کتاب سرگذشت یک خانواده معمولی ۴ نفره با بلند پروازیها و شکستهای پدر خانواده و پسر بزرگتر از شخصیت و رفتار و شغل پدر که به قول امین پسر بزرگ خانواده کارگر ویلاهی شمال و سرویس دادن به مسافران بدون هیچ عزت نفسی پسر هم به گونهای مثل پدر شد بزرگ شد با این تفاوت داوود پدر کارش رو سرویس دادن به مسافرها و گپ زدن با انها را دوست داشت ولی امین سرشار از عقده و کمبینیهایی که دچارش است ولی جالبتر این که تمام بدبختیها بود و مادر خانواده و برادر کوچکتر هم در همان شرایط بودند ولی برای صلح بین داوود و امین خیلی سعی میکنن اینجا مادر خانواده خودش را چی میبیند، زندگیش چه معنایی دارد و این نکته عصبانیت انکار شده نفرت تلمبار شده از بین نمیرود هیچگاه بلکه در موقعیتی حساس به زشتترین نحوه ممکن مانند غده چرکی بیرون میریزد
نویسنه بسیار لحظات رو قشنگ توصیف کرده حالو هوایی که من یکی حسش کردم وقتی از فوتبال ایران و استرالیا میگفت
صدای اقای شومون هم با این که اولین کتابب بود که با صدای ایشون گوش کردم گوش نواز بود.
این کتاب حقیقتا امتیاز کامل را دارد. کتابی دلپسند از یک نویسنده ایرانی. خیلی از لحظات کتاب کاملا با ما عجین بود و چه خوب نوشته شده بود. داستان کتاب، از تضاد ها و خواسته هایی که برآورده نمی شوند. خانواده ای کوچک با آرزو ها و توانایی های خاص که مخصوص مردم کنار دریاست، در جوار مسافرانی که گذرا و برای فقط تفریح از این اماکن استفاده می کنند. برداشت ها مقایسه ها و توجیه نشدن های اجتماعی، که از همه مهمتر در این کتاب به آن توجه شده، حس مهم نبودن یا محترم نبودن است. که البته اشتباه است و فقط بخاطر شرایط اجتماعی ایجاد می شود. مانند بیمه، کار، درآمد که اگر توجیه درستی نداشته باشد. می تواند نفرت ایجاد کند. صدای آقای شومن گرم و گوشنواز بود. و امیدوارم کتابهای بیشتری از این نویسنده داشته باشیم. سپاس از شما🌱
واقعا لذت بردم از توصیفات نویسنده، خیلی قلم روانی داشت. روایت آقای شومون هم عالی بود واقعا خود کتاب وصف ناکامی های پدری بود که مورد سرزنش فرزندانش بود حتی باعث نفرت بچه هاش شده بود در حالی فرزندش در آستانه ۴۰ سالگی دقیقا همون شرایط رو داره، در توصیفات پدر علی رغم ناکامی ها شخصیتی می بینیم که زندگی براش مفهوم داره چیزهای به خصوصی هست که دوست داره و لذت میبره ولی سینا، به تمام علایق پدر بغض داره، یه ویلا، آدم ها، حتی یه ویدئو و گربه.
به نظرم اینکه کتاب با توجه به اینکه از قلم یک خانم نوشته بود، بسیار عالی حس و حال دو پسر نوجوان را مطرح میکرد. من لذت بردم و مشتاق شنیدن و خواندن کتابهای دیگری از ایشون هستم. پایان بندی کتاب برخلاف کلیشههای موجود، شگفت انگیز و غیرقابل پیش بینی و رسالت ادبیات (به نظر بنده) که جدایی از روزمره و تجربیات تکراری ست، به خوبی ادا کرده است.
خیلی ادمو جذب نمیکنه اولش منتظر داستانی بر هیاهو و هیجان انگیز هستی اما داستانی محو از زندگی یک پدر و دو پسر را بتصویر میکشد که خیلی قابل تامل نیست و خیلی زود و ناتمام میماند
قصه داستان در مقایسه با چیزی که ازش تعریف و تمجید شده بود انقدر جذاب نبود اما خوانش آقای شومون بسیار عالیه، امیدوارم کتابهای دیگهای با صدای ایشون بشنویم.
نویسنه بسیار لحظات رو قشنگ توصیف کرده حالو هوایی که من یکی حسش کردم وقتی از فوتبال ایران و استرالیا میگفت
صدای اقای شومون هم با این که اولین کتابب بود که با صدای ایشون گوش کردم گوش نواز بود.