چند نکته: اولاً باید توی بخش معرفی کتاب اعلام میشد این رمان توسط نویسنده نیمه کاره رها شده، من بعد از اتمام رمان و بی سرانجام موندن داستان، با تحقیق بعدی متوجه این موضوع شدم. دوماً با اینکه حالات و احساسات شخصیت ها تک به تک با روانکاوی دقیقی توصیف شدن اما وقتی قرار هست این شخصیت ها با هم ارتباط بگیرن نوع رابطه شون برای خواننده گنگ و گاهی اوقات بدون توجیه منطقیه، مثلا شاهزاده کوچولو از نفرت به یکباره دچار عشق و جنون نسبت به نیه توچکا میشه یا همینطور مادرخونده نیه توچکا نوع مناسبات و احساساتش نسبت به همسرش و نیه توچکا کاملاً گنگ و نامفهوم هستش. ایکاش دایتایفسکی همتی کرده و دستی به سر و روی این رمان میکشید چون قطعا میتونست داستان پر جذبه ای از آب دربیاد. کار اجرای خانم راوی هم خوب بود.
شنیدن این مشروحه به عقیده من نمیتواند خالی از لطف باشد اما چند نکته در این نوشتار کاملاً مشهود میباشند، اول اینکه بیان شرح روابط عاطفی و احساسی که بصورت فلسفی قید میگردد از زبان یک تین ایجر نامأنوس جلوه مینماید و دوم اینکه روایط بین انسانها را بصورت گنگ بیان میکند و خواننده یا مستمع خود میباید به مدد تصور خود تصاویری از روابط واحساسات فیمابینشان را در ذهن خود متصور شود و نهایتاً با اینکه محور بحث در فصول انتهایی کناب مطالب همان نامه کذایی پنهان شده میباشد هیچ اشارهای به کاتب آن نمیشود که وی شناخته گشته و سرگذشت وی روشن شود. علی الیحال چنانکه در قبل نیز عرض شد کتاب بدی نیست علی الخصوص که نویسنده آن شخص نامداری چون داستایوفسکی است.
من اثار داستایفسکی را شاهکار هنر نویسندگی میدانم
در این کتاب هم مانند اکثر آثارش از تضاد طبقاتی ' از درون کاوی قهرمانان داستان به ه میبریم
اما این اثر متفاوت با دیگر آثارش بود بیشتر شبیه توهم توهم بود گنگ بود.
راوی دختری است که از زندگی خود میگوید 'از کودکی تا جوانی مدتی در فقر و زمانی ما بین اشراف زیسته 'اما همچو دیگر آثار داستایفسکی شفاف نبود
ممنون از زحمات شما
اولین کتاب از داستایوسکی بود که از زبان یک دختر روایت میشود، همچون بقیه کتابهای این نویسنده مشکلات اجتماعی مردمان روس را منعکس میکند، سبک نگارش دقیقا مانند بقیه کتابهای داستایوسکی است. من عادت کرده بودم کتابهای ایشان با راوی مرد و گویندگی آقای سلطان زاده باشد که این کتاب از این نظر متفاوت است.
کتاب و باید به دو قسمت تقسیم کرد قسمت اول که بسیار خاص و هوشمندانه و چند بعدی نوشته شده و قسمت دوم که بیشتر شبیه رویاپردازی و سرهم بندیه بهرحال داستایفسکی در هر برهه از زندگی درگیر وقایع و جریاناتی غیرقابل پشبینی بود که روی نوشته هایش تاثیرگذار بود
نظر شاهزاده درباره روسو عین حقیقته 😉
شخصیتهای این داستان نمادین هستن
نوازنده قرهنی در واقع روسیه تزاریه
از این مدل کتابخوانی که نقشها رو بازی میکنن خوشم نمیاد
اما به طور کلی صدای خانم کتابخوان خوب بود و روان و با لحن خوبی کتاب رو خوندن
فقط میتونم بگم که دو صد حیف از اینکه این اثر بی نظیر نصفه کاره موند. مطمئنا قابلیت اینو داشت که جز برترینهای تاریخ ادبیات باشه. و در آخر ممنون از کتابراه