فرسودگی سوزان در زندگی رو با وجود ۴ بچه درک میکنم، حتی گاهی انگار خودم رو میدیدم (که با داشتن دو فرزند) دقیقا با همون احساسات و افکار دست و پنجه نرم میکردم. اما سوزان با توجه به شرایط مرفه زندگیش میتونست کاری انجام بده تا شرایطش رو بهبود ببخشه، اما کاری نکرد جز تحمل و صبر برای رسیدن روزای بهتر که هرگز نصیبش نشد، به این علت که روح و روانش دچار آسیب شده بود...
برای من عالی بود. زنان مستقل و خودساخته اگر دچار روزمرگی و تکرار شوند کم کم به پوچی و بیهودگی میرسند و همه ارزشهای زندگی و آرامشی که دارند دستخوش پوچی میشود. داستان کوتاه، ارزشمند و قابل لمسی بود.