داستان در مورد قضاوت کردن باعجله و بدون فکر و باذهنیتی شکاک در زندگی مشترک است. متاسفانه اکثر افرادی که در وجود خود ضعف و مشکل دارند بجای ساختن افکار و درمان بیشتر دنبال افکار منفی و ذهنی شکاک و قضاوتهای بدون تفکر و باعجله هستند. افرادی که در زندگی زنانشویی خود ناکام هستند بسیار زود رنج و حسود و بدبین میشوند نسبت به همسر و افراد در ارتباط با همسر خود. ای کاش قبل از هر تصمیم اشتباه گرفتن و اندیشه سفید و سیاه داشتن در مورد هر عملی که ما را ناراحت میکند از طرف همسرمان، با گفتگو و اندیشهای باز و سازنده مشکلات زندگی را باهم و برای هم حل کنیم و زندگی بدون شک و استرس در کنار یکدیگر تجربه کنیم.
ممنونم از عزیزان کتابراه
داستان درباره خیانت مرد و تشویش و سردرگمی زن درباره آینده و زندگی مشترکش هست که حالا باید چکار کنه و ترس از تنها ماندن که زن رو آزار میده. نویسنده بخوبی در این داستان کوتاه به رفتارها و تصمیم گیریهای اشتباه زن و مرد اشاره میکنه که باعث بوجود اومدن این مشکل در زندگی مشترکشون شده اینکه مرد بخاطر خوشایند پدر و مادرش رشته تحصیلی و همسرش رو انتخاب کرده و زن هم بدلیل چهره معمولی که داره و ناباروریش اعتماد به نفس کمی داره و سعی میکنه ناراحتیها و نارضایتی هاش رو در زندگی مشترک نشون نده. در کل داستان خوبی بود.
خانه ای میان امواج در مورد دیدگاه متفاوت یک زوج حرف هایی برای گفتن دارد که در چهارچوب مصلحت با هم زندگی مشترکی دارند. یکی برای رضایت والد و دیگری با متوصل شدن به جایگاه علمی -اجتماعی، خود وارد زندگی مشترک شده. در شرایطی که مهمترین پایه ی تداوم زندگی، علاقه و اعتماد به همسر است اما جایگاهش در زندگی این زوج سست و خالیست. اینکه چنین تصمیماتی برای ایجاد انتخاب همسر ممکن است هنوز هم در قشر تحصیلکرده ی ایران وجود داشته باشد جای بسیار تاسف دارد.
کتاب درباره زنی است که با توجه به تحصیلات بالایی که دارد به دلیل اینکه بچهدار نمیشود با مشکلاتی همچون خیانت همسرش مواجه میشود ودلش میخواهد زندگیاش را نجات بدهد ولی در حالت سردر گمی است این داستان مشابهت با افراد زیادی در جامعه دارد که باعث نابودی بسیاری از این زندگیها شده است و باز هم موضوع تکراری زوجه خیانتکاراو مجازات نمیشود و خیلی راحت زندگی را به سوی طلاق پیش میبرد البته با کلی ناراحتی و دلشکستگی و جارو جنجال
با سلام
کتاب صوتی خانهای میان امواج نوشتهی گلبرگ فیروزی، داستان کوتاهی از زنی باسواد و تحصیلکرده است که همهی عمرش را وقف درس خواندن کرده و ناگهان با خبر خیانت همسرش مواجه میشود. او در ذهنش درگیری شدیدی با خود دارد که چطور باید با این خبر دردناک برخورد کند و چه تصمیمی برای آیندهاش بگیرد...
داستان درباره دیدگاه متفاوت زن و مرد حرفهایی برای گفتن دارد اینکه در چهارچوب مصلحت باهم زندگی مشترکی دارند یکی برای رضایت والدین و یکی با متوصل شدن به جایگاه اجتماعی علمی خود وارد زندگی مشترک شدن و باعث بوجود امدن مشکلات بینشون شده، ممنون از کتابراه عزیز
حتی ۱ ستاره هم براش زیاد بود. جالبتر نظرات خواننده ها بود وحشت کردم کردم که آدمایی که دو صفحه کتاب رو چنین برداشتی میکنن برادران کارامازوف و جنگ و صلح رو چجوری میخوان حلاجی بکنن. گویندگی هم به اندازه خود کتاب بد بود
داستان خوبی داشت و موضوعش هم جالب بود. با این که خیلی از نویسندگان در رابطه با خیانت و اختلافات زناشویی کار کردند، اما باز هم کار این نویسنده کلیشه نبود و تفاوتهای خودش رو داشت. انتخاب اسم هم مرتبط بود.
زشتی هم تا حدودی با پول درمان میشود. وقتی که ازدواج به خاطر مصالح دیگری غیر از خود ازدواج باشد، نتیجه خوشایند نیست. چقدر سخت که زیبایی زنان میتواند تمام استعدادها و ظرفیتهای آنان را تحت تاثیر قرار دهد.
واقعا برام عجیبه بعضیا نوشتن خود خانم بوده و دچار سوتفاهم شده.
جالبیش اینجاست که اونایی که این نظرو دادن آقایون هستن. فکر میکنن همه مثل خودشون خوبن😅
داستان در مورد ازدواج اجباری و مصلحتی و بدون عشق و خیانت بود.
ممنونم از عزیزان کتابراه