بحث جالبی داشت اما بهتر از حالت سوال و جواب معلم شاگردی این بود که بین دو بچه واقعا حسادتی وجود داشت و براش راه حل های کاربردی داده میشد مثل جملاتی از این قبیل که به جای مقایسه ی خودت با دیگران سعی کن خودت رو با خودت مقایسه کنییا مثلا مقایسه کردن شادی رو از بین می بره یا مثلا تو یه خوبی هایی داری دوستت یه خوبی های دیگه
این کتاب کار مرا برای فهم مطلب حسودی به فرزندم واقعا کم می کند. من در بار اول که گوش کردم متوجه شدم که چقدر خوب می توانم با استفاده از آن مثال ها فرزندم را قانع کنم تا کمتر حسودی کند. اجرا و انتخاب درست موسیقی هم بی نظیر بود. من یک کتاب متفاوت امروز گوش کردم. سپاس
از پایه حسودی رو اشتباه توضیح دادن! حسادت و غرور چه ربطی به هم دارن؟! کی گفته همه حسودا مغرور هستن؟ حسادت خواستن چیزیه که دیگران دارن؛ چه یک اسباب بازی باشه چه یک موقعیت اقتصادی بهتر. قضیه رو هم پیچوندن هم اشتباه توضیح دادن.
دختر من اصلا تا آخرش گوش نکرد چون همش به حواشی پرداخت تا مبحث حسودی. بنظرم باید از اول یه تعریفی از حسودی میکرد و بعدش راه حل دوری از این حس، نه اینکه همش بپرسه حسودی چیه و بچهها هی بگن حسودی این نیست؟ بگه نه، اون نیست، نه!!!
پسرمن از این داستان خیلی خوشش اومده وهمیشه موقع خواب گوش میده. مخصوصا اون مکالمههای بین معلمها وشاگردا به نظرم خیلی جذابه وبچه رو جذب میکنه علاوه برموضوع داستان کلمات جدید همراه با معنی هاشون به بچهها یاد میده