با درود و خسته نباشید به تیم محترم کتابراه تشکر از خوانشگر محترم بابت خوانش کتاب که البته احتمالا بخاطر طولانی بودن داستان و خسته شدن، تعدادی واژه را به اشتباه تلفظ کردند. موضوع داستان جالب بود و نکات آموزنده ای هم داشت و خواننده دوس داشت کتاب را زمین نگذارد ولی از نظر من از آنجایی که رامین تغییر رویه داد و کلا محو شد کلیشه بوده و یکم غیرواقعی بنظر میرسید و داستان جذابیت قبل را نداشت و ضمنا اگر میشد که در زندگی واقعی هم انسانهای ظالم و بی رحم مثل مهشید و حمید به این شکل به سزای عمل خود میرسیدند که واقعا دنیا جای خیلی خیلی بهتری میشد ولی متاسفانه اینجوری نیست و بنظرم اغراق آمیز بود. چند قسمت آخر را روی دور تند گذاشتم که زودتر به انتها برسم و در نهایت پایان داستان هم همونجوری که شنونده دوست داره رقم میخوره. در آخر شنیدنش برای آخر شبها و رفع بیکاری بنظرم خوبه.
یکی از دلایلی که سراغ رمان ایرانی نمیرم همین کلیشهای و تکراری بودن داستان هاست.
گوینده بسیار ضعیف، انگار برای بچههای دبستانی کتاب داستان میخونه. بسیار کند و بی هیجان
و کلمهها رو اشتباه میخونه.
داستانش خیلی قشنگ پیش میره ولی از جایی که یهو رامین میره و پیرمرد رو میبینه یهو تمام هیجانات داستان بهم میریزه و از اون کیفیت داستان خیلی کم میشه میشد خیلی بهتر پیش بره