روزها به اسمها، جزیی نگریهای زیاد، تعابیر متواتر، گریز به گذشته همه برام جالب بود. خیال است دیگر.. خیال بافیهای جذابی که دراکثرماها وجودداره، اما تصویرسازی و به اسارت درآوردن این تصاویر به شکل کلمه رو دوست داشتم... حین گوش دادن به کتاب به حال نویسنده درواقع خانم عباسی و خواننده که خانم مقدمی بودن و پژمان جمشیدی خیلی فکر میکردم..
کتاب تلخی بود. شخصیت اصلی زخمهای کودکی زیادی داشت از پدر. از مادر. از خانم. از نانوا. از معلم ریاضی ولی کیه که زخم کودکی نداشته باشه فقط باید در اون طبقه از زندگی گیر نکرد. دلم برای این همه حجم تنهایی شخصیت اصلی سوخت اینکه وسط یک زندگی باشی که از ابتدا غلط بوده خیلی دردناکه. تعیبرهای نویسنده در مورد جدا بودن جان از بدن دوست داشتم تعابیرش در مورد روزهای هفته بسیار جذاب بود. پایان جذابی هم داشت
بسیار ساده و روان تاریکیها و خستگیهای یک زن رو در افسردگی و کشاکش حال درونیش نشون داده و اینکه چرا اینطوری میشه و چ افکاری داره و درگیر روزمرگی شده چون کار دیگهای بهتر از اون نمیتونه برای خودش در اون تاریکیها انجام بده و احساس بی ارزشی و عشق نداشتن و تنهاییش رو هم ب خاطر همون احساسات نشون میده اتفاقا اگر نمیتونین بخونیدش و اذیتتون میکنه حتما بخونیدش
قلم نویسنده رو خیلی دوست داشتم تا جایی که واقعا تا آخرهای کتاب پیش رفتم اما به نظرم اومد که اگر کمی بیشتر روی این کتاب کار میشد خیلی متفاوت تر میتونست باشه و خیلی بهتر، چون موضوع برای من متفاوت بود ولی از یه جایی یه بعد به حاشیه و پرگویی کشیده شد و این برام زیاد جالب نبود ولی دوس دارم کارهای بهتری از خانم عباسی ببینم
