داستان توی یه روستای اوکراینی و شب کریسمس اتفاق می افته. شیطان واسه اذیت کردن مردم، ماه رو می دزده تا همه تو تاریکی گیر کنن. این وسط یه آهنگر ساده و مؤمن به اسم واکولا عاشق یه دختر خیلی خوشگل اما ازخودراضی به اسم اوکساناست. اوکسانا برای ازدواج شرط عجیبی می ذاره. واکولای عاشق در طول داستان ثابت میکنه اگه آدم دلش پاک باشه، حتی می تونه شیطان رو هم بازی بده! در واقع واکولا نماد آدمای ساده، زحمت کش و باایمانه؛ که نه زرنگ بازی درمیاره، نه اهل فخرفروشیه، ولی آخرش برنده می شه. در کل فضای داستان پر از شیطان و جادوئه اما همه چی بانمکه، نه ترسناک؛ و بیشتر واسه خندیدن و فکرکردنه. به نظر من که یه داستان شاد و بامزه ست که تهش حال آدم خوب می شه مخصوصا با اجرای خوب راوی 🌙✨
این داستان هم خیلی به قلم زیبای گوگول شباهتی نداشت. بنظرم به نسبت داستان شنل و پرتره در سطح بسیار پایینتر و خسته کننده بود. علی رغم داستایفسکی و تولستوی که نوشته هایشان جاودانه هستند و حتی امروز هم تازگی خودشان را از دست نداده اند، برخی داستانهای گوگول شاید واقعا مختص همان زمانه و همان مردم بودند و از این کارایی برخوردار نیستند که خواننده قرن ۲۱ ام را هم به خود جذب کنند. بهر حال علاقه مندان به قلم گوگول، خواندن یا شنیدن این کتاب هم برایشان خالی از لطف نبوده و میتوانند خودشان قضاوت کنند. با سپاس از کتابراه و تهیه کنندگان فایل صوتی🙏
سلام و تشکر داستان تخیلی بامزه شب کریسمس من را یاد افسانه های قدیمی خودمون که داخل کتابهای بچه ها یا بزرگ ها بود مثل قصه های صمد بهرنگی و چقدر جالب که در قدیم مردم در کل دنیا اینقدر مذهبی بودند و اعتقادات زیادی داشتند به شیطان و جهنم و …. تشکر از تیم خوب کتابراه
سرگرم کننده بود ذهنتو درگیر میکرد که داستان قراره چجوری پیش بره راستشو بخواین تهش دوست داشتم آهنگر مجنون بشه از عشق زیبای بی خرد و خودش رو از زندگی حذف کنه و اونجا دخترک بدن درد عذاب وجدان بگیره یعنی دوست داشتم باورش نشه آهنگر تا سنپترزبورگ رفته و کفشای ملکه رو اورده!
نیکلای گوگول و خاطرات کودکی، دهه ۶۰ این کتاب رو خونده بودم. امشب به خاطر لطف کتابراه عزیز وتخفیفهای ۵۰٪ این بار شنیدمش، البته یک فیلم سینمایی فانتزی روسی هم به همین عنوان ساخته شده است
در وصف قلم جادویی گوگول همین بس که داستایوفسکی گفت: همهی ما از زیر شنل گوگول أمده ایم.. و اجرای این داستان کلاسیک- فانتزی با صدای آقای عقیلی پور جذاب شد و لذت بردم.