نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی شهری که مردم آن با زانو راه میرفتند - محمدرضا سرشار
4.6
18 رای
شهراد رضائی
۱۴۰۲/۱۰/۲۵
00
کتابی بسیار زیبا و شنیدنی با قلم و صوت استاد بزرگ محمد رضا سرشار (رضا رهگذر) است که میتوان در کارنامه ایشان آثار نوستالژی مانند قصهی ظهر جمعه. و آثار کتابی مثل مجموعه هفت جلدی «داستانهای انقلاب» که با ویرایش این استاد بزرگ شامل گزیده داستانهای کوتاه درباره پیروزی انقلاب اسلامی برای نوجوانان است را روایت کرد. به طور کلی این کتاب با قلمی روان و صوتی بسیار زیبا روایت شده است و به نوجوانان و برخی از دوستان بزرگ سال و جوان که علاقه مند به حال و هوای این جور قصهها هستند توصیه میکنم با آرزوی موفقیت و سلامتی برای همه شما دوستان عزیز
سلام و عرض ادب
کتاب صوتی شهری که مردم آن با زانو راه میرفتند داستان یک جامعه اسیر شده در دست دیکتاتوری و همچنین راوی داستان چاپلوسی و اطاعت مطلق کردن است کور بودن افکار جامعه را تحریر میکند این نکته مهم است که کور کورانه هیچ اندیشه یا کاری و..... را انجام ندهید بنظرم این نکته اصلی داستان بود و با جامعه ما اینگونه افکار و اینگونه افراد شباهتهای زیادی دارند.....
ممنونم از عزیزان کتابراه
کتاب صوتی شهری که مردم آن با زانو راه میرفتند داستان یک جامعه اسیر شده در دست دیکتاتوری و همچنین راوی داستان چاپلوسی و اطاعت مطلق کردن است کور بودن افکار جامعه را تحریر میکند این نکته مهم است که کور کورانه هیچ اندیشه یا کاری و..... را انجام ندهید بنظرم این نکته اصلی داستان بود و با جامعه ما اینگونه افکار و اینگونه افراد شباهتهای زیادی دارند.....
ممنونم از عزیزان کتابراه
یک داستان تخیلی برای نوجوانان است که با اقتباس از یک افسانه خارجی بازنویسی شده است. داستان، جهانگردی را روایت می کند که به شهری می رسد که در آن راه رفتن روی دو پا جرم محسوب می شود و همه مجبورند روی زانو حرکت کنند. این حکایت، تمثیلی از ستایش آزادگی، استقلال فکری و نقد چاپلوسی و دنباله روی کورکورانه است و به شکل غیرمستقیم مخاطب را به پرسشگری و حفظ هویت فردی دعوت می کند
