از آنجایی که موقعیت مکانی و زمانی داستان بخشی از واقعیت اجتماع آن دوره از زمان تاریخ بوده درآور بودن جایگاه یک زن حتی در تصور درد هم نمیگنجد
جورج اورول به زیبایی مسیر داستان را تصویر کشیده و دردهای وارد شده به شخصیت اصلی داستان را از تجمل ناپذیری با قدرت دختر به تحمل پذیری تغییر داده که شاید نقطه قوت این داستان همین باشد که نویسنده هیچگاه از قدرت او صحبت نمیکند و حتی گاهی تصاویری از ضعیف بودن او به تصویر میکشد اما در آخر خواننده قدرت او و روح بزرگ او را درک میکند
این سومین کتاب از کتاب های جورج اورول هست که میخونم به نسبت ۱۹۸۴ و قلعه حیوانات رتبه پایین تری داره ولی بازم جایگاه عالی برای به چالش کشیدن هرآنچه تعریف خوبی تعریف دین و خداست و این دیدگاه که اقتصاد روی این پذیرش، ها چه تاثیری داره و البته اینکه چالش رئال دنیا تا چه اندازه با چالش های ذهنی میتونه متفاوت باشه و به تناسب پاسخ به چالش
جورج اورول به زیبایی مسیر داستان را تصویر کشیده و دردهای وارد شده به شخصیت اصلی داستان را از تجمل ناپذیری با قدرت دختر به تحمل پذیری تغییر داده که شاید نقطه قوت این داستان همین باشد که نویسنده هیچگاه از قدرت او صحبت نمیکند و حتی گاهی تصاویری از ضعیف بودن او به تصویر میکشد اما در آخر خواننده قدرت او و روح بزرگ او را درک میکند