فاطمه یوسفی در کتاب صوتی برای دیگران از تأثیر حرف و حدیثهای مردم بر زندگی افراد سخن میگوید. اغلب مردم در زندگی خود بهصورت غریزی تمایل دارند دوست داشته شوند و مورد احترام دیگران باشند اما دستیابی به چنین شرایطی تقریباً غیرممکن است چرا که همیشه هستند افرادی که دیگران از نگاه آنان ناکافی و ناکارآمدند. نگرانی از قضاوت مردم نهتنها مانع لذت بردن از زندگی میشود بلکه پیامدهای آزاردهنده و غیرقابلجبرانی را نیز در پی خواهد داشت. برای آنکه بهدرستی با فشار افکار و نظرات دیگران دربارهی خود روبهرو شوید، چندین و چند راهکار را میتوانید در پیش بگیرید اما مهمتر از هر چیز لازم است بدانید هیچ کسی بهتر از شما از صلاح کارتان آگاه نیست. این زندگی از آنِ شماست و میتوانید به هر شکل که بخواهید آن را بسازید. پس بهتر است بدون آنکه بیهوده سعی کنید همه را از خود راضی نگه دارید و بر قضاوت آنها متمرکز شوید، تلاش نمایید تا فارغ از آنچه دیگران میاندیشند، سبکِ زندگیِ منحصربهفرد خودتان را بسازید و به دلخواه خود زندگی کنید
با تشکر فراوان از کتابراه
کتاب صوتی برای دیگران، دراین کتاب سرکار خانم فاطمه یوسفی به مشکلی که اغلب خانواده های ایرانی درگیرآن هستند پرداخته اند. داستان درمورد خانواده ای است که عروسشان طلاق گرفته و پدرشوهربه دلیل عدم توانایی شوهرجهت پرداخت مهریه قبول کرده که مهریه را کمال وتمام بپردازد، مشکلی درحال حاضر اغلب خانواده ها بدان گرفتارند. خانم یوسفی بسیار زیبادرقصه فشار وارده برشانه های پیرمرد را به رشته تحریر درآورده و ترسی که از رفتن آبروی خود دارند . متاسفانه معضلی که دراین چنددهه اخیر خیلی از خانواده های ایرانی طعم آنرا چشیده اند درکل کتاب بدی نبود وگوش کردنش را به همه توصیه میکنم. باتشکرازهمه دست اندر کاران مجموعه کتابراه، خداوند یارویاورتان باشد..
این داستان کوتاه درباره پیرمردیست که حاضر شده مهریه عروسش را به جای پسرش پرداخت کند و از لحاظ مالی در تنگناست. از همان ابتدای ازدواج هم، نه او و نه پسرش توان پرداخت همچین مهریهای را نداشتهاند. چشم و همچشمی و پذیرفتن آنچه که از توان آنها خارج است، باعث شده آبرویشان هم در خطر باشد. نویسنده در این قصه معضل اجتماعی مهریهی سنگین را نشان میدهد ولی این بار با این تفاوت که سختی پرداخت مهریه به عده پدر داماد است، نه خود او.. مظلومیت و ناتوانی پیرمرد و پیرزن را به خوبی میتوان در قصه احساس کرد و بیچارگی آنها خیلی ملومس است. فقط لهجهی پیرزن خیلی اغراقآمیز و بیشازحد کشدار بود. فکر میکنم قرار بود که لهجهی شیرازی باشد.
کتابی با موضوع اجتماعی و معضلاتی که در جوامع بزرگ بوجود میاد، اعم از چشم و همچشمی، در نظر گرفتن حواشی در زندگی به جای اصل زندگی.
تعیین مهریه سنگین و بدهکار کردن شخصی از همان ابتدا حتی با اینکه از اول هم طرف توان پرداختش رو نداره. ..
تا اونجایی که متوجه شدم این بود که پدر و مادر پسر قبول کردند مهریه عروس را بدن پسر در حق پدر خودش خیلی بدی کرده که باعث شده پدرش به زندان بیوفته هیچ وقت برای تایید دیگران نباید خود را اذیت کرد. همه را که نمیتونیم از خودمون راضی کنیم.
داستان در مورد طلاق و مهریه ست. مشکل امروز جامعه. پدر و مادر داماد عروس را مقصر میدانند و خانواده عروس داماد را. متاسفانه مشکلات اقتصادی در بروز این مشکلات در درجه اول است و بعد اعتیادو.. ممنونم از کتابراه
کتابیست با موضوع اجتماعی و معضلاتی که در جوامع وجود دارد، اعم از چشم و هم چشمی و مهریههای سنگین و بدهکار کردن شخصی از همان ابتدا حتی بااینکه از همان ابتدا توان پرداختش رو نداره. ممنون از کتابراه
اسم مناسبی برای کتاب انتخاب شده بود واقعا برای دیگران زندگی کردن عاقبت خوشی نداره. گوینده خوب با لهجه میتونست صحبت کنه ولی اینکه بزاق دهان رو قورت نمیداد روی مخ بود
داستان حمایت بیشاز اندازه والدین از فرزندان به نحوی که فرزندانشان وقیح و طلبکار میشوند و خود خوری وترس از ابرو و بعد انفجار خشم فرو خورده وبعد فاجعه جبران ناپذیر
خوب بود پیشنهاد میکنم بشنوید.
درباره پیر مردیه که تقبل میکنه به جای پسرش مهریهی عروسش رو پرداخت کنه ولی هیچ کدوم شرایط پرداختش رو ندارن و در مضیقه ان...
با تشکر فراوان از کتابراه